۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

حسن برکتین؛ صدای ایستادگی که در تبریز خاموش نشد

 


محل تولد: اصفهان

سن: ۲۵

تحصیلات: دانشجو

محل شهادت: تبریز

تاریخ شهادت: ۱۴-۵-۱۳۶۰


با یاد مجاهد شهید حسن برکتین؛ جوانی از تبار خروش، از زادگاه اصفهان تا سنگر مقاومت در تبریز.

دانشجویی ۲۵ ساله، اما با قامتی بلندتر از سال‌های عمرش؛ مردی که دانشگاه را به میدان نبرد حقیقت و شجاعت تبدیل کرد.

حسن برکتین سال ۱۳۳۶ در اصفهان چشم به جهان گشود. پس از پایان دبیرستان، راهی دانشگاه تبریز شد؛ جایی که روح انقلابی و آزاداندیش او بالید و به پرچمداری جنبش دانشجویی علیه استبداد شاه تبدیل شد. او همراه مجاهدین شهید اکبر رمضانی و نادر جدیری از برجسته‌ترین رهبران مبارزات دانشجویی در آن سال‌ها بود؛ نسلی که دانشگاه را به کانون بیداری سیاسی مردم تبدیل کرد.

در روزهایی که جریان‌های وابسته به خمینی ـ از جمله پاسدار یحیی رحیم صفوی ـ تلاش می‌کردند فضای دانشگاه و حرکت‌های مردمی را به مسیر ارتجاع و تحمیل خط آخوندی بکشانند، حسن و یارانش بدون تردید و با مرزبندی روشن مقابل آنان ایستادند. آنان فهمیده بودند که خمینی و اطرافیانش در پی مصادره انقلاب و خاموش‌کردن صدای مردم هستند.

اوج پایداری حسن، نادر و سایر دانشجویان هوادار سازمان، در بزرگ‌ترین تظاهرات دانشجویی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۶ رقم خورد. هنگامی که مرتجعین تلاش کردند تظاهرات را خاتمه دهند و از صحنه کنار بکشند، حسن و همرزمانش سد راه عقب‌نشینی شدند. آنان اجازه ندادند شعله‌ای که دانشگاه روشن کرده بود، پیش از رسیدن به خیابان و جامعه خاموش شود. این لحظه، اوج شکوه نسل دانشجو و نقطه عطفی در مبارزات ضد دیکتاتوری بود.

حسن پس از انقلاب ۵۷ به سازمان پیوست و تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مسئولیت‌های گوناگونی بر عهده داشت؛ مسئولیت‌هایی که هر یک سنگینی مبارزه و آرمان را بر دوش جوانی رها و آگاه قرار می‌داد.

اما چندی پس از ۳۰ خرداد، مزدوران خمینی او را دستگیر کردند. تنها کمتر از دو ماه بعد، در ۱۴ مرداد ۱۳۶۰، او را در زندان تبریز به جوخه اعدام سپردند؛ پیکری که خاموش شد، اما راهی که روشن کرد، هرگز خاموش نشد.

حسن برکتین شهیدی است که دانشگاه را نه کلاس درس، بلکه سنگر آزادی تعریف کرد. نام او یادآور نسلی است که نه زیر گلوله شاه ایستادن را فراموش کرد و نه زیر تیغ خمینی.

او رفت، اما افسانه ایستادگی‌اش همچنان در دانشگاه تبریز جاری است در هر دانشجویی که آزادی را حق طبیعی خود می‌داند، و در هر نسلی که می‌داند صدای حق را نمی‌توان اعدام کرد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر