۱۴۰۴ آذر ۵, چهارشنبه

ابراهیم؛ فرمانده خاموشی که گرگان را به شجاعت دوخت

 


محل تولد: گرگان

سن: ۲۴

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: گرگان

تاریخ شهادت: ۱۹-۶-۱۳۶۰


با یاد مجاهد شهید ابراهیم محمدی؛ فرزند دلیر گرگان، جوان ۲۴ ساله‌ای که از نخستین روزهای خیزش ضدسلطنتی، سینه‌اش سنگر آزادی بود و قدم‌هایش مسیر مبارزه را روشن می‌کرد.

او در تمام درگیری‌های روزهای پرآتش انقلاب ۵۷ پیشقدم بود؛ در خیابان، در کوچه، در هر صحنه‌ای که مردم ایستادگی می‌کردند، ردّ پای ابراهیم دیده می‌شد. در همان روزها با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و بی‌وقفه—هرچند غیرمستقیم—در مسیر مبارزه حرکت کرد.

ابراهیم در درگیری کوی ویلا که رژیم آن منطقه را به محاصره کامل درآورده بود، مستقیم در صحنه ایستاد. در رژه میلیشیا و در اجتماع بزرگ امجدیه هنگام سخنرانی برادر مجاهد مسعود رجوی، حضوری پرشور داشت و با ایمان به راه آزادی، مسیر آینده‌اش را انتخاب کرد.

پس از آغاز فاز سرکوب و اختناق، به مدت سه ماه قطع ارتباط بود؛ اما نه برای عقب‌نشینی، بلکه برای ساختن هسته‌ای انقلابی. او به همراه چند تن دیگر هسته‌ای عملیاتی تشکیل داد و خود فرماندهی آن را برعهده گرفت. این دوران، زمان پنهان شدنِ آتش در زیر خاکستر بود. خانواده‌اش و حتی مزدوران رژیم تصور می‌کردند که او کنار کشیده است؛ به‌گونه‌ای که هنگام انتشار خبر شهادتش، همه از بازگشت غیرمنتظره او به قلب مبارزه شگفت‌زده مانده بودند.

سرانجام، با وصل شدن یکی از اعضای هسته به سازمان، ارتباط آنان دوباره برقرار شد. مأموریت جدید صادر گردید:

شرکت در راهپیمایی ۱۹ شهریور ۶۰.

ابراهیم بی‌درنگ در صف مقدم راهپیمایان قرار گرفت؛ جایی که همیشه جای او بود: پیشاپیش خطر، روبه‌روی دشمن.

در شالیکوبی گرگان درگیری سنگینی میان نیروهای رژیم و مجاهدین رخ داد. ابراهیم در این نبرد از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت، اما نه تفنگ را پایین آورد و نه لحظه‌ای عقب نشست. با سر زخمی و خون روان، همچنان شلیک می‌کرد و تا آخرین توان، به پیشروی ادامه داد. سپس خود را به باغی رساند تا لحظه‌ای نفس بگیرد؛ اما خون‌ریزی شدید، او را به گوشه باغ انداخت.

پاسداران جرئت نزدیک شدن نداشتند؛ تصویر یک مجاهد خلق که با وجود جراحت سنگین هنوز سلاحش را محکم در دست دارد، برایشان هراس‌انگیز بود. به‌جای کمک و انتقال او به بیمارستان، او را همان‌جا رها کردند و مانع بردن او برای درمان شدند.

در همان باغ، در همان صحنه‌ای که سلاح همچون امتداد دستش بود،

مجاهد شهید ابراهیم محمدی، پس از خون‌ریزی فراوان،

اما ایستاده بر ایمان و انتخابش، به شهادت رسید.

یادش جاودانه و راهش پررفعت باد


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر