۱۴۰۴ آبان ۲۹, پنجشنبه

عبدالله شالیکاریان؛ جوانی که تا آخرین نفس ایستاد

 


محل تولد: بابلسر

سن: ۲۳

تحصیلات: سوم دبیرستان

محل شهادت: بابلسر

تاریخ شهادت: ۴-۴-۱۳۶۴

محل زندان: قزلحصار


عبدالله شالیکاریان در سال ۱۳۴۱ در شهر بابلسر به دنیا آمد و تا سال سوم دبیرستان در زادگاهش تحصیل کرد. او از همان دوران نوجوانی، در جریان قیام مردم ایران علیه رژیم شاه، با شور و جسارت در تظاهرات شرکت می‌کرد و در همان زمان با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد.

پس از پیروزی انقلاب، به‌عنوان هوادار سازمان و عضو فعال بخش دانش‌آموزی، به فعالیت‌های گسترده‌ای پرداخت. عبدالله جوانی پرتلاش، باایمان و پرشور بود که در فروش نشریه مجاهد، حضور در جلسات و برنامه‌های تشکیلاتی و معرفی خط و آرمان سازمان نقش چشمگیری داشت. بارها مورد حمله چماقداران قرار گرفت، اما هرگز عقب ننشست و مسیرش را با استواری ادامه داد.

در تظاهرات‌های اعتراضی هواداران سازمان، به‌ویژه در اعتراض به سرکوب آزادی‌ها، همیشه در صف نخست حضور داشت. پس از تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سرکوب خونین آن، به ناچار وارد مبارزه‌ی مخفی شد. چند روز بعد، پایگاهی که در آن فعالیت داشت مورد حمله قرار گرفت، اما او توانست بگریزد و به تهران برود.

در تیرماه همان سال، در تهران شناسایی و دستگیر شد و به زندان سپاه بابل منتقل گردید. عبدالله در زیر شکنجه‌های وحشیانه، مقاوم و استوار ماند و به حبس ابد محکوم شد. در سال ۱۳۶۱ به زندان قزل‌حصار کرج منتقل شد و حکم او به ده سال زندان کاهش یافت.

در زندان نیز از مقاومت دست نکشید. بارها در برابر زندانبانان ایستاد و به همین دلیل تحت شکنجه‌های سخت قرار گرفت. شدت ضربات کابل باعث شکافی عمیق در پایش شد که به‌دلیل بی‌توجهی مأموران، عفونت کرده و به خونش سرایت کرد. با وخامت حالش و یقین مأموران از مرگ او، عبدالله را در ۲۶ خرداد ۱۳۶۴ آزاد کردند. تنها پنج روز بعد، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۴، عبدالله شالیکاریان، این مجاهد مقاوم و استوار، در خانه بر اثر شکنجه‌های وحشیانه جان باخت و به شهادت رسید.

نامش در تاریخ مقاومت مردم ایران، نماد پایداری و ایمان ماندگار شد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر