۱۴۰۴ مهر ۲۱, دوشنبه

فرهاد ریاضی‌دوست؛ فریاد آزادی در زنجیر

 


محل تولد: لاهيجان

سن: ۲۱

تحصیلات: دانشجو

محل شهادت: کرمانشاه

تاریخ شهادت: ۹-۷-۱۳۶۰


با یاد و نام مجاهد شهید فرهاد ریاضی‌دوست، فرزندی از خطه‌ی سرسبز لاهیجان، جوانی ۲۱ ساله، دانشجویی مبارز و مقاوم که با ایمان و اراده‌ای استوار در راه آزادی مردمش ایستاد و نام خود را در تاریخ مقاومت جاودانه ساخت.

فرهاد و برادرش فریدون، هر دو از دل شمال برخاستند و دامنه‌ی مبارزه و دفاع از شرافت یک خلق را از گیلان تا تهران و کرمانشاه گستراندند. فریدون چهار سال از جوانی‌اش را در بند دژخیمان خمینی در زندان تهران گذراند و فرهاد، برادر کوچکتر، در کرمانشاه اسیر شکنجه‌گران شد. فریدون در لحظات سخت زیر شکنجه و نیز در شب‌های سرود و مقاومت، یاد فرهاد را با خود حمل می‌کرد؛ برادری که همانند او اهل مبارزه و عشق به آزادی بود.

فرهاد، دانشجویی جوان، برای تحقق آرمان رهایی، پا به شهرهای محروم استان کرمانشاه گذاشت. در جریان دستگیری، از هر دو ران پا مجروح شد، اما دژخیمان از مداوای او خودداری کردند. زخم‌ها عفونت کرد و درد جسمی بر درد شکنجه افزوده شد. با این حال، فرهاد نه تنها تسلیم نشد بلکه با روحیه‌ای شاد، شوخ‌طبع و سرزنده، به کوچک‌ترین سرگرمی و بازی جمعی در بند می‌پیوست و هیچ لحظه‌ای از تقویت روحیه انقلابی کوتاه نمی‌آمد.

یکی از همبندان او نقل می‌کند:

«سرودی نبود که فرهاد بلد نباشد… همیشه می‌خواند و از ما می‌خواست همراهش شویم. یک شب که از خواب بیدار شدم، دیدم در تاریکی نشسته و زخم‌های عفونی پایش را خودش پانسمان می‌کند تا کسی متوجه وضعیتش نشود. تا صبح فقط به روحیه‌ی قوی او فکر می‌کردم.»

در ۵ مهر ۱۳۶۰، در حالی که خیابان‌های تهران از فریاد «مرگ بر خمینی» می‌غرید، در خیابان‌های کرمانشاه این فریاد از حنجره‌ی زخمی فرهاد ریاضی‌دوست برخاست. پاسداران او را دستگیر کردند. راهروهای زندان پر از خشم مزدوران شده بود؛ همه فهمیدند که دوباره ضربه‌ای به دژخیمان وارد شده است. خیلی زود خبر رسید:

«فرهاد هنگام فرار، تا آخرین لحظه با صدای بلند شعار مرگ بر خمینی سر داده بود.»

شکنجه‌گران او را دوباره به زیر شکنجه کشاندند، اما این بار تصمیم خود را گرفته بودند. همان شب، دژخیمان پنج مجاهد خلق را برای اعدام بردند: فرزانه خزایی، پریچهر کاشانیان، نسرین نوری‌مهربانی، حمید فتاحی راد و فرهاد ریاضی‌دوست.

در سحرگاه ۹ مهر ۱۳۶۰، فرهاد در کنار یارانش با سربلندی به جوخه‌ی تیرباران سپرده شد و به قافله‌ی شهیدان آزادی پیوست.

فرهاد ریاضی‌دوست، جوانی از لاهیجان، با زخم‌های باز و صدایی رسا، نشان داد که عشق به آزادی فراتر از زنجیر و گلوله است. او ماندگار شد؛ نه فقط در خاطره‌ی همبندانش، بلکه در تاریخ مقاومت یک خلق.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر