۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۹, دوشنبه

سیدعبدالله رزاز؛ از زندان و شکنجه تا خط مقدم فروغ جاویدان

 


محل تولد: خرم آباد

شغل: کارمند وزارت کشاورزی

سن: ۲۷

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

سابقه مبارزاتی: ۱۰‌سال

زندانی سیاسی: ۳سال


با یاد مجاهد شهید سیدعبدالله رزاز، فرزند دلاور لرستان و کارمند شجاع وزارت کشاورزی، که در راه آرمان آزادی، با دستان خالی اما قلبی پر از ایمان، در عملیات فروغ جاویدان شعله‌ور شد و جاودانه ماند.

سیدعبدالله، متولد خرم‌آباد، از جوانی با درد مردم و ستم حاکمان آشنا بود. با آغاز خیزش مردمی، در موج‌های نضج‌گیرنده انقلاب، او نیز برخاست. در همان روزهای آغاز، شعار می‌نوشت، تظاهرات مردمی را سامان می‌داد و برای مبارزه، به تأمین سلاح روی آورد. آشنایی او با مجاهدین خلق و مطالعه زندگی‌نامه شهدا، شعله‌ای در دلش روشن کرد که خاموش‌نشدنی بود.

در اوایل سال ۵۹، ارتباط سازمان‌یافته‌اش با سازمان آغاز شد. تیرماه ۶۰، پاسداران در خانه‌اش را شکستند و او را دستگیر کردند، اما در نیمه شهریور همان سال از زندان فرار کرد و به مبارزه بازگشت. مدتی بعد، در بروجرد به همراه یاران هوادار مجاهدین، چند عملیات موفق علیه مراکز سرکوب انجام داد. ولی در مهر ۶۰ دوباره دستگیر و به ۳ سال زندان محکوم شد.

زندانی که برایش میدان شناخت عمیق‌تر از چهره ضدبشری رژیم بود. شکنجه‌ها، اعدام‌ها، و جنایت‌ها، کینه‌ای ریشه‌دار در دلش کاشت و عزم او را پولادین کرد. پس از آزادی، نوشت:

«در برخورد با بیرون، مثل تشنه‌ای بودم که دنبال آب حیات می‌گردد... زندگی بدون سازمان برایم بی‌معنی شده بود.»

در عید ۱۳۶۴، بار دیگر به سازمان پیوست و به منطقه اعزام شد. با گذراندن دوره‌های آموزشی، در صفوف ارتش آزادیبخش ملی ایران درخشید و با اراده‌ای آهنین، به نبرد علیه ظلم ادامه داد.

و سرانجام، در عملیات فروغ جاویدان، آن‌گاه که صدای گلوله‌ها با طنین آرمان آزادی درآمیخت، سیدعبدالله رزاز در قله‌ای از افتخار و فداکاری به آسمان پرکشید. هیچ لحظه‌ای از حمله بازنایستاد. گویی خودش بود که آتش فروغ را می‌افروخت.

نامش تا ابد در حافظه تاریخ مقاومت ایران خواهد ماند؛ همچون شعله‌ای فروزان از دیار لرستان که ظلمت شب را درید تا سپیده آزادی فرا برسد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر