۱۴۰۱ تیر ۹, پنجشنبه

با یاد مجاهد شهید فاطمه عبداللهی

 


محل تولد: کاشان

سن: ۲۶

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

سابقه مبارزاتی:۷سال

گاهی اوقات آدم احساس می‌کند که با وجود تمامی آگاهی‌هایی که دارد و آمادگیهای قبلی که برای شهادت و شهید شدن و شهید دادن دارد، باز هم وقتی خبر شهادت بچه‌ها را می‌شنود چنان دردآور است که آدم می‌خواهد جای آن شهید باشد.

من نیز در تمامی لحظاتی که خبر شهادت بچه‌ها را می‌شنوم و یا به‌شهادت آنها فکر می‌کنم، تنها آرزویم این است که روزی بتوانم در راه اهداف والای سازمان شهید شوم و خون ناچیزم را فدیه رهایی خلق‌مان و میهنمان کنم...

با شناخت این راه بود که احساس می‌کردم درهای بهشت برویم گشوده شد و پای به زندگی نوینی نهاده‌ام.

راه فدا، ایثار، از خود گذشتگی، همان راهی که ادامه دهنده‌اش شما هستید و ای کاش هزاران جان می‌داشتم و می‌توانستم تمامی آنها را در این راستا فدیه کنم. نامه به رهبری ـ ۲۵آبان ۶۶

فاطمه عبداللهی تا سال۶۰ فعالیت سیاسی نداشت. او از طریق همسرش مجاهد شهید فریدون ورمزیاری (فرمانده رضا) با مجاهدین آشنا شد و فعالیت خود را آغاز کرد.

فاطمه در سال۶۱ وارد منطقه شد. سپس مدتی در اروپا در ارتباط با تشکیلات خارج کشور بود و سال۶۵ به منطقه بازگشت و در بخشهای مختلف مسئولیت به‌عهده گرفت.

در فروغ جاویدان، هم‌چنان‌که در نامه خود اشاره کرده بود، به دشمن یورش‌ برد و سرب مذاب بر سر و روی دژخیمان فرو ریخت.

سرانجام در حماسی‌ترین لحظه زندگیش به «بانگ رسا و خروش رعدآسای» زن مجاهد خلق تبدیل شد که «قلب و مغز پوسیده آخوندها و پاسداران ظلمت و سیاهی» را خواهد لرزاند و خاک و خاکستر خواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر