۱۴۰۴ آذر ۶, پنجشنبه

حمید؛ سپر زنده آزادی

 


محل تولد: کرمانشاه

سن: ۲۰

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۹-۷-۱۳۶۰


با یاد مجاهد شهید حمیدرضا (حمید) فتاحی‌راد (شریعتی)؛

جوان ۲۰ ساله‌ای از کرمانشاه که با ایمان، جسارت و فداکاری‌اش، به یکی از چهره‌های ماندگار مقاومت مردم ایران بدل شد.

حمیدرضا فتاحی‌راد متولد سال ۱۳۴۰ در شهر کرمانشاه بود. دوران ابتدایی و متوسطه خود را در همین شهر گذراند و در روزهای خروش انقلابی ملت ایران علیه سلطنت، در تظاهرات‌ها حضور فعال داشت. همان روزها بود که با سازمان مجاهدین خلق، شهدای راه آزادی و آرمان عدالت‌جویانه آنان آشنا شد و راهش را انتخاب کرد.

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، به‌عنوان هوادار سازمان، فعالیت در جنبش ملی مجاهدین کرمانشاه را آغاز کرد. او در فروش نشریه، دفاع از دفاتر و هواداران سازمان، روشنگری خیابانی و مقابله با چماقداران ارتجاع، حضوری پررنگ داشت؛ تا جایی که اغلب فالانژها و مزدوران رژیم او را به‌خوبی می‌شناختند و کینه‌ای عمیق از او به دل داشتند. حمید بارها در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ در درگیری‌های خیابانی مجروح شد، اما نه تنها عقب ننشست بلکه هر ضربه‌ای، ایمانش را آبدیده‌تر کرد.

یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌ها، در سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی در سال ۱۳۵۹ رقم خورد؛ زمانی که مزدوران به خواهران هوادار حمله کردند. حمید بی‌درنگ خود را سپر آنان کرد و تمام ضربات چوب و چماق را با بدنش دریافت تا از آسیب‌رسیدن به آنان جلوگیری کند. این لحظه، تحسین و احترام بسیاری را برانگیخت و نام او را به‌عنوان جوانی شجاع و غیرتمند در خاطره‌ها ثبت کرد.

پس از قیام بزرگ و مسالمت‌آمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سرکوب خونین آن، و با آغاز مقاومت انقلابی، حمید در واحدهای عملیات مجاهد خلق سازماندهی شد. او با روحیه‌ای جسور، چندین مأموریت موفقیت‌آمیز انجام داد؛ اما در اواخر تابستان ۱۳۶۰ طی یک کمین ناگهانی دستگیر و بلافاصله به شکنجه‌گاه منتقل شد.

شدت شکنجه‌هایی که بر او اعمال کردند به حدی بود که حتی دوستان و هم‌بندانش قادر به شناختنش نبودند. در مواردی، پس از آن‌که پشتش بر اثر صدها ضربه کابل سیاه و متلاشی شد، شکنجه‌گران آبلیمو روی زخم‌ها ریختند و سپس با کیسه‌حمام زخم‌ها را سابیدند تا دردش را چندین برابر کنند. خونریزی شدید و شکنجه‌های ده روزه به جایی رسید که بدن او دیگر توان پذیرش هیچ غذایی را نداشت.

اما با وجود این همه شکنجه، حمید بر موضع و آرمان مجاهدی خود ایستاد و تسلیم نشد. همین پایداری بود که دژخیمان خمینی را به خشم آورد و سرانجام، در ۹ مهر ۱۳۶۰، تنها چند روز پس از دستگیری، او را در زندان کرمانشاه به جوخه تیرباران سپردند.

حمیدرضا فتاحی‌راد، جوانی که جسمش زیر شکنجه خم شد اما اراده‌اش هرگز، با وفاداری مطلق به پیمان آزادی، به کاروان بلند شهدای مجاهد خلق پیوست. نام و یادش همچون چراغی فروزان در مسیر مبارزه برای آزادی مردم ایران می‌درخشد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر