۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

بازاریِ ایستاده تا تیرباران

 


محل تولد: تهران

شغل: بازاری

سن: ۵۷

تحصیلات: ابتدایی

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۱۰-۱۲-۱۳۶۳


مجاهد شهید رضا حاجعلی‌اصغری آجیل‌فروش

رضا حاجعلی‌اصغری آجیل‌فروش، مجاهد خلقی از دل بازار تهران، در سال ۱۳۰۶ چشم به جهان گشود. مردی ساده‌زیست با تحصیلات ابتدایی، اما با آگاهی و شرافتی عمیق که از همان سال‌های جوانی، ستم و وابستگی را برنمی‌تافت. او در بازار حضرتی تهران، در میان کاسبکاران و بازاریان، نان حلال درمی‌آورد و همزمان دل در گرو آزادی مردم ایران داشت.

در دوران مبارزات ملی شدن صنعت نفت، رضا از هواداران دکتر محمد مصدق بود و شاه و نظام سلطنتی را وابسته، ضدمردمی و بیگانه‌پرست می‌دانست. پس از کودتای استعماری ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق، او سکوت پیشه نکرد و در محافل و جمعیت‌های مذهبی مخالف دیکتاتوری شاهنشاهی حضوری فعال داشت.

رضا از شاهدان و شرکت‌کنندگان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بود؛ قیامی که با سرکوب خونین پاسخ داده شد و فضای اختناق مطلق بر کشور حاکم گردید. اما این سرکوب، عزم او را برای ادامهٔ مبارزه راسخ‌تر کرد.

پس از سال ۱۳۵۰ و با علنی شدن سازمان مجاهدین خلق ایران و آرمان رهایی‌بخش آن، رضا راهی را که سال‌ها در جستجویش بود یافت. او به‌عنوان هوادار سازمان، وارد شبکه‌ای از بازاریان شد که پشتیبانی مالی و امکاناتی از مجاهدین خلق به‌عمل می‌آوردند. همین تعهد و وفاداری، خشم ساواک شاه را برانگیخت؛ در اواخر سال ۱۳۵۱ دستگیر شد و به زندان و شکنجه‌گاه‌های رژیم سلطنتی فرستاده شد.

رضا در برابر شکنجه‌های وحشیانهٔ ساواک ایستادگی کرد و سرانجام در بیدادگاه شاه خائن به پنج سال زندان محکوم شد. این سال‌ها برای او نه دوران شکست، که میدان آموزش و تعمیق پیوند با سازمان بود. او در زندان، آموزش‌های سازمانی را فرا گرفت و ایمانش به راه مجاهدین خلق استوارتر شد.

در سال ۱۳۵۶، پس از پنج سال حبس، آزاد شد و بلافاصله ارتباط خود را با سازمان در بیرون زندان از سر گرفت. در قیام سراسری مردم ایران علیه نظام سلطنتی در سال ۱۳۵۷، حضوری فعال و مؤثر داشت. پس از پیروزی انقلاب، فعالیت‌هایش را در کانون توحیدی اصناف وابسته به سازمان مجاهدین ادامه داد و در دوران فاز سیاسی، در تمامی فعالیت‌های سازمانی در کنار همرزمانش ایستاد.

پس از سرکوب تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزهٔ مسلحانهٔ انقلابی، رضا که چهره‌ای شناخته‌شده بود، ناچار به زندگی مخفی شد و برای مدتی تهران را ترک و راهی مشهد گردید. اما تعهد مجاهدی‌اش او را دوباره به میدان کشاند. برای انجام مأموریتی به تهران بازگشت؛ جایی که توسط مزدوران خمینی شناسایی، دستگیر و این‌بار به زندان و شکنجه‌گاه‌های رژیم ولایت فقیه منتقل شد.

بازاری شریفی که از زمان شاه در کنار مجاهدین خلق ایستاده بود، پنج سال زندان شاهی را پشت سر گذاشته و پس از آن نیز بر عهد خود باقی مانده بود، اکنون هدف کینهٔ ضدانقلابی لاجوردی جلاد قرار گرفت. فشارها و شکنجه‌ها شدت یافت، اما رضا حاجعلی‌اصغری، این مجاهد قهرمان، بر مواضع مجاهدی‌اش پای فشرد و ذره‌ای عقب ننشست.

سرانجام در روز ۱۰ اسفند ۱۳۶۳، رژیم خمینی که تاب ایستادگی او را نداشت، این مجاهد خلق را به جوخهٔ تیرباران سپرد. رضا حاجعلی‌اصغری آجیل‌فروش، بازاریِ آزادهٔ تهران، با خون خود بر پیمانش مهر زد و در شمار شهدای راه آزادی ایران جاودانه شد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر