۱۴۰۵ فروردین ۲۹, شنبه

آزادی؛ آخرین میراث مجاهد قهرمان سیدحمید نسبی

 


محل تولد: تهران

سن: ۲۰

تحصیلات: متوسطه

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۱۶-۲-۱۳۶۳


سید حمید نسبی، در سال ۱۳۴۳ در قلب تهران و در خانواده‌ای متوسط دیده به جهان گشود. او که سال‌های کودکی و نوجوانی خود را در مدارس تهران سپری می‌کرد، با ورود به دوره نظری در رشته فنی، هم‌زمان با روزهای پرشور قیام مردم علیه نظام شاهنشاهی، با الفبای سیاست و مبارزه آشنا شد. حضور فعال او در تظاهرات‌های آن دوران، نخستین جرقه‌های روحیه تحول‌خواهی را در وجود او روشن کرد.

پس از انقلاب، حمید با شناخت آرمان‌های سازمان مجاهدین خلق، مسیر زندگی خود را به‌طور حرفه‌ای در ارتباط با بخش دانش‌آموزی سازمان ترسیم کرد. او که دانش‌آموزی پرشور و متعهد بود، به‌صورت تمام‌وقت در انجمن دانش‌آموزان دبیرستان محل تحصیلش فعالیت می‌کرد. حمید به عنوان عضوی از هیئت میلیشیای دانش‌آموزی، نه‌تنها آموزش‌های تشکیلاتی را پشت سر گذاشت، بلکه در انجمن معلمین تهران، میتینگ‌ها، فعالیت‌های انتخاباتی و تظاهرات‌های بزرگ از جمله قیام مسالمت‌آمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، حضوری چشمگیر و فعال داشت.

حمید در میان نزدیکان، دوستان و همرزمانش، به داشتن اخلاق انقلابی، متانت مثال‌زدنی و تواضعی که از ایمانش سرچشمه می‌گرفت، شناخته می‌شد. با تغییر شرایط سیاسی پس از ۳۰ خرداد و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، حمید که تنها ۱۷ سال داشت، زندگی نیمه‌مخفی را برگزید. او علی‌رغم سن کم، مسئولیت‌ها و مأموریت‌های حساس تشکیلاتی خود را با شجاعت دنبال کرد.

سرانجام در آذرماه سال ۱۳۶۰، در حالی که حمید برای انجام یک مأموریت انقلابی بر سر قراری در خیابان‌های تهران حاضر شده بود، در پی یک تعقیب و گریز خیابانی توسط پاسداران دستگیر و به سیاه‌چال‌های اوین منتقل شد. او در زندان تحت وحشیانه‌ترین و ضدانسانی‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت تا زبان به خیانت باز کند؛ اما حمیدِ قهرمان، سرفرازانه بر مواضع مجاهدی خود ایستادگی کرد و با روحیه‌ای تسلیم‌ناپذیر، حسرت یک «آخ» یا کلمه‌ای از ضعف را بر دل دژخیمان لاجوردی گذاشت.

این مجاهد قهرمان، سرانجام در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۳، در حالی که تنها ۲۰ بهار از عمرش گذشته بود، به جوخه اعدام سپرده شد و برای آزادی جان سپرد. تراژدی خانواده نسبی با شهادت حمید ابعاد جان‌گدازی یافت؛ وقتی دژخیمان در تماسی تلفنی خبر شهادت را به مادرش دادند، او در میان وسایل شخصی حمید در اوین، تکه کاغذی یافت که تنها یک واژه بر آن نقش بسته بود: «آزادی».

شنیدن خبر شهادت حمید، چنان سهمگین بود که پدر او دچار حمله قلبی شدید شد و مدتی بعد بر اثر همین عارضه جان باخت. با وجود فضای رعب و وحشت، مراسمی که مادر شجاع او در خانه برگزار کرد، با استقبال گسترده و پرشور مردم و اقوامی روبه‌رو شد که برای ادای احترام به خون این جوان فداکار آمده بودند. یاد سید حمید نسبی، به عنوان جوانی که زیباترین واژه زندگی‌اش را با خون خود امضا کرد، برای همیشه در تاریخ مبارزات مردم ایران جاودانه خواهد ماند..


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر