۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

رمضان شفیعی؛ نوجوانی که تا پای جان ایستاد

 


محل تولد: قائمشهر

سن: ۱۸

تحصیلات: دانش آموز

محل شهادت: قائمشهر

تاریخ شهادت: ۲-۴-۱۳۶۰


مجاهد شهید رمضان شفیعی در سال ۱۳۴۲ در روستای کشفدکلای قائمشهر، در خانواده‌ای زحمتکش و محروم چشم به جهان گشود. او از نخستین سال‌های زندگی، فقر و رنج مردم محروم را با تمام وجود لمس کرد و همین واقعیت تلخ، از او نوجوانی ساخت که خیلی زود راه مبارزه با ستم و بی‌عدالتی را برگزید.

رمضان دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و سپس در رشتهٔ ریاضی وارد دبیرستان شد. هم‌زمان با سال‌های نوجوانی او، فضای جامعه ایران تحت‌تأثیر اوج‌گیری مبارزات نیروهای انقلابی علیه دیکتاتوری سلطنتی قرار داشت؛ روزهایی که مقاومت مجاهدین خلق در زندان‌های شاه و دفاعیات شجاعانهٔ آنان در بیدادگاه‌های رژیم، الهام‌بخش نسل جوان شده بود.

در چنین فضایی، رمضان نیز فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. او به‌همراه دوستان و همفکرانش، مجاهدین شهید مجید حسینی، حسین شکری و کریم رهبر، انجمن اسلامی دبیرستان را پایه‌گذاری نمود تا دانش‌آموزان مبارز بتوانند فعالیت‌های خود را سازماندهی کنند. این انجمن به مرکزی برای فعالیت‌های انقلابی دانش‌آموزان تبدیل شد؛ از برگزاری برنامه‌های کوهنوردی و جلسات بحث و مطالعه گرفته تا تکثیر و توزیع زندگینامه‌های شهدای مجاهد خلق و افشای جنایات شاه و ساواک.

با آغاز قیام سراسری مردم ایران علیه رژیم سلطنتی در سال ۱۳۵۷، رمضان حضوری چشمگیر و فعال در صحنهٔ مبارزه داشت. او در سازماندهی دانش‌آموزان و روستاییان برای برپایی تظاهرات و اعتراضات نقش مهمی ایفا می‌کرد و بارها در همین مسیر توسط مأموران سرکوبگر شاه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و مجروح شد، اما هیچ‌گاه از ادامهٔ مبارزه عقب ننشست.

نقش فعال و روحیهٔ مسئولانهٔ او باعث شد که دانش‌آموزان قائمشهر، رمضان را به‌عنوان یکی از اعضای شورای مدارس شهرستان انتخاب کنند. این انتخاب، نشانهٔ اعتماد و احترام گسترده‌ای بود که جوانان مبارز نسبت به او داشتند.

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، رمضان بی‌درنگ به جنبش ملی مجاهدین پیوست و برای خدمت به مردم محروم، از سوی جنبش به روستای جورخیل اعزام شد. او سه ماه تمام، با شور و فداکاری در کنار مردم محروم روستا زندگی کرد و در پروژه‌های عمرانی و رفاهی، از جمله ساخت حمام و بازسازی جادهٔ روستا مشارکت فعال داشت. تلاش‌های صادقانهٔ او امید تازه‌ای در میان روستاییان ایجاد کرده بود، اما فشار و کارشکنی مرتجعین منطقه سرانجام موجب شد مأموریتش ناتمام بماند و مجبور به ترک آنجا شود.

بازگشت رمضان به قائمشهر هم‌زمان با بازگشایی مدارس بود. او این‌بار به‌عنوان یکی از مسئولان انجمن جوانان مسلمان «برادران رضایی»، فعالیت‌های انقلابی خود را ادامه داد. رمضان برای تحقق خواسته‌های دانش‌آموزان، به‌ویژه آزادی فعالیت سیاسی، تلاش فراوانی کرد و با جسارت و ابتکار، سرودهای «شهادت» و «ایران‌زمین» را جایگزین سرود صبحگاهی دبیرستان نمود؛ اقدامی که خشم مزدوران رژیم تازه‌به‌قدرت‌رسیدهٔ خمینی را برانگیخت.

توانایی‌ها، تعهد و روحیهٔ مسئولیت‌پذیر رمضان باعث شد که خیلی زود مسئولیت انجمن جوانان مسلمان «برادران رضایی» به او سپرده شود. اما فعالیت گستردهٔ او در حمایت از مجاهدین خلق، کینهٔ مزدوران مرتجع را شعله‌ور ساخت و سرانجام رژیم او را از دبیرستان اخراج کرد.

با این‌حال، اخراج از مدرسه نتوانست ارادهٔ این نوجوان مبارز را در هم بشکند. رمضان همچنان به مسئولیت‌های انقلابی خود ادامه داد و از سوی تشکیلات سازمان در قائمشهر، مسئولیت انجمن روستای کشفدکلا را برعهده گرفت و برای سازماندهی نیروهای انقلابی در آن منطقه تلاش کرد.

مزدوران رژیم در روستا نیز آرام ننشستند و بارها به او حمله کردند. حتی یک‌بار تلاش کردند محل سکونتش را به آتش بکشند، اما رمضان با شجاعت و پایداری، در برابر تمامی فشارها ایستاد و لحظه‌ای از مسیر مبارزه عقب ننشست.

او در تمامی تظاهرات‌ها و حرکت‌های اعتراضی بهار ۱۳۶۰ و همچنین در قیام تاریخی ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ حضوری فعال و پرشور داشت و در صفوف مقدم مقاومت انقلابی ایستاد.

سرانجام، چند روز پس از آغاز مقاومت مسلحانهٔ انقلابی، هنگام اجرای یک قرار تشکیلاتی توسط یکی از مزدوران رژیم شناسایی و دستگیر شد. دژخیمان خمینی او را به شکنجه‌گاه منتقل کردند و تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار دادند، اما رمضان قهرمانانه مقاومت کرد و حتی در زیر شکنجه نیز بر آرمان آزادی و راه مجاهدین خلق پای فشرد.

ایستادگی و روحیهٔ شکست‌ناپذیر این نوجوان مجاهد، شکنجه‌گران رژیم را به وحشت انداخت و آنان که توان درهم شکستن ارادهٔ او را نداشتند، تصمیم به اعدامش گرفتند. سرانجام در دوم تیرماه ۱۳۶۰، رمضان شفیعی را در حالی‌که تنها ۱۸سال داشت، به جوخهٔ تیرباران سپردند و به‌شهادت رساندند.

رمضان شفیعی از نسل جوانانی بود که زندگی کوتاه اما پرافتخار خود را وقف آزادی مردم ایران کردند و تا آخرین نفس بر سر پیمان خود با خلق و آرمان آزادی ایستادند.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد


متأسفانه تاکنون عکسی از این مجاهد شهید در دسترس نیست. از هموطنانی که این قهرمان راه آزادی را می‌شناسند یا اطلاعات و تصویری از او در اختیار دارند، درخواست می‌شود اطلاعات خود را به نشانی زیر ارسال کنند:

aida.nikjo@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر