۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۳, سه‌شنبه

شهید محمد رضایی، شعله‌ای خاموش‌نشدنی در مسیر آزادی — «باید به مبارزه ادامه دهیم!»

 


محل تولد: محلات

شغل: -

سن: ۲۴

تحصیلات: دانشجوی مهندسی دانشگاه پلی‌تکنیک تهران

محل شهادت: تهران

تاریخ شهادت: ۱-۲-۱۳۶۱


«باید به مبارزه ادامه دهیم و خودمان را با شرایط جدید منطبق کنیم!»

این جمله‌ای است که از اعماق باور و اراده‌ٔ محمد رضایی برخاسته؛ جوانی از خطه‌ٔ محلات، متولد سال ۱۳۳۷، که راه مبارزه را از نوجوانی آغاز کرد و تا آخرین لحظه‌ٔ حیات کوتاه اما پربار خود، بر آن ماند.

او در سال‌های پایانی دبیرستان، مجذوب راه و منش شهدای مبارز شد و به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. پس از اخذ دیپلم، در سال ۱۳۵۵ وارد دانشگاه پلی‌تکنیک تهران شد و به عنوان دانشجوی مهندسی معدن، در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی دانشگاه، نقشی پررنگ و تأثیرگذار ایفا کرد. حضور فعالش در اعتصاب‌ها، تظاهرات، نمایشگاه‌های فرهنگی، و حتی در کوهنوردی‌ها، از او چهره‌ای محبوب و قابل اعتماد ساخته بود. او را همه با نام «محمد محلاتی» می‌شناختند، لقبی که یادآور ریشه‌های پاک و مردمی‌اش بود.

محمد با تمام وجود، ساده‌زیست، متواضع و پرکار بود. در همه‌ٔ صحنه‌های مبارزاتی دانشجویی، یکی از پیشتازان بی‌ادعا بود. پس از پیروزی انقلاب ۵۷، فعالیت خود را با تمرکز بیشتر و سازمان‌یافته‌تر در صفوف سازمان مجاهدین ادامه داد. او از بنیان‌گذاران انجمن دانشجویان مسلمان بود و نقشی کلیدی در نشر پنهانی دفاعیات مجاهدین و آثار فرهنگی مبارزان در دوران خفقان شاهنشاهی داشت.

با شدت یافتن سرکوب پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، محمد به زندگی مخفی روی آورد. ارتباط خود را با خانواده‌اش به حداقل رساند تا آن‌ها را از گزند آزار رژیم در امان نگه دارد، ولی همچنان در دل مبارزه می‌تپید. سرانجام در دی‌ماه ۱۳۶۰، در یک خانه تیمی در چهارراه رضایی‌ها، همراه با ۹ تن دیگر از مجاهدین دستگیر شد و به شکنجه‌گاه اوین منتقل گردید.

محمد در برابر شکنجه‌گران دژخیم، استوار ایستاد. در طول ۴ ماه بازداشت در سلول انفرادی، ذره‌ای از مواضع آزادی‌خواهانه‌اش عقب ننشست. تنها ملاقات خانواده با او، از پشت شیشه بود؛ چهره‌ای لاغر اما مقاوم، که با لبخندی تلخ به پدر و مادرش فهماند که به زودی اعدام خواهد شد.

سرانجام در روز اول اردیبهشت ۱۳۶۱، پیکر محمد زیر شکنجه به شهادت رسید. مسئولان زندان، تنها با یک تماس تلفنی، خبر شهادت او را دادند: «اگر می‌خواهی پسرت را ببینی، به بهشت زهرا برو!»

پدرش با شنیدن این خبر، بغض خود را شکست و در میان اشک و خشم گفت: «راه محمد ادامه دارد». خانواده‌ٔ او پیکرش را در قطعه ۹۱، ردیف ۵۵، شماره ۵ در کنار یاران مجاهدش چون کاووس رضایی جهرمی یافتند؛ شهدایی که شبانه، خاموش و بی‌صدا، در کنار هم دفن شده بودند.


محمد رضایی، مظهر پایداری، خستگی‌ناپذیری و ایمان به راه آزادی بود. صدای رسای او، امروز همچنان در گوش تاریخ می‌پیچد: «باید به مبارزه ادامه دهیم و خودمان را با شرایط جدید منطبق کنیم!» این صدا، هرگز خاموش نخواهد شد.


با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر