۱۴۰۴ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

همافر انقلابی، شهید مجاهد خلق سید احمد (رضا) موسوی؛ از پایگاه مهرآباد تا سلیمانیه، از آگاهی تا جاودانگی

 


محل تولد: تهران

شغل: همافر نیروی هوایی

سن: ۳۳

تحصیلات: -

محل شهادت: عراق

تاریخ شهادت: ۲۳-۴-۱۳۶۵


در تاریخ سراسر افتخار این سرزمین، نام مردانی می‌درخشد که نه تنها با سلاح، بلکه با آگاهی، ایمان، شور انقلابی و عشق به مردمشان جنگیدند.

مجاهد شهید سید احمد (رضا) موسوی یکی از این ستارگان بی‌غروب است.

او در سال ۱۳۳۲ در تهران، در دل محلات جنوبی که درد و فقر را می‌توانست لمس کند، به دنیا آمد. پس از پایان دبیرستان، به نیروی هوایی پیوست و در پایگاه یکم شکاری تهران در تخصص خود مشغول به کار شد. از همان ابتدا، روحی پرشور، صریح‌اللهجه و جسور داشت؛ زبانش زبان حق بود و کسی تاب گفت‌و‌گوی حقیقت‌جویانه‌اش را نداشت.

در سال‌های ۵۴ تا ۵۷، در پایگاه شاهرخی همدان خدمت می‌کرد و با موج بیداری مردم علیه رژیم شاه همراه شد. در اعتصاب غذای معروف پرسنل پایگاه، نقشی فعال داشت و به همین دلیل دستگیر شد. اما فضای انقلابی آن روزها، آزادی او را رقم زد تا دوباره به صفوف مبارزان بازگردد. هر هفته به تهران می‌آمد تا در تظاهرات مردمی شرکت کند و شعله‌ی اعتراض را برافروخته‌تر نگه دارد.

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، سید احمد از نخستین همافرانی بود که با سازمان مجاهدین خلق ایران ارتباط گرفت. در پایگاه مهرآباد، مسئولیت‌هایی چون تبلیغ مواضع سازمان، جمع‌آوری کمک‌های مالی و سازماندهی نیروها را بر عهده گرفت. با اوج‌گیری سرکوب‌ها پس از سال ۱۳۶۰ و مشخصاً پس از پرواز تاریخی برادر مجاهد مسعود رجوی از پایگاه یکم شکاری به فرانسه، سید احمد نیز وارد زندگی مخفی شد.

او با تمام وجود به انقلاب و رهایی مردمش باور داشت. پس از شهادت موسی خیابانی و اشرف رجوی، در یادداشتی پرشور نوشت:

«حالا نوبت ماست. باید ثابت کنیم اشرف و موسی تنها نبودند. باید به خمینی بفهمانیم که هر مجاهد خلق، شعله‌ای‌ست غرنده‌تر از پیش.»

در همان سال‌ها، به کردستان منتقل شد و به صفوف پیشمرگان مجاهد خلق پیوست. در نبردهای ۷ روزه منطقه‌ی آلان در مهرماه ۱۳۶۲، دلاوری‌ها و فرماندهی‌اش زبانزد شد. اما نقطه عطف زندگی انقلابی‌اش، با سرفصل انقلاب ایدئولوژیک همراه بود. او در نامه‌ای به مسعود و مریم رجوی چنین نوشت:

«مگر برای رهایی یک خلق چه باید کرد که شما نکردید؟ چنان عشقی به شما و سازمان پیدا کرده‌ام و چنان کینه‌ای به خمینی که قابل وصف نیست.»

این جمله‌ها گویای عمق ایمان او بود. ایمان به حقیقتی که فراتر از زندگی و مرگ معنا پیدا می‌کرد.

در ۲۳ تیر ۱۳۶۵، همافر شهید سید احمد موسوی در مسیر مأموریتی از سلیمانیه به کرکوک، در کمین نیروهای مزدور خمینی گرفتار شد و همراه با دیگر همرزمانش، ناجوانمردانه به شهادت رسید. اما این کمین دشمن، پایان راه نبود؛ آغاز راهی بود که در حافظه تاریخی یک ملت، درخشان باقی ماند.

امروز، او نه فقط یک مجاهد شهید است، بلکه صدای ایستادگی است؛ پژواک صداقت، و نشانی از نسلی که در برابر همه‌ی تیرگی‌ها، پرچم نور را برافراشتند.

🌹 یادش گرامی، راهش فروزان، نامش در قلب‌ها جاودان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر