۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه

حماسه‌ی ایستادگی؛ لطیف مخلصی

 


محل تولد: هندیجان

سن: ۲۲

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: بندر ماهشهر

تاریخ شهادت: ۵-۹-۱۳۶۰

محل زندان: ناوا در ماهشهر


مجاهد شهید لطیف (بهروز) مخلصی، در سال ۱۳۳۸ در خانواده‌ای کارگری در هندیجان دیده به جهان گشود. او که از همان کودکی با لمسِ فقر و محرومیت، ریشه‌ی اختلاف طبقاتی را در حاکمیت فاسد تشخیص داده بود، جوانی‌اش را به میدان مبارزه تبدیل کرد. بهروز که از ورزشکاران نامی و محبوب‌ترین فوتبالیست‌های زادگاهش بود، در قیام سال ۵۷ حضوری فعال داشت و پس از آن، با شناخت آرمان‌های سازمان مجاهدین، مسیر زندگی‌اش را به سوی افق‌های روشن‌تری هدایت کرد.

در دوران فعالیت علنی، محبوبیت مردمی و صلابت او لرزه بر اندام چماقداران می‌انداخت؛ زمانی که او بر سر دکه‌های فروش نشریه می‌ایستاد، مزدوران رژیم جرأت نزدیک شدن به او را نداشتند. او نه‌تنها یک مبارز، بلکه تکیه‌گاهی برای محرومان بود و همین پیوند عمیق با مردم، کینه‌ی ارتجاع را نسبت به او دوچندان می‌کرد. با شروع سرفصل جدید مبارزه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، بهروز در سازماندهی تظاهرات ماهشهر نقشی کلیدی ایفا کرد و پس از آن در قامت مسئول حفاظت تیم‌های عملیاتی، شعله‌ی مقاومت را در هندیجان و سربندر روشن نگه داشت.

در ۹ شهریور ۱۳۶۰، در جریان یک هجوم گسترده، او به همراه ده‌ها تن از یارانش دستگیر و به زندان «ناوا» در ماهشهر منتقل شد. دیوارهای زندان ناوا گواه وحشیانه‌ترین شکنجه‌هایی است که بر پیکر این قهرمان فرود آمد. ضربات بی‌امان کابل چنان بود که بهروز بارها دچار تشنج می‌شد، اما هر بار که به هوش می‌آمد، با لبخندی سرشار از شادابی و ایمان، به همرزمانش روحیه می‌داد. او در بیدادگاه اول به حبس ابد محکوم شد، اما ایستادگی‌اش بر مواضع مجاهدی و تاثیری که حتی بر زندانیان عادی گذاشته بود، دژخیمان را واداشت تا حکم او را به اعدام تغییر دهند.

در آخرین بازجویی‌ها، وقتی حاکم شرع از او خواست تا آرمانش را محکوم کند یا در اعدام رفیقانش همکاری کند، او با قاطعیت فریاد «نه» سر داد. هم‌بندی او روایت می‌کند که بهروز با وجود دردهای شدید ناشی از شکنجه، در آخرین شب زندگی‌اش گفت: «بی‌شرف‌ها از من همکاری می‌خواستند... به بچه‌ها بگو شیرینی بخورند و ناراحت نباشند، بگو که بهروز سربلند رفت.» سرانجام در ۵ آذر ۱۳۶۰، این پهلوان دلاور خلق در برابر جوخه‌ی اعدام ایستاد و برای آزادی جان سپرد تا خون پاکش، ضامن رویش بذرهای شورش در سراسر خاک جنوب باشد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر