۱۴۰۴ دی ۴, پنجشنبه

شهرزاد حجتی امامی از رفاه تا رهایی

 


محل تولد: تهران

سن: ۲۵

تحصیلات: دانشجوی اقتصاد

محل شهادت: شیراز

تاریخ شهادت: ۴-۴-‍۱۳۶۲


شهرزاد حجتی امامی، مجاهد پاکباز خلق ایران، در سال ۱۳۳۷ در شهر تهران و در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمد. دوران کودکی و دبستان را در بهترین شرایط و مدارس گذراند، اما آنچه مسیر زندگی او را تغییر داد، نه آسایش، که آگاهی بود.

در سال‌های دبیرستان، مواجهه با اختلاف طبقاتی میان دانش‌آموزان و شکاف عمیق اجتماعی، ذهن پرسشگر او را به جست‌وجوی ریشه‌های این نابرابری‌ها کشاند؛ جست‌وجویی که او را به این نتیجه رساند که سرچشمه این محرومیت‌ها، رژیم فاسد و دیکتاتوری سلطنتی است.

شهرزاد در کلاس چهارم دبیرستان با نام سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و با کنجکاوی و جدیت، درباره آرمان‌ها و مواضع آن تحقیق کرد.

در سال ۱۳۵۶ در رشته اقتصاد کشاورزی دانشگاه شیراز پذیرفته شد و برای ادامه تحصیل راهی شیراز گردید. هم‌زمان با اوج‌گیری قیام مردم علیه نظام ستم‌شاهی، در کنار دیگر دانشجویان مبارز، در تظاهرات و حرکت‌های اعتراضی حضوری فعال داشت.

پس از تعطیلی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۷، به تهران بازگشت و تا پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، در تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی شرکت کرد. با بازگشایی دانشگاه‌ها دوباره به شیراز رفت و از همان ابتدا فعالیت خود را با انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه ــ هواداران سازمان مجاهدین خلق ــ آغاز نمود.

پس از کودتای فرهنگی خمینی و بسته شدن دانشگاه‌ها، ارتباط خود را با ستاد سازمان در شیراز حفظ کرد و مسئولیت‌های محوله را با دقت و پشتکار ادامه داد.

در سال ۱۳۵۹، در نامه‌ای به خانواده‌اش نوشت:

«من باید دوران جهالت و مرفهی را که گذرانده‌ام جبران کنم و دین خود را نسبت به خلقم بپردازم…»

این جمله، عصاره انتخاب آگاهانه زنی بود که رفاه را رها کرد تا در کنار مردمش بایستد.

در میان همرزمانش، شهرزاد به صبوری، شجاعت، دقت و پشتکار در انجام وظایف شناخته می‌شد. پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی علیه رژیم خمینی، او نیز مانند دیگر مجاهدان به زندگی مخفی روی آورد و به فعالیت در پایگاه‌های مجاهدین ادامه داد.

در ۲۹ مرداد ۱۳۶۰، هنگام مراجعه به یکی از پایگاه‌ها که تحت کنترل سپاه شیراز قرار داشت، دستگیر و بلافاصله به زندان سپاه منتقل شد. از همان ابتدا، شکنجه‌های مستمر و وحشیانه آغاز گردید؛ ۱۷ روز پیاپی شکنجه، و سپس بیش از یک ماه حبس در سلول انفرادی. در هفته نخست انفرادی، با زنی معتاد هم‌سلول بود که به‌دلیل نرسیدن مواد، دچار تشنج می‌شد و بارها به شهرزاد حمله کرده و او را به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار می‌داد.

پس از حدود یک ماه، خانواده‌اش مطلع شدند که به حکم آخوند عندلیبی، حاکم بی‌دادگاه شیراز، به حبس ابد و ممنوع‌الملاقات محکوم شده است. پس از دو ماه پیگیری، خانواده موفق به ملاقات شدند، اما در مراجعه بعدی فهمیدند که شهرزاد به زندانی در حوالی دشت ارژنگ منتقل شده است.

او در ملاقات با مادرش توضیح داده بود که به‌دلیل بازدید یک هیأت حقوق‌بشری، رژیم زندانیانی را که احتمال افشاگری داشتند، به زندان‌های دیگر منتقل کرده است.

در زندان، به‌دلیل کمبود شدید مواد غذایی، به بیماری یرقان مبتلا شد و به بیمارستان انتقال یافت. مادرش در ملاقات بیمارستانی، آثار شلاق را بر تمام پشت و پاهای او مشاهده کرد؛ به‌گونه‌ای که کف پاهایش کاملاً از فرم افتاده و حرکت برایش بسیار دشوار شده بود.

پس از حدود دو ماه، او را دوباره به زندان عادل‌آباد شیراز بازگرداندند، اما با لو رفتن نقش فعالش در تشکیلات داخل زندان، بار دیگر به زندان سپاه منتقل شد.

یکی از هم‌بندانش درباره او نوشته است:

«با وجود این‌که شهرزاد از خانواده‌ای ثروتمند بود، متانت و خاکی بودنش مثال‌زدنی بود. در همه کارهای سخت و به‌اصطلاح سیاه شرکت می‌کرد و همواره مدافع ارزش‌های مجاهدین بود. برای این ارزش‌ها هزینه می‌داد و جلوی پاسداران می‌ایستاد؛ و به همین دلیل، پاسداران زن‌ستیز فشار زیادی بر او وارد می‌کردند.»

در خرداد ۱۳۶۲، دژخیمان خمینی او را تجدید محاکمه و به اعدام محکوم کردند. شهرزاد پس از شنیدن حکم، در ملاقات با خانواده، با لبخند و آرامش گفت:

«انسان به همه چیز عادت می‌کند؛ مهم این است که شرایط را به نفع خود و راهت تغییر بدهی.»

مادرش پس از این ملاقات گفت:

«او مثل کوه استوار بود و خم به ابرو نمی‌آورد.»

سرانجام، جلادان رژیم خمینی، این زن مقاوم و آگاه مجاهد خلق را در زندان عادل‌آباد شیراز، در روز ۴ تیر ۱۳۶۲، به جوخه تیرباران سپردند.

شهرزاد حجتی امامی، از رفاه تا رهایی، نامی ماندگار در تاریخ مقاومت و شرافت انسانی شد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر