۱۴۰۴ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه

با یاد و بزرگداشت مجاهد شهید خدیجه مدنی (مادر موسوی)

 


محل تولد: تبريز

شغل: خانه دار - دارای ۸فرزند

سن: ۵۹

تحصیلات: -

محل شهادت: تبریز

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵


مادری از تبار نور؛ قلبی به وسعت مقاومت، روحی فدایی در راه آزادی

در سرزمین قهرمان‌پرور آذربایجان و در شهر مرند، زنی چشم به جهان گشود که تقدیرش با شور، ایمان و فداکاری گره خورده بود. خدیجه مدنی، که همه با نام پرمهر مادر موسوی می‌شناختند، در سال ۱۳۰۶ متولد شد. مادری مهربان با هشت فرزند که هرگز در چارچوب نقش سنتی یک زن خانه‌دار محدود نماند، بلکه با گام‌های استوار، پا به عرصه پرفروغ مبارزه علیه ظلم نهاد.

با آغاز قیام ملت ایران علیه دیکتاتوری سلطنتی، مادر خدیجه به همراه فرزندانش وارد میدان مبارزه شد. پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و خیلی زود با درک عمیق خود از ماهیت ضدانسانی و استبدادی رژیم خمینی، به عضوی فعال در بخش مادران سازمان در تبریز تبدیل شد.

او می‌توانست زندگی‌ای آرام، بی‌دغدغه و مرفه داشته باشد، اما «مقاومت» را انتخاب کرد. خانه‌اش را با تمام امکانات در اختیار سازمان قرار داد و آن را به پناهگاه امنی برای میلیشیای مجاهد خلق تبدیل نمود. هر روز، خانه مادر موسوی محل تجمع، توزیع نشریه، جلسات توجیهی و حتی شنیدن سخنرانی‌های برادر مسعود بود. یکی از همرزمانش چنین روایت کرده است:

"او را آبا صدا می‌زدیم. کلید خانه‌اش همیشه در اختیار ما بود. هیچ‌گاه تفاوتی میان فرزندانش و دیگر مجاهدین قائل نبود. با عشقی بی‌پایان و عزمی خلل‌ناپذیر از ما پذیرایی و پشتیبانی می‌کرد. خانه‌اش، قلب تپنده مقاومت در تبریز بود."

مادر موسوی فقط یک پشتیبان نبود، بلکه خود به‌تنهایی نماد مبارزه بود. در تظاهرات بزرگ مادران در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران شرکت کرد و پس از آن با شوق از دیدار «مادر رضایی‌های شهید» سخن می‌گفت. مبارزه را محدود به کلمات نکرد؛ در دوران پس از فاز سیاسی، خانه و زندگی‌اش را ترک کرد و به زندگی مخفی در پایگاه‌های مجاهدین روی آورد.

در مأموریت‌های حساس، از جمله حمل سلاح و انتقال مهمات در استان آذربایجان، او نقش بی‌بدیلی داشت. با شجاعتی مثال‌زدنی، سلاح‌هایی چون مسلسل را در دل شهرها جابه‌جا می‌کرد. مأموریت‌هایی که معنایش خطر همیشگی بازداشت، شکنجه و اعدام بود. اما مادر موسوی بی‌هراس، با تمام وجود به این مسیر ایمان داشت.

او حتی در زندان نیز خاموش نشد. بارها با دادستان جلاد تبریز، موسوی تبریزی، درگیر شد. مادران را در محوطه زندان برای اعتراضات جمع می‌کرد، برای آزادی فرزندان ملت می‌کوشید، و وقتی موفق می‌شد، محله را با شیرینی و شور و افتخار زنده می‌کرد.

سرانجام در سال ۱۳۶۵، این شیرزن مقاوم، پس از تحمل شکنجه‌های دژخیمان، در سن ۵۹ سالگی در زندان تبریز به دست جلادان خمینی به جوخه اعدام سپرده شد. او رفت، اما صدای گام‌های استوارش، پژواک امیدی شد برای نسل‌های بعد.

مادر خدیجه، در کنار سه شهید خانواده‌اش ــ دخترش ناهید موسوی، پسرش سیدحسین موسوی، و دامادش حسین حیدری ــ سندی ماندگار بر پیوند خون و ایمان با آرمان آزادی مردم ایران است. همچنین فرزند دیگرش، حسن (کاظم) موسوی، پس از چهار دهه پایداری، در اشرف ۳ به یاران شهیدش پیوست.

✊ یادت جاودانه، راهت پررهرو مادر قهرمان

در تاریخ ملت‌ها، نام کسانی ماندگار می‌شود که زندگی‌شان را وقف آزادی دیگران کردند. خدیجه مدنی، این مادر فدایی، نه‌تنها فرزندان مجاهد تربیت کرد، بلکه خود به‌عنوان مجاهدی بزرگ در تاریک‌ترین روزهای میهن، شعله‌ای از نور و ایمان شد.


با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر