۱۴۰۴ آذر ۳, دوشنبه

ابوالفضل ابراهیم‌پور؛ قامت استواری که در قائمشهر ایستاد

 


محل تولد: گرگان

شغل: کارمند وزارت کشاورزی

سن: ۲۶

تحصیلات: -

محل شهادت: قائمشهر

تاریخ شهادت: ۲۷-۶-۱۳۶۰


مجاهد شهید ابوالفضل ابراهیم‌پور، فرزند مردم رنجدیده گرگان، در سال ۱۳۳۴ چشم به جهان گشود. او از همان سال‌های دبیرستان، هنگامی که نخستین جوانه‌های شور و آگاهی در ذهنش جوانه می‌زد، با آرمان رهایی‌بخش مجاهدین خلق آشنا شد و بی‌درنگ قدم در مسیر یاری خلق گذاشت. از کمک‌رسانی به خانواده‌های شهدا و اسیران مجاهد خلق تا شرکت در فعالیت‌های دانش‌آموزی؛ ابوالفضل از همان آغاز، مسئولیت‌پذیری و روحیه فداکاری را در عمل معنا می‌کرد.

پس از پایان تحصیل، دوران سربازی او را به روستاهای محروم نیشابور برد؛ جایی که از نزدیک با درد و محرومیت توده‌های ستمدیده روبه‌رو شد و در دل او، آتش تعهدی عمیق‌تر نسبت به خلق شعله‌ور شد. پس از بازگشت، در اداره بهزیستی گرگان مشغول کار شد، اما دلش همیشه در کنار کارگران و زحمتکشان بود؛ ساعتها پای صحبت کارگران کوره‌پزخانه‌ها می‌نشست، از رنجشان می‌شنید و برای آنان تکیه‌گاه بود.

ابوالفضل مانند شمعی در میان مردم می‌سوخت؛ محبوبیتش میان دوستان و آشنایان، نه از سر شعار، بلکه از صداقت و فداکاری‌اش بود. تواضع انقلابی، احساس مسئولیت، و تلاش دائمی برای کمک به دیگران، او را به چهره‌ای دوست‌داشتنی و تکیه‌گاه بسیاری بدل کرده بود.

در روزهای خروش قیام ضدسلطنتی، او از فعال‌ترین جوانان شهر بود؛ با حضور در خیابان‌ها، سازماندهی مردم، و برپایی حرکت‌های اعتراضی، لحظه‌ای آرام نمی‌گرفت. پس از پیروزی قیام، به‌صورت تمام‌وقت با سازمان مجاهدین خلق همکاری کرد و توان و زندگی خود را وقف پیشبرد انقلاب نمود. در ستاد مجاهدین گرگان ریاست بخش امداد و کارمندی را برعهده داشت و نقش فعالی در سازماندهی و رسیدگی به نیروها ایفا می‌کرد.

در یورش مسلحانه مزدوران خمینی به ستادهای مجاهدین در بهار ۵۹ ـ همان روزی که مجاهد خلق شکرالله مشکین‌فام در مشهد به شهادت رسید ـ مرکز سازمان در گرگان نیز مورد تهاجم وحشیانه قرار گرفت. ابوالفضل شجاعانه در کنار دیگر مجاهدان از ستاد دفاع کرد و در این نبرد نابرابر به‌شدت مجروح شد. اما با وجود خون‌ریزی و درد، نپذیرفت که از صحنه دور شود؛ می‌خواست در کنار خواهران و برادرانش بماند و ایستادگی کند.

در تابستان ۵۹، بنا به ضرورت‌های تشکیلاتی، به بابل منتقل شد و فعالیت‌های انقلابی‌اش را ادامه داد. تا اینکه در روز ۲۷ شهریور ۱۳۶۰، هنگامی که به همراه دو تن از همرزمانش در یکی از خیابان‌های قائمشهر عبور می‌کرد، توسط مزدوران رژیم شناسایی شد. نبردی نابرابر درگرفت؛ ابوالفضل با جسارت و دلاوری، جان همرزمانش را نجات داد و خود دلیرانه و سرافراز به شهادت رسید و نامش در کاروان پرافتخار شهیدان مجاهد خلق جاودانه شد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر