۱۴۰۴ مهر ۷, دوشنبه

احمد پورتقی آیت‌کِندی؛ ستاره‌ای فروزان در آسمان آزادی

 


محل تولد: تهران

شغل: کارگر

سن: ۲۷

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۵-۷-۱۳۶۰


«می‌توانم این را به‌جرأت بگویم که برای آزادی خلق هر چه توان داشتم نثار کردم»

«از وصیت نامه مجاهد خلق احمد پورتقی»

با یاد و نام مجاهد شهید احمد پورتقی آیت‌کِندی؛ کارگر زحمتکشی که در سال ۱۳۳۳ در خانواده‌ای محروم در تهران چشم به جهان گشود. او از همان کودکی طعم تلخ فقر و یتیمی را چشید و در سخت‌ترین شرایط، در کنار کارگری، به تحصیل ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد.

احمد که ریشه در رنج و محرومیت داشت، کینه‌ای عمیق از عامل اصلی این وضعیت یعنی حاکمیت شاه خائن به دل گرفت و پس از پایان تحصیلات، با تلاش مادر رنج‌دیده‌اش توانست تاکسی کوچکی بخرد و امرار معاش کند. اما با آغاز قیام ملت علیه دیکتاتوری شاه در سال ۵۶، او یکپارچه شور و آتش شد و در تمامی تظاهرات مردمی حضور یافت. همرزمانش می‌گویند: «در آن روزها احمد لحظه‌ای آرام نداشت؛ شعار می‌نوشت، در خیابان‌ها فریاد می‌زد و در صف اول مردم بود».

او در یورش‌های مردمی به پادگان عشرت‌آباد و باغشاه نقش فعالی ایفا کرد. اما پس از سقوط شاه و روی کار آمدن حاکمیت آخوندی، به‌زودی دریافت که چیزی جز خیانت و وعده‌های توخالی در انتظار مردم نیست. احمد روی از ارتجاع حاکم برگرداند و با ایمان راسخ به آرمان آزادی، به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و در «انجمن جوانان موحد» و سپس در کسوت میلیشیای مجاهد خلق فعالیت کرد.

در این مسیر، بارها توسط کمیته‌های سرکوب خمینی دستگیر و شکنجه شد اما هیچ‌گاه دست از مبارزه برنداشت. او می‌گفت: «تن دادن به رذالت و پستی در منطق امام حسین جایی ندارد و ما نیز باید کاری حسینی بکنیم».

پس از سی خرداد ۱۳۶۰، احمد نیز به صف واحدهای عملیاتی مجاهدین خلق پیوست و در نبردهای قهرمانانه علیه پاسداران جنایتکار خمینی شرکت کرد. سرانجام در تاریخ ۵ مهر ۱۳۶۰ در جریان تظاهرات مسلحانه مجاهدین در خیابان مصدق تهران، پس از نبردی دلیرانه و از پای درآوردن چند مزدور، قهرمانانه به شهادت رسید و خون پاکش را نثار آزادی خلق کرد.

در وصیت‌نامه‌اش که در ۱۸ شهریور ۱۳۶۰ نوشت، با هوشیاری و آگاهی چنین شهادت داد:

«من احمد پورتقی با کمال آگاهی وصیت‌نامه‌ام را می‌نویسم تا پس از مرگم دستاویزی برای ارتجاع باقی نماند. آری، من از ارتجاع و اختناق بیزارم و برای آزادی خلق تا آخرین لحظه زندگی مبارزه می‌کنم. گرچه خود را شایسته نام مجاهد نمی‌دانم، اما با جرأت می‌گویم که برای آزادی خلق هر چه داشتم فدا کردم. از یارانم می‌خواهم که راه مرا ادامه دهند و از افکار مترقی سازمان مجاهدین خلق ایران دست نکشند... بگذار هرچقدر بخواهند ستارگان بخت ما را به زمین بکشند، ولی ما باز هم این آسمان غمزده را غرق ستاره خواهیم کرد. سلام بر آزادی، سلام بر خلق».

یاد و نام شهید مجاهد احمد پورتقی آیت‌کِندی گرامی و راه پرافتخارش پررهرو باد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر