۱۴۰۴ شهریور ۲۷, پنجشنبه

بهروز قربان رمکی | قهرمان مقاومت رامسر



محل تولد: رامسر

شغل: نقاش ساختمان

سن: ۲۱

تحصیلات: دبیرستان

محل شهادت: رامسر

تاریخ شهادت: ۱۸-۱۰-۱۳۶۰


بهروز قربان‌رمکی در سال ۱۳۳۹ در رامسر به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان شهر گذراند. او علاوه بر تحصیل، در رشته‌های ورزشی فعال و موفق بود و در کنار آن به برادر بزرگ‌ترش در کار نقاشی ساختمان کمک می‌کرد.

در سال ۱۳۵۷، بهروز در قیام و تظاهرات‌های مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه شرکت فعال داشت و بسیاری از جوانان رامسر را به میدان مبارزه کشاند. در همین دوران با آرمان‌های سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فعالیت‌هایش را در انجمن جوانان مسلمان رامسر به‌عنوان هوادار سازمان آغاز کرد.

او به‌عنوان میلیشیای پرشور در تمامی صحنه‌ها حضور داشت؛ از فروش نشریات و کتاب‌های سازمان تا شرکت در تظاهرات اعتراضی علیه سیاست‌های سرکوبگرانه ارتجاع حاکم و مقابله با چماقداران. روحیه مردمی و انقلابی او در کمک به محرومان، باعث محبوبیت فراوانش در میان جوانان شهر شد.

بهروز قربان رمکی در جریان قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مسئولیت حفاظت بخشی از تظاهرات رامسر را بر عهده داشت و با شجاعت تمام در برابر پاسداران ایستادگی کرد. او بعدها به‌عنوان فرمانده یکی از واحدهای عملیاتی سازمان در رامسر انتخاب شد و مأموریت‌های متعددی را علیه نیروهای سرکوبگر با موفقیت انجام داد.

در یکی از این عملیات‌ها واحد او به محاصره دشمن درآمد و پس از نبردی ۱۰ ساعته، توانست حلقه محاصره را بشکند. اما پس از مدتی، به دلیل خیانت یک مزدور، مخفیگاهش لو رفت و توسط پاسداران دستگیر شد.

بازجویان رژیم با آگاهی از فعالیت‌هایش، او را زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار دادند، اما بهروز با مقاومتی ستودنی هیچ‌گاه تسلیم نشد. جمله معروف او خطاب به شکنجه‌گران که گفت: «اگر فکر می‌کنید خیلی قوی هستید فقط یک لحظه دست‌های مرا باز کنید تا ببینید چه بلایی سرتان می‌آورم» نشان از روحیه شکست‌ناپذیرش داشت.

سرانجام در دی‌ماه ۱۳۶۰، حکم اعدام او صادر شد. روز پیش از شهادت، با وجود دست‌های شکسته، با بهترین لباس‌هایش نزد هم‌بندانش حاضر شد و گفت: «فردا مرا اعدام می‌کنند و من نزد حنیف‌نژاد و سایر شهدا می‌روم. اگر پیامی دارید بگویید تا به آنها برسانم».

صبح روز ۱۸ دی ۱۳۶۰، بهروز را به محوطه زندان فرودگاه رامسر بردند. او پیش از اعدام با صدای بلند عملیات‌های خود علیه رژیم را بازگو کرد و سپس دژخیمان خمینی او را به رگبار بستند.

این مجاهد قهرمان با روحیه‌ای استوار و مقاوم، خون پاکش را در راه آزادی مردم ایران فدا کرد. برادر بزرگ‌ترش، مجاهد شهید بهمن قربان رمکی نیز در عملیات بزرگ فروغ جاویدان به شهادت رسید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر