۱۴۰۴ فروردین ۲۰, چهارشنبه

روایت شهید محمدعلی رأفتی‌مقدم؛ از فاز سیاسی تا آسمان فروغ جاویدان

 


محل تولد: قوچان

شغل: دانشجو

سن: ۲۷

تحصیلات: دانشجوی تربیت معلم

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

سابقه مبارزاتی: ۱۰سال


با یاد و نام مجاهد شهید محمدعلی رأفتی‌مقدم، پرچم‌دار نسلی که با شعله‌ی ایمان و آگاهی، از جان گذشتند تا وطن آزاد شود...

محمدعلی در سال ۱۳۴۰ در شهر قوچان دیده به جهان گشود؛ در خانواده‌ای که از پیشگامان مبارزه با استبداد بود. برادر بزرگترش طعم زندان شاه را چشیده بود، و خواهر دلیرش، ناهید، در حماسه‌ی ۱۹بهمن۶۰ در رکاب اشرف و موسی، جان فدای آرمان کرد. با چنین پشتوانه‌ای، محمدعلی نیز از همان جوانی، به کاروان آزادی‌خواهان پیوست.

او پس از انقلاب، با آگاهی و انتخاب، به صفوف سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و از همان ابتدا، به عنوان دانشجویی هوشیار و مبارزی خستگی‌ناپذیر، نقش‌آفرینی کرد. در همان دوران که خیلی‌ها سکوت یا انفعال پیشه کردند، او راه دشوار مبارزه را برگزید و قدم در مسیر شناسایی و عملیات‌های رزمی گذاشت.

محمدعلی یکی از نیروهای ورزیده در یکان‌های شناسایی مجاهدین بود. در مأموریت‌های حساس، داوطلب اول بود. با بی‌قراری انقلابی‌اش، لحظه‌ای آرام نداشت و به گفته همرزمانش، گویی قلبش برای رهایی ایران می‌تپید، نه چیز دیگر. در عملیات‌های پرخطر و جسورانه، همیشه پیشتاز بود.

نقطه عطف زندگی‌اش، حضور در عملیات کبیر فروغ جاویدان بود؛ همان نبرد سرنوشت‌ساز که هرکس در آن حضور یافت، در قامت یک قهرمان تاریخ ایستاد. محمدعلی در این نبرد، قهرمانانه جنگید، گله‌های پاسدار را در هم شکست و سرانجام، در درگیری‌ای خونین، پس از ده سال مبارزه‌ی بی‌وقفه، به آرزویش رسید؛ شهادت در راه رهایی خلق.

در وصیت‌نامه‌اش که دو سال پیش از شهادت نوشت، چنین می‌خوانیم:

«تنها آرزویم شهادت در مسیری است که مسعود و مریم راهبر و راهگشای آن هستند... هیچ ارزشی بالاتر از شناخت رهبری عقیدتی عصر خود نمی‌دانم... آرزو می‌کنم که کشتی توفان‌زده میهن به ساحل نجات برسد و بهار پیروزی در خاک ایران بشکفد...»

محمدعلی رأفتی‌مقدم، جوانی بود که نه در آسایش و امنیت، که در خطر و آگاهی، معنای زندگی را یافت. او از قله‌های فروغ، جاودانه به تاریخ پیوست و نامش در دل نسل‌های آینده، به‌عنوان نماد ایمان، آگاهی و انتخاب آگاهانه باقی خواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر