۱۴۰۵ فروردین ۱۴, جمعه

زری؛ خروشی که در پایگاه آرام نگرفت

 


محل تولد: تهران

سن: ۲۰

تحصیلات: متوسطه

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۲۷-۳-۱۳۶۱


آغاز مسیر آگاهی

زهرا اسدی، ملقب به «زری»، در سال ۱۳۴۱ در قلب تهران دیده به جهان گشود. او که دوران نوجوانی‌اش با روزهای پرالتهاب انقلاب ۱۳۵۷ گره خورده بود، در صفوف مقدم تظاهرات علیه استبداد سلطنتی حضور داشت. همان روزهای داغ خیابان بود که او را با آرمان‌های سازمان مجاهدین خلق پیوند داد و مسیری نو پیش پای این دختر پرشور تهرانی گذاشت.


میلیشیایی در میانه میدان

با پیروزی انقلاب، زهرا که دانش‌آموز سال‌های آخر دبیرستان بود، فعالیت‌های خود را در انجمن دانش‌آموزان مسلمان آغاز کرد. او در قامت یک «میلیشیای» خستگی‌ناپذیر، از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد؛ از توزیع نشریه مجاهد در محلات گرفته تا حضور در تیم‌های حفاظتی برای مقابله با هجوم چماقداران به مراکز و میتینگ‌ها. در جریان نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس در سال ۱۳۵۸، او یکی از فعال‌ترین چهره‌های تبلیغاتی کاندیداهای سازمان بود و تمام توان خود را وقف آگاهی‌بخشی کرد.


انتخاب سرخ در تندباد حوادث

پس از سرکوب خونین تظاهرات مسالمت‌آمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، زهرا که شاهد بسته شدن آخرین دریچه‌های آزادی بود، برخاست. او در حالی که تنها یک سال با پایان دبیرستان فاصله داشت، زندگی مخفی و مبارزه مسلحانه را برگزید. همرزمانش او را به جدیت در مسئولیت و اعتقاد عمیق به آرمان‌های توحیدی می‌شناختند؛ روحیه‌ای که در وصیت‌نامه اردیبهشت‌ماه او به‌وضوح موج می‌زند. او در فرازی از پیمان‌نامه‌اش نگاشته بود:

«من تا زمانی که زنده هستم، از آرمان‌هایی که از دل خون و شکنجه‌گاه‌ها روییده دفاع می‌کنم و حاضرم جان ناچیزم را نثار این راه والا کنم... باشد روزی که پرچم جامعه بی‌طبقه توحیدی در تپه‌های سرخ‌فام میهنمان به اهتزاز درآید.»


حماسه آخر در تهران

سرانجام در ۲۷ خرداد ۱۳۶۱، پاسداران به پایگاه محل استقرار او در تهران یورش بردند. زهرا اسدی در نبردی نابرابر و دلاورانه، تا آخرین نفس ایستادگی کرد. این شیرزن ۲۰ ساله، با خون خود مهر تایید بر آرمانش زد و جانش را در راه آزادی فدا کرد تا نامش در شمار ستارگان جاودان مقاومت ایران ثبت شود.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر