۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

با یاد مجاهد شهید سعید (مجتبی) جابانی

 


محل تولد: قوچان

شغل: معلم

سن: ۲۵

تحصیلات: -

محل شهادت: مشهد

تاریخ شهادت: ۱۰-۲-۱۳۶۱


سعید (مجتبی) جابانی‌زاده شهر قوچان در سال۱۳۳۶ است. او در فاز سیاسی یکی از هواداران پرشور مجاهدین بود که در عمده فعالیت‌های سیاسی آن دوران شرکت داشت. این مجاهد گرانقدر در تاریخ ۱۰اردیبهشت سال۱۳۶۳ در زندان مشهد به‌دست دژخیمان خمینی اعدام شد و بر عهد خونینش با خدا و خلق وفا کرد.


گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید:

بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران

و

بنام شهدای بخون خفته خلق

أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلىٰ نَصرِهِم لَقَديرٌ ”حج – ۴۱“

به کسانی که بر آنان ظلمی‌ رفته است اجازه پیکار داده شده است، و همانا خداوند بر پیروز گردانیدنشان تواناست.

من سعید جابانی فرزند محمد دارای شناسنامه‌ٔ شمارة ۴ صادره از قوچان با سلامت و آگاهی کامل و در حالی این وصیتنامه را می‌نویسم که صدای... با فریاد زنده باد آزادی مجاهدین درهم آمیخته است و طلوع فجر را نوید می‌دهد اینک این آوای رهایی بخش... مجاهد است که سرود آزادی سرمی‌دهد.

من نیز بار دیگر با خدا و خلقم تجدید میثاق می‌کنم و به خون پاک برادران و خواهران دلاورم که سنگ فرش خیابان‌ها و میدانهای تیر را گلگون ساخته است، قسم می‌خورم که تا رهایی خلقم... قسم می‌خورم تا آخرین قطره‌ٔ خونم به آرمانهای مقدس سازمان مجاهدین خلق ایران وفادار بمانم.

باشد تا قطره‌ای ناچیز از سیل خروشانی باشم که غران و شتابان بنیان رژیم سفاک خمینی را می‌کَنَـد و به زباله‌دان تاریخ می‌افکند. رژیمی که گلهای نوشکفته را به جوخه‌های تیرباران می‌سپارد و از به‌شهادت رسانیدن مادران باردار نیز ابایی ندارد. ما اینک خورشید آزادی را می‌بینیم که از پس ابرهای تیره و تار ارتجاعی سر برون می‌آورد، آری ما خورشید رهایی را که در حال دمیدن است می‌بینیم... در خاتمه از همسر و پدر و مادر و بستگانم می خواهم کلیه‌ٔ امکاناتم را که داشتم در اختیار سازمان قراردهند و از همسرم می خواهم در راهی که برگزیده است هم‌چنان مقاوم و استوار به پیش رود

به امید رها‌یی و بهروزی همه‌ٔ خلقهای در زنجیر

غم ما غم نیست بار غمهاست

غم صد چشم بدر دوخته است

غم صد شام بدون سحر است

من نمی‌اندیشم جز به فردای شب تاریکم

من نمی‌اندیشم جز به رنگ مس و باروت

جز به میدان نبرد

سخن از ماندن و ماندنها نیست

سخن از رفتن هم نیست

سخن این است که خاکستر تو تخم رزم آور دیگر باشد.

برافراشته باد پرچم خونرنگ جامعه‌ٔ بی‌طبقه‌ٔ توحیدی

مرگ بر ارتجاع –سلام بر آزادی

۲۱ / ۹ / ۶۰ سعید جابانی


با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر