محل تولد: کرمانشاه
سن: ۲۲
تحصیلات: دیپلم
محل شهادت: سنندج
تاریخ شهادت: ۱۲-۱-۱۳۶۲
با یاد مجاهد شهید حمیدرضا خسروفر، جوان پرشور و دلیری که در ۲۲ سالگی و در روز ۱۲ فروردین ۱۳۶۲، به دست دژخیمان رژیم به شهادت رسید و با نثار جان خود، در راه آزادی ایستادگی کرد. حمیدرضا متولد سال ۱۳۴۰ در شهر کرمانشاه بود و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش به پایان رساند.
دوران تحصیل او در دبیرستان با روزهای پرالتهاب قیام ضدسلطنتی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ مصادف شد و او با روحیهای سرکش، حضوری فعال در تظاهراتهای مردمی داشت. در همین دوران بود که با نام و آرمانهای آزادیخواهانه آشنا شد و مسیر زندگی خود را انتخاب کرد. پس از پیروزی انقلاب، او به عنوان یک میلیشیای پرشور و مصمم، فعالیتهای رسمی خود را در نهاد دانشآموزی کرمانشاه آغاز نمود. حمیدرضا در تمام صحنههای مبارزاتی و تشکیلاتی، از فروش نشریه و توزیع انتشارات گرفته تا شرکت در تظاهراتهای اعتراضی علیه انحصارطلبی و سرکوب آزادیها توسط حاکمیت جدید، نقشی محوری و جلودار داشت. در آن سالها که دکههای فروش نشریه و مراکز هواداران مدام مورد هجوم و تاختوتاز چماقداران و مزدوران قرار میگرفت، حمیدرضا با جسارتی کمنظیر سینه سپر میکرد و همین شجاعت بیباکانه، او را به چهرهای شناختهشده در میان مردم و البته نیروهای سرکوب تبدیل کرد. همرزمانش همواره او را با صفت شجاعت، صمیمیت و اعتقاد عمیق به آرمان رهایی میشناختند.
پس از وقایع خونین ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و ممنوعیت هرگونه فعالیت مسالمتآمیز، حمیدرضا به ناچار وارد فاز مبارزه مخفی شد. او برای مخفی ماندن از دید مأموران، چند ماه در پوشش کار در یک مرغداری در حوالی کرمانشاه به زندگی مخفیانه خود ادامه داد و سپس در زمستان سال ۱۳۶۰ به بندر انزلی رفت. او که تمام هدفش وصل مجدد به ساختار سازمان بود، سرانجام در فروردین سال ۱۳۶۱ موفق شد از طریق مناطق مرزی به یارانش بپیوندد. حمیدرضا پس از گذراندن دورههای آموزش نظامی، در اواسط خرداد همان سال به همراه تیمی از مجاهدین برای انجام مأموریتهای جدید راهی سنندج شد. تنها دو هفته از ورود او به سنندج گذشته بود که در بازار این شهر توسط مزدوران رژیم شناسایی شد و پس از یک درگیری شجاعانه، در حالی که همراه با دو تن از همرزمانش به شدت مجروح شده بود، به اسارت درآمد.
مأموران او را با همان پیکر مجروح و خونآلود به شکنجهگاه منتقل کردند و زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار دادند. با این حال، مقاومت سرسختانه او باعث شد که دژخیمان برای شکستن روحیه مقاومش، او را به زندان دیزلآباد کرمانشاه منتقل کنند. در دیزلآباد نیز زنجیره شکنجههای وحشیانه متوقف نشد، اما حمیدرضا استوارتر از آن بود که در برابر جلادان سر خم کند. سرانجام بازجوها که از ایستادگی قاطعانه او بر مواضعش به ستوه آمده و به زانو درآمده بودند، در اقدامی هولناک و انتقامجویانه در روز ۱۲ فروردین ۱۳۶۲، با ریختن روغن داغ بر سرش، او را به فجیعترین شکل ممکن به شهادت رساندند تا نام این مجاهد پاکباز برای همیشه در تاریخ مقاومت ماندگار شود.

0 comments:
ارسال یک نظر