۱۴۰۴ فروردین ۲۳, شنبه

از خاک تا افلاک: حکایت کشاورزی که رزمنده شد

 


محل تولد: اهواز

شغل: کشاورز

سن: ۲۳

تحصیلات: ابتدایی

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷


رحیم راهبر، جوانی برخاسته از خاک گرم و فقیرنشین اهواز، با دستانی پینه‌بسته از کار در مزرعه، و دلی سرشار از آرمان، سرنوشتی متفاوت را برای خود رقم زد. او ۲۳ ساله بود، تحصیلات ابتدایی داشت، و زندگی‌اش را با شرافت کشاورزی می‌گذراند؛ اما تقدیرش را نه در شیارهای مزرعه، بلکه در میدان نبرد آزادی نوشت.

در مهرماه ۱۳۶۶، در جریان یکی از عملیات‌های ارتش آزادیبخش ملی در منطقه ارتفاعات لَری ـ بانه، او که سربازی در نیروهای رژیم بود، همراه با چند تن دیگر به دست رزمندگان آزادی افتاد. برخلاف آنچه دستگاه تبلیغاتی رژیم از مجاهدین ساخته بود، آنچه رحیم در اردوگاه رزمندگان دید، چیزی جز انسانیت، برابری، و ارزش‌های نوین مبارزاتی نبود.

این جوان ساده‌دل و باصفا، که از نزدیک فجایع رژیم و چهره فریبکار و سرکوبگر آن را درک کرده بود، تصمیمی بزرگ گرفت: گذر از اردوگاه دشمن مردم و پیوستن به صفوف ارتش آزادیبخش. این انتخاب، نقطه آغاز فصل تازه‌ای در زندگی رحیم بود. او با تمام وجود به فراگیری آموزش‌ها، اجرای مسئولیت‌ها، و جذب در فرهنگ مبارزاتی سازمان پرداخت. خودش گفته بود که تصمیم دارد تا پایان عمر، در کنار رزمندگان بماند.

سرانجام، در عملیات بزرگ فروغ جاویدان، رحیم راهبر، همچون هزاران مجاهد دیگر، بی‌هراس از مرگ، سینه سپر کرد و با دشمن روبرو شد. اما دژخیمان رژیم، که در یکی از درگیری‌ها به او دست یافته بودند، تحمل این آزادگی را نداشتند. در سومین روز عملیات، در میدان شهر اسلام‌آباد، او را حلق‌آویز کردند؛ بی‌آنکه بدانند جسمش را شاید بتوان به دار کشید، اما راهش را هرگز.

رحیم راهبر نه تنها شهیدی از جنس درد و فقر، که نمادی است از اراده‌ی آگاه، و تولد دوباره‌ی انسان انقلابی از دل تاریکی. او نشان داد که می‌توان از خاک برخاست، به افلاک پیوست، و جاودانه شد.


با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر