۱۳۹۹ اسفند ۵, سه‌شنبه

مجاهد شهید داریوش سلحشور

 
  به احتمال صد درصد حکم اعدام من صادر میشه. من خیلی دوستام اعدام شدند. میرم پیش اونها، شهادت راه ماست
داریوش سلحشور از فرزندان مردم سیستان و بلوچستان سال۱۳۴۱ در زابل به دنیا آمد. میلیشیای قهرمان، داریوش سلحشور در میان اسرای مجاهد خلق در زندان اوین، به‌مهدی رضایی مشهور بود.
این قهرمان ۱۹ساله با خام‌کردن جلادان خمینی آنها را بر آن داشت تا با حضور خبرنگاران خارجی، برای او صحنه محاکمه‌ای ترتیب بدهند. مزدوران رژیم به‌خیال سوءاستفاده‌های تبلیغاتی، یک دادگاه نمایشی ترتیب دادند.
اما در این بیدادگاه که گیلانی جلاد به‌عنوان رئیس و لاجوردی دژخیم در نقش دادستان ظاهر شده بودند، آنچنان ضربه‌ای از این مجاهد خلق دریافت کردند که اینگونه نمایشات را برای همیشه فراموش کردند.
وقتی آخوند گیلانی کیفرخواست را قرائت کرد، نوبت به میلیشیای قهرمان رسید. او اینگونه شروع کرد:
« من الآن تو دادگاه می خواهم از خودم دفاع کنم ولی دفاع من به خاطر جونم نیست. چون من از وقتی با خدا و مردم و با مکتبم این عهد را بستم که در مسیر آنها حرکت کنم از جون خودم گذشتم واسه من فرقی نداره حکم دادگاه چی باشه...».
آخوند گیلانی (رئیس بیدادگاه) وقتی می گوید: «شما این را اطلاع دارید که ایجاد رعب و وحشت در جامعه ولو کسی را هم نکشید به عنوان محارب از نظر موازین فقه تشخیص داده می شود»، داریوش سلحشور ادامه می‌دهد «... می خواستم بگم این برخورد خصمانه من با جمهوری اسلامی به چه سبب بود. مگه من کسی نبودم که قبل از انقلاب جلو تانک رفتم، کوکتل مولوتف جلو تانک انداختم. با رژیم شاه جنگیدم... تنها چیزی که باعث شد من سلاح به دست بگیرم یک چیز بود، فقط این بود که حس کردم، یعنی با ایمانی که به سازمان مجاهدین خلق داشتم و دارم و خواهم داشت و تا آخرین لحظۀ جونم خواهم داشت، این حس را کردم که رژیم حاکم با سرکوب آزادیهای مردم، با سرکوب نیروها دقیقاً ... درمقابل نیروهای انقلابی وایستاده، من به این خاطر سلاح به دست گرفتم و اگه موضوع اینه که سلاح به دست گرفتن؛ ایجاد رعب و وحشت کردن قیمتش اعدام است باید بگم ... من از همان روزی که قدم توی این راه گذاشتم پیه این تهمت‌ها را به خودم بستم. همانطوری که من ادعا دارم که امروز حسینی‌ام، امام حسین را توی کربلا خارجی خواندند؛ محمد را دیوانه، علی را کافر خواندند... باشه چه باک، چه باک. من که می خواهم راه آنها را برم از محارب، مفسد، باغی و هرچی که بگن اعلام کنید... به احتمال صد درصد حکم اعدام من صادر میشه. من خیلی دوستام اعدام شدند. میرم پیش اونها. شهادت راه ماست...
دفاعی که دارم این است که به امید خدا و با یاری خلق قهرمان ایران، در تاریخ ایران ثبت خواهدشد که این اعمال نه تنها ضدانقلابی نیست، محاربه با خدا نیست بلکه دقیقاً در جهت انقلاب است و تاریخ این را ثابت خواهدکرد. و سیَعلمُ الذین ظَلَموا اَیّ منقلب ینقلبون...»
داریوش سلحشور پس از دفاعیات پرشور و سخنان قهرمانانه‌اش برای زمانی طولانی تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت. سرانجام در روز هشتم آذرماه سال۶۰ به‌جوخه تیرباران سپرده‌شد.
 
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر