۱۴۰۴ خرداد ۱, پنجشنبه

دختری که برای بچه‌های حلبی‌آباد قصه می‌خواند، با خون خود حماسه نوشت

 


محل تولد: تهران

شغل: -

سن: ۲۲

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۴-۶-۱۳۶۰


با یاد و نام مجاهد شهید مریم مزینانی، میلیشیای دلیر و انقلابی که در نبرد برای آزادی، زندگی‌اش را در طبق اخلاص نهاد و قهرمانانه بر سر آرمانش ایستاد.

مریم مزینانی در سال ۱۳۳۸ در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در تهران به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در همان‌جا گذراند و در حالی که هنوز در دوران دبیرستان بود، روح پرسشگر و عدالت‌جوی او، مسیر متفاوتی را برایش رقم زد. جرقه‌های نخستین مبارزه در ذهن مریم، از کتابخانه مسجد محل آغاز شد؛ جایی که او با شور و علاقه برای کودکان محروم حلبی‌آباد کلاس آموزشی برگزار می‌کرد و با خواندن کتاب برایشان، تلاش می‌کرد پرده از علل فقر و بی‌عدالتی بردارد.

در همان دوران، با وجود فشارهای خانوادگی، مسیرش را با جسارت ادامه داد. مطالعه، آگاهی، و ارتباط با مردم فرودست جامعه، موتور محرک او برای حرکت به‌سوی یک انتخاب بزرگ شد: پیوستن به صفوف مبارزه.

پیش از انقلاب ۱۳۵۷، مریم بدون آن‌که از مواضع سازمان مجاهدین خلق آگاه باشد، دو تن از خواهران مجاهد را در خانه‌اش پناه داد. رفتار و منش انقلابی آنان، تأثیر عمیقی در قلب و ذهن مریم گذاشت و همین آشنایی، سنگ‌بنای پیوند عمیق او با آرمان مجاهدین شد.

با آغاز قیام مردمی علیه سلطنت، مریم با تمام وجود در جریان‌های انقلابی شرکت کرد. او پس از سخنرانی تاریخی مسعود رجوی در دانشگاه تهران، آشکارا از مواضع سازمان حمایت کرد، حتی زمانی که به همین خاطر از کتابخانه مسجد اخراج شد.

پس از پیروزی انقلاب، مریم به‌صورت رسمی به سازمان مجاهدین خلق پیوست و در انجمن دانش‌آموزان فعالیت کرد. سپس به انجمن خواهران شرق (رسالت) منتقل شد و در همان‌جا تا لحظه شهادتش، یکی از نیروهای فعال و الهام‌بخش باقی ماند. او با پیوستن به تیم‌های میلیشیا، وارد فاز نظامی مقاومت شد و بارها در تظاهرات خیابانی، هدف ضرب‌وشتم چماقداران قرار گرفت. حتی چندین بار توسط نیروهای کمیته بازداشت شد و زیر دست پاسداران جنایتکار مورد آزار و شکنجه قرار گرفت؛ اما هر بار سرافرازتر، مصمم‌تر و جنگنده‌تر بازگشت.

روحیه انقلابی، صداقت، و ایمان عمیق او به آرمان‌های خلق، از مریم یک مبارز تمام‌عیار ساخته بود. او مسئولیت‌های نظامی را با شجاعت پذیرفت و در ماموریت‌های خیابانی، پیشگام عملیات‌های جسورانه شد.

سرانجام در تظاهرات خیابان بهار تهران در شهریور ۱۳۶۰، در پی یک اقدام دلیرانه علیه فالانژها و پاسداران، دستگیر شد. دژخیمان رژیم که از استواری و صلابت این دختر جوان به خشم آمده بودند، او را بدون هیچ محاکمه‌ای به جوخه تیرباران سپردند. مریم در ۲۲ سالگی، نام خود را در دفتر پرافتخار مجاهدین جاودانه کرد.

مریم مزینانی نماد دختری است که از کتابخانه مسجد برخاست، اما در خیابان‌های تهران به فریادی برای آزادی تبدیل شد. یادش گرامی، راهش پررهرو، و نامش الهام‌بخش نسل‌های آینده باد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر