۱۴۰۴ شهریور ۳۱, دوشنبه

ایرج ماسوری؛ ستاره مقاومت و وفاداری به آرمان‌ها

 


محل تولد: خرم آباد

سن: ۲۹

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: خرم آباد

تاریخ شهادت: ۲۶-۶-۱۳۶۰

محل زندان: زندان سپاه در خرم‌آباد


ایرج ماسوری در سال ۱۳۳۸ در خرم‌آباد متولد شد. دوران دبستان و دبیرستان خود را در این شهر گذراند و در سال ۱۳۵۶ موفق به اخذ دیپلم گردید. فعالیت‌های سیاسی ایرج مصادف بود با قیام ضدسلطنتی مردم ایران، که او در شکل‌گیری و شرکت فعال در آن نقش داشت. در جریان این مبارزات، با سازمان مجاهدین آشنا شد و پس از مطالعه زندگی‌نامه شهدای مجاهد خلق، به ویژه شهید مهدی رضایی، شیفته راه و آرمان مجاهدین شد.

پس از پیروزی انقلاب، ایرج با مشکلات مردم دست‌وپنجه نرم کرد و در کمیته‌های توزیع مواد سوختی شرکت داشت، اما به دلیل انحراف و سرکوبگرانه شدن این کمیته‌ها، سریعاً از آنها جدا شد و به جنبش ملی مجاهدین پیوست. علاقه شدید او به ورزش فوتبال و عضویتش در تیم فوتبال لرستان، که حتی به مقام سوم مسابقات قهرمانی کشور دست یافت، نشان‌دهنده روحیه پرانرژی و خستگی‌ناپذیر او بود. او حتی برای تیم ملی دعوت شد، اما پس از آشنایی با سازمان، از تمام علائق شخصی خود دل کند و همه وقت و انرژی خود را در اختیار آرمان‌های سازمان قرار داد.

ایرج روزها در ارتباط با انجمن محلات خرم‌آباد فعالیت می‌کرد و شب‌ها برای تأمین معاش و کمک به سازمان، سخت کار می‌کرد. تلاش او در برپایی دکه‌های فروش نشریه و کتاب‌های سازمان و مقابله با حملات چماقداران خمینی، مثال‌زدنی بود. پس از تعطیلی جنبش ملی مجاهدین، انجمن جوانان موحد در خرم‌آباد تشکیل شد و ایرج، در بخش محلات این انجمن، جزو میلیشیاهای فعال بود. او در روستای ماسور نیز نشریات و خط و خطوط سازمان را منتقل می‌کرد و سرزندگی و روحیه تهاجمی‌اش در انجام مسئولیت‌ها، زبانزد همرزمان بود.

پس از سرکوب خونین تظاهرات مسالمت‌آمیز سازمان در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه، ایرج به مبارزه مخفی روی آورد و به تشکیلات همدان منتقل شد. او در یکی از واحدهای عملیاتی مجاهدین فعالیت می‌کرد، اما رژیم با گسیل نیروهای سپاه و اطلاعات، او را شناسایی و در ۱۸ یا ۱۹ شهریور ۱۳۶۰ دستگیر کرد. ایرج بلافاصله به زندان سپاه خرم‌آباد منتقل شد و تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت. در آخرین ملاقات با خانواده، گفته بود: «آنها از من می‌خواهند به سازمان و به راه خدا و خلق خیانت کنم، ولی من فقط با این آرمان‌هاست که زنده‌ام.»

بازجویان و شکنجه‌گران نتوانستند مقاومت او را بشکنند و تنها یک هفته پس از دستگیری، در ۲۶ شهریور ۱۳۶۰، ایرج ماسوری و سه همرزم مجاهدش، به جوخه‌های اعدام سپرده شدند. این مجاهد دلیر با فدای جان خود، تا آخرین لحظه بر عهد و پیمانش با خدا و خلق وفادار ماند.

مجاهدین شهید ایرج ماسوری و حبیب خبیری


یاد و خاطره ایرج ماسوری، همواره الهام‌بخش نسل‌های جوان برای ایستادگی در برابر ظلم و مبارزه برای آزادی و عدالت خواهد بود. لازم به ذکر است که برادر بزرگتر او، سیامک ماسوری، و همسر برادرش، ناهید دوارزنی، نیز از شهدای عملیات کبیر فروغ جاویدان هستند و مسیر مقاومت و مجاهدت را ادامه دادند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر