۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه

لیلا ابوالاحرار؛ شیرزنی که در برابر دژخیمان خمینی زانو نزد

 


محل تولد: شيراز

سن: ۲۲

تحصیلات: دانشجو

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۸-۹-۱۳۶۰


لیلا ابوالاحرار شیرازی، در سال ۱۳۳۸، در شیراز به دنیا آمد؛ وی تحصیلات دبستانی و دبیرستانی را در زادگاهش به‌عنوان دانش‌آموزی ممتاز به پایان برد و پس از دریافت دیپلم در سال ۱۳۵۶، در رشته روانشناسی دانشگاه شیراز پذیرفته شد. وی در دانشگاه در فعالیت‌های جنبش دانشجویی علیه سیاست‌های سرکوبگرانه دیکتاتوری حاکم شرکت داشت و در همان‌جا بود که با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد. لیلا در قیام مردم ایران علیه نظام سلطنتی در سال ۱۳۵۷ شرکت فعال داشت.

پس از پیروزی انقلاب، به‌عنوان هوادار سازمان از اولین خواهرانی بود که به جنبش ملی مجاهدین در شیراز پیوست. وی ابتدا در بخش دانش‌آموزی مشغول به فعالیت شد و مسئولیت سازماندهی و تشکل خواهران دانش‌آموز را به‌عهده داشت. با توجه به درک عمیقش از اهداف و آرمان‌های سازمان و صلاحیت‌هایی که از خود نشان داد، بعد از مدتی در ستاد مرکزی سازمان در شیراز سازماندهی و به بخش سیاسی منتقل گردید. وی در این بخش ابتدا مسئولیت اخبار را به عهده داشت و سپس در قسمت آموزش سیاسی خواهران هوادار مشغول به‌کار شد. او در این بخش هم‌چنین در مسئولیت تنظیم بحث‌های سیاسی و جمع‌بندی اخبار فعالیت کرد. شادابی، صداقت، فروتنی و مهرورزی لیلا، محبوبیت بالای وی در میان خواهران میلیشیا را به‌همراه داشت.

وی، در جریان انقلاب ضدفرهنگی خمینی و تعطیلی دانشگاه‌ها، در برپایی حرکت‌های اعتراضی دانشجویان نقش فعالی داشت. او هم‌چنین مسئولیت همراهی و رسیدگی به مجاهد شهید نسرین رستمی را برعهده گرفت؛ میلیشیای نوجوانی که بر اثر هجوم وحشیانه چماقداران ارتجاع به‌شدت مجروح شده بود. لیلا شب‌ها در کنار نسرین در بیمارستان می‌ماند و در پاسخ به خانواده‌اش می‌گفت: «مگر می‌شود میلیشیای قهرمانی هم‌چون نسرین را تنها گذاشته و خودم با خیال راحت بخوابم؟» او در چهلم نسرین گفته بود: «نمی‌دانم توانسته‌ام دین خود را ادا کنم یا نه؟ حتماً انتقام خون وی را خواهم گرفت. دست هر کس و ناکسی سلاح می‌دهند تا به‌روی مردم بی‌دفاع آتش بگشاید.»

لیلا قبل از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به تهران منتقل شد و در نشریه بازوی انقلاب ایفای مسئولیت کرد. پس از تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد و آغاز مقاومت مسلحانه، به زندگی مخفی روی آورد. در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۶۰، به همراه همسرش مجاهد شهید محمدهادی عالمی، در خیابان شناسایی و دستگیر و روانه زندان اوین شد. لیلا زیر شکنجه‌های شدید قرار گرفت اما بر مواضع مجاهدی‌اش پای فشرد. در سوم آذرماه ۱۳۶۰، دژخیمان همسرش را به جوخه اعدام سپردند.

روز هشتم آذرماه، لاجوردی، قصاب اوین، لیلا را احضار کرد و گفت: «شوهرت را اعدام کردیم، برای نجات خودت مصاحبه و ابراز ندامت کن.» لیلا، این شیر زن مجاهد، با خشم انقلابی به‌صورت لاجوردی جنایتکار تف کرد. همان شب، لیلای دلیر همراه با ۳۰ تن از همرزمانش به جوخه اعدام سپرده شد و به کاروان عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست. او جان خود را در راه آزادی فدا کرد تا نامش برای همیشه ماندگار بماند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر