۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

دانشجو، مجاهد، ایستاده تا شهادت

 


محل تولد: همدان

سن: ۲۴ 

تحصيلات: دانشجوی ادبیات 

محل شهادت‌‌: مشهد

تاريخ شهادت: ۵-۱۰-۱۳۶۰


مجاهد شهید مهدی سهل‌البیع، فرزند همدان، از نسلی بود که آگاهی را به سلاح بدل کرد و دانشگاه را به سنگر آزادی. متولد ۱۳۳۶، دانشجوی ادبیات دانشگاه مشهد؛ جایی که با ورودش به فضای دانشگاه، مسیر مبارزه‌اش علیه استبداد رقم خورد. آشنایی با جزوات آموزشی و دفاعیات شجاعانه سازمان مجاهدین خلق، در او آتشی از تعهد و مسئولیت روشن کرد؛ آتشی که تا واپسین لحظه خاموش نشد.

مهدی، عاشق مردم زحمتکش بود. در زلزله طبس، شانه‌به‌شانه رنج‌دیدگان ایستاد؛ آن‌چنان که جسمش زیر بار کارهای طاقت‌فرسا آسیب دید، اما اراده‌اش نه. در دوران دیکتاتوری شاه، از فعال‌ترین عناصر دانشجویی بود؛ به‌حدی که اخراجش از دانشگاه، اعتصاب اساتید و دانشجویان را برانگیخت و نشان داد اعتماد عمومی چگونه به نام او گره خورده است.

در اوج قیام مردم علیه شاه، مهدی در صف نخست ایستاد. درهم‌کوبیدن مقر گارد سرکوبگر در دانشگاه مشهد، ضربه‌ای بود که نشان داد دانشگاه می‌تواند کانون مقاومت باشد. پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، فعالیتش را در جنبش ملی مجاهدین در همدان ادامه داد و با بازگشایی دانشگاه‌ها، به انجمن دانشجویان مسلمان بازگشت؛ مسئولیت کوهنوردی، انجمن کتاب، و سپس پیشبرد شورای دانشجویی، همه با نظم، دقت و جدیتی مثال‌زدنی.

به‌همراه مجاهد شهید قاسم مهرنویی‌زاده، مرتجعین را در دانشگاه عقب نشاند، کتابخانه دانشجویی را بنیان گذاشت و شورای دانشجویی را به راه انداخت. انتخاب او به نمایندگی شورای مرکزی دانشگاه از سوی حدود شش هزار دانشجو، استاد، کارمند و کارگر، مهر تأییدی بود بر صداقت و پایبندی‌اش به حقوق محرومان. دفاع بی‌امانش از حقوق کارگران، مرتجعین را به عقب‌نشینی واداشت تا صدای کارگر نیز در شورا شنیده شود.

وقتی توطئه‌گران شورا را منحل کردند و نام مهدی را به‌عنوان «مفسد» بر دیوارها چسباندند، او با صلابت گفت: «موفقیت من همین است؛ مردم می‌دانند حقیقت درست برعکس گفته‌های مرتجعین است.» در کودتای فرهنگی خمینی علیه دانشگاه‌ها، در برابر یورش اوباش مسلح ایستاد و از همرزمان مجاهدش حفاظت کرد.

پس از بسته‌شدن دانشگاه‌ها، مهدی از میدان نرفت؛ در میتینگ‌ها و تظاهرات افشاگرانه سازمان در مشهد حضوری پیگیر داشت. در آخرین دیدار با خانواده، پیش از عمل جراحی، گفت: «کوتاهی در انجام وظایف انقلابی، بزرگ‌ترین خیانت به خدا و خلق است.» این جمله، وصیت عملی او شد.

پس از سی خرداد ۱۳۶۰، به زندگی مخفی روی آورد. دستگیری، شکنجه و بازجویی نتوانست او را از مواضع مجاهدی‌اش جدا کند. سحرگاه دی‌ماه ۱۳۶۰، دژخیمان خمینی، این مجاهد پاکباز را همراه یازده مجاهد خلق دیگر به جوخه اعدام سپردند.

مهدی سهل‌البیع رفت، اما راهش ماند؛ راهی که دانشگاه را سنگر، مردم را قبله و آزادی را مقصد می‌داند. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر