۱۴۰۰ بهمن ۲۲, جمعه
۱۴۰۰ شهریور ۲۶, جمعه
برگزاری دادگاه دژخیم حمید نوری و تظاهرات ایرانیان آزاده و هواداران مجاهدین
وی بعد از تشریح زمینهسازیهای رژیم برای قتلعام زندانیان سیاسی مشاهدات خود را از شکنجههای دژخیمانی از قبیل حمید نوری بر روی زندانیان و انتقال زندانیان به راهروی مرگ و اعدام زندانیان سرموضع در زندان گوهردشت بازگو کرد و اسامی شماری از شهیدان سربهدار را که بر موضع مجاهدی خود قهرمانانه پای فشرده بودند، در مقابل دادگاه اعلام کرد از جمله مجاهدین شهید محمد فرمانی، رضا زند، مهران هویدا، اصغر مسجدی، غلامحسین اسکندری، مسعود کوباری، طاهر بزاز حقیقت طلب، و حسین سبحانی
علیاکبر بندعلی در قسمت دیگری از شهادت خود گفت قتلعام مجاهدین از سال۶۰ شروع شده بود و در سال۶۷ به اوج خود رسید. در اولین شبی که مرا در سال۶۰ به زندان اوین بردند ۱۴۰ زندانی مجاهد را اعدام کردند و ما صدای تیرخلاصها را میشمردیم. وی افزود علت این بود که خمینی خودش را نماینده خدا روی زمین میدانست و هر کس با حکومت او مخالف بود محارب شناخته و اعدام میشد. از آنجایی که مجاهدین و مسعود رجوی از یک اسلام دمکراتیک دفاع میکردند و به قانون اساسی این رژیم رأی ندادند، خمینی تظاهرات مسالمتآمیز ۳۰خرداد ۶۰ را به خاک و خون کشید.
وقتی اکبر بندعلی چند بار خمینی را شیطان مکار توصیف کرد، دژخیم حمید نوری شروع به عربده کشیدن کرد و دادگاه را به تشنج کشاند که قاضی یکربع تنفس داد و دوباره دادگاه به کار خود ادامه داد
۱۴۰۰ شهریور ۲۳, سهشنبه
ادامه دادگاه حمید نوری از دژخیمان زندان گوهردشت در قتلعام۶۷ و شهادت یکی از شاکیان
فتحی در دادگاه شهادت داد كه حميد نوری جزو سه نفری بود كه زندانيان را از راهروی مرگ به محل اعدام میبرد و در حين اعدامها شيرينی پخش میكرد.
او گفت كه نوری در ضرب و شتم زندانيان نيز دست داشت و آنها را برای تنبيه به «اتاق گاز» میبرد. او گفت: «ما را به اتاقی بدون پنجره میبردند، زیر درز در پتو میگذاشتند تا هوا وارد نشود و زندانیان به حالت اغما بروند و بعد از خروج از اين اتاق حمید نوری فرمانده پاسدارانی بود كه زندانيان را بهشدت و با كابل مورد ضرب و شتم قرار میداد.»
فتحی گفت: «نوری و ساير مسئولين زندان آنها را تهديد میكردند و میگفتند زمانی میرسد كه در سلولهای شما نارنجك خواهيم انداخت.»
رمضان فتحی در قسمتی از صحبتهایش گفت: مجاهدین را بهخاطر ورزش جمعی، نماز جماعت مورد آزار و شکنجه قرار میدادند. بیشتر مجاهدین در جریان قتلعام۶۷ اعدام شدند.
او همچنين در شهادتهای خود ذکر کرد كه يكی از زندانيان مجاهد شهید ناصر منصوری را از بيمارستان زندان با برانكارد نزد هيئت مرگ برده بردند و در «محاكمهای یک دقيقهای او را به مرگ محكوم كرده و با برانكارد به محل اعدام بردند و اعدام كردند.»
۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه
ضرورت گسترش دادخواهی و طرح محاکمهٔ جلادان
جنایتهای انجام شده در این حکومت را باید از همین امروز برگ به برگ و سند به سند افشا کرد و در معرض داوری عموم قرار داد. محاکمهٔ مرگفرمایان، شکنجهگران، پادوهای مرگ و تجاوزکنندگان به حقوق مردم ایران.
نام هر شهید، زندگینامهٔ او، جنایت انجام شده، آسیبهای روانی شهادت او در بین خانواده و نزدیکانش برگهای این پرونده همیشه باز را تشکیل خواهد داد. طی بیش از ۴دهه حاکمیت عمامهداران بر میهن ما هیچ شهر و دهکوره و کاشانهیی نبوده که از ستم آنان در امان بوده باشد. چنگالهای مرگآفرین این رژیم از هر خانواده جوانان یا جوانانی را ربوده و طعمهٔ خود ساخته است. ۱۲۰هزار جانباختهٔ آزادی و بهطور خاص ۳۰هزار زندانی سیاسی سربدار، سوژهٔ این دادخواهی هستند. به این لیست باید شهیدان قیامهای دی۹۶ و آبان۹۸ و نیز قیام سراوان و خوزستان را افزود. هر یک از اعدامشدگان و زندانیان جانباخته در زیر شکنجه نیز در این لیست محسوب میشوند. آنچه گفته شد تمام سیاهه جنایت خمینی، خامنهای و مرگنوشان آنها نیست. قربانیان یک جنگ ۸سالهٔ ضدمیهنی و ماجراجوییهای تروریستی در دیگر کشورها سوژهٔ این دادخواهی هستند. استفاده از کرونا بهعنوان راهبند برای قیام با سپر کردن جانهای بیگناه مردم ایران در عداد جنایت علیه بشریت است و باید درصدد دادخواهی از آن برآمد.
بهراستی آثار جنایت این حاکمیت اهریمنی هیچ جای آبادی را در میهن ما باقی نگذاشته است.
مقاومت ایران با روشن کردن چراغ جنبش دادخواهی قتلعامشدگان۶۷ از همان فردای قتلعام به این عرصه پا گذاشته و تاکنون دستآوردهای مشخصی را در این زمینه محقق کرده است. دستآوردهایی که میتوان آنها را در ۳ محور خلاصه کرد:
۱ـ تبدیل دادخواهی خون قتلعامشدگان تابستان ۶۷ به یک جنبش زنده، جوشان و فراگیر اجتماعی
۳ـ پیوند زدن این جنبش با کارزار سرنگونی
۳ـ بهبارنشاندن جنبش دادخواهی در عرصهٔ بینالمللی و ناکام گذاشتن تلاشهای رژیم برای کتمان و نادیدهانگاری این جنایت و انهدام گورهای دستهجمعی شهیدان.
در اثر این پیگیریها و جانفشانیهای بود که بعد از ۳۲سال کارشناسان رسمی ملل متحد، قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ را جنایت علیه بشریت شناخته و خواهان یک تحقیق عمیق و مستقل شدند.
در دومین سالگرد سرکوب خونین قیام آبان۹۸، ابتکار سه سازمان «عدالت برای ایران»، «حقوق بشر در ایران» و «با هم علیه اعدام»، گامی دیگر در راستای دادخواهی است. نباید گذاشت مرگفرمایان و مرگآفرینان از مصونیت برخوردار باشند و جنایتهای آنان به فراموشی سپرده شود. سکوت در برابر هر جنایت باعث جریتر شدن جلادان و تسری آن میشود.
خامنهای، رئیسی، روحانی، شمخانی، رحمانی فضلی، علوی وزیر اطلاعات روحانی و همچنین فرماندارها، فرماندهان سپاه پاسداران، فرماندهان نیروهای انتظامی و شبهنظامی و دادستانها از دیگر افرادی هستند که نام آنها در سیاهه متهمان جنایت علیه بشریت در کشتار آبان۹۸ است.
دادخواهی و توسعهٔ آن را نه در فردای سرنگونی، بلکه باید از همین امروز آغاز کرد. برافراشتن این درفش، در برابر ضحاک عمامهدار بخشی از کارزار سرنگونی است و به آن راه خواهد برد.
هر ایرانی ستمدیده میتواند عضو این جنبش دادخواهی باشد. اینگونه است که میهن ما خود را آزاد میکند و زمینههای استبداد و جنایت علیه بشریت را میخشکاند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
۱۴۰۰ شهریور ۵, جمعه
سخنرانی جفری رابرتسون قاضی دادگاه ویژه ملل متحد و کومی نایدو دبیرکل پیشین عفو بین الملل در کنفرانس قتلعام۶۷
کنفرانس آنلاین «ایران: نسلکشی و قتلعام سال۱۳۶۷، نه به مصونیت مسئولان جنایت، آری به حسابرسی سران رژیم» در ارتباط با ۲هزار نقطه با حضور بیش از هزار زندانی از بندرسته در اشرف۳ برگزار شد که شخصیتهای حقوقی و بینالمللی در آن به سخنرانی پرداختند.
جفری رابرتسون - قاضی دادگاه ویژه مللمتحد برای سیرالئون
من در رابطه با آن تحقیقاتی کردم و با بازماندگان و شاهدانش ملاقات کردم.
هزاران نفر از افراد سازمان مجاهدین در مقابل هیات مرگ قرار گرفتند وقتی که گفتند سرموضع هستند بدون هیچ دادرسی اعدام شدند.
یکی از اعضای آن رئیسی بود که یک فتوا را اجرا میکردند و آنها میدانستند در راهرو مرگ چه اتفاقی میافتد.
این وحشیگری و بالاترین وحشیگری بود. بهلحاظ قانونی این جنایت بود. اگر یک جنایت مشخص باشد یعنی نسل کشی، یک کنوانسیون است که کشورها از جمله ایالات متحده را ملزم به پیگری این نسلکشی میکند.
دادگاه بینالمللی هم میتواند نسلکشی را مورد بررسی قرار بدهد. باید یک قطعنامه از طرف شورای امنیت صادر بشود تا دادگاه بینالمللی آنرا مورد بررسی قرار بدهد.
این نسلکشی بهدلیل اعتقاد افراد بوده است.
خمینی اعتقادات بنیادگرایانه و مخالف با مجاهدین داشت بنابراین یک دلیل مذهبی وجود داشت که بر اساس آن قتلعام صورت گرفت.
ما با یک حکومتی مواجه هستیم که بر اساس مذهب حکم مرگ مجاهدین را صادر کرده و این حکم ولیفقیه توسط رئیسی و اعضای هیات مرگ پذیرفته شد.
منتظری آنها را از کشتار منع کرد اما آنها بر اساس فتوای خمینی به جنایت خود ادامه دادند.
این یک وحشیگری است که اتفاق افتاده، کشتار بهخاطر اعتقادات مذهبی صورت گرفته و از نظر من هیچ شکی وجود ندارد که اعضای هیات مرگ و رئیسی و سایر عاملان این جنایت باید به محاکمه کشیده شوند.
کنوانسیون بینالمللی با تعبیر نسلکشی موافق است و باید علیه عاملان آن اقدام کرد ویکی از آنها رئیسجمهور رژیم است.
(کومی نایدو در زمانی که دبیرکل عفو بینالملل بود گزارش مشروحی از قتلعام۶۷ به نام «اسرار به خون آغشته» تهیه کرده بود):
خواهران و برادران عزیز از آفریقا به شما سلام میکنم همین جنبش اجتماعی که من خودم رئیس آن بودم شاید بدانید وقتی آن گزارش اسرار به خون آغشته بیرون آمد در عفو بینالمللی من دبیرکل عفو بودم.
این یک نسلکشی است.
میخواهم یادآور آن زندانیان سیاسی باشم. میخواهم به قدرت و عزم شما درود بفرستم و گرامی بدارم همه اعضای مجاهدین و هواداران مجاهدین را.
ما شاهد آن هستیم که جوانان بپا میخیزند با شجاعت و انگیزه بالا و این برای من که سالها در این مسیر هستم میگوید که باید از آنها دفاع کرد بسیاری از آنها جانشان را به خطر میاندازند.
اتحادیه اروپا باید سیاست اش را در قبال ایران باز بینی کند و بداند که رئیسی در قتلعام ۶۷ نقش برجسته داشته. رفتار این دولتها بیان ضعف آنها است. تنها چیزی که دارید می گویید این است که ضعیف هستید چون یک دولت قوی نیازی به چنین قتلعامی ندارد.
باید به رژیم بگویم شما بعضاً میتوانید برخی را فریب بدهید ولی همه را نمیتوانید فریب بدهید از همه زندانیانی که امروز در کنفرانس هستند تشکر میکنم و می گویم که مبارزه در راه عدالت یک دو ماراتن است.
۱۴۰۰ شهریور ۴, پنجشنبه
به فراخوان به جامعه بین المللی برای محاکمه رئیسی جلاد ۶۷ بپیوندید
۱۴۰۰ مرداد ۱۴, پنجشنبه
کنفرانس دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت و معرفی کتاب «ایران، فراخوان برای عدالت »
۱۴۰۰ مرداد ۱۲, سهشنبه
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل مجلس نمایندگان و سنای آمریکا در آستانه تنفیذ رئیسی جلاد ۶۷
خامنهای و پاسداراناش و جلاد جنایتکار رئیسی، هرگز نمیتوانند با گلوله و گاز اشکآور و دستگیری و شکنجه و قطع اینترنت، صدای مردم ایران و جوانان آن را خاموش کنند. سرنگونی رژیم آخوندی در دسترس است.
انتصاب رئیسی بهعنوان رئیسجمهور رژیم نشانه پایان نظام آخوندی است. او تجسم وحشیگری رژیم است. رئیسی یکی از بالاترین نقشها را در کشتار ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال۱۳۶۷ به فتوای خمینی داشت.
به قدرت رسیدن رئیسی، نقطه پایانی به هر گونه توهم در مورد اعتدال یا اصلاحات در رژیم است. دولتهای غربی باید به این نکته پی ببرند که سیاست مماشات آنها با استبداد مذهبی شکستخورده و برای همیشه از دور خارج شده است.
بدیهی است که شرایط برای تغییر دمکراتیک آماده است و مردم ایران متعهد به سرنگونی رژیم هستند. در عینحال، رئیسی برای جامعه بینالمللی نیز، یک آزمایش تاریخی است. آیا دولتهای جهان با این رژیم نسلکش معامله و تعامل خواهند کرد و یا در کنار مردم ایران خواهند ایستاد؟
از جانب مردم و مقاومت ایران از سازمان ملل متحد، همهٔ دولتها و جامعه بینالمللی میخواهم تا کشتار ۱۳۶۷ در ایران را بهعنوان نسلکشی و جنایت علیه بشریت بهرسمیت بشناسند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد باید فوراً اقدام کنند و ترتیبات محاکمه بینالمللی سردمداران رژیم آخوندی، بهویژه خامنهای، آخوند رئیسی و اژهای را بهجرم ارتکاب نسلکشی و جنایت علیه بشریت فراهم کنند.
امروز جنبش دادخواهی قتلعام شدگان، جنبش تمام مردم ایران برای سرنگونی رژیم است. فداکاری شجاعترین فرزندان ایران در ۳۳سال قبل، الهامبخش قیامهای سراسری است که هماکنون جریان دارد و از استان خوزستان شروع شده و به ۱۷استان دیگر از جمله تهران گسترش یافته است. شعار مردم در همه جا یکسان است: مرگ بر اصل ولایت فقیه.
این شعار به واقعیت تبدیل خواهد شد. زیرا مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آن، بیش از هر زمان دیگری مصمم هستند که که آن را محقق کنند. و ما در این مبارزه پیروز خواهیم شد.
سناتور جو لیبرمن گفت:
امروز به این فکر میکردم که خانوادههای آن قربانیان چه احساسی میداشتند اگر ۳۳سال بعد از آن قتلعام، یک نازی قاتل خانوادههای آنها بهعنوان رئیسجمهور کشورشان منصوب میشد.
امروز، رئیسی که ۳۰هزار نفر را بهخاطر عقاید شان قتلعام کرده است، مستحق یک شورش جهانی علیه او هست. دانته گفته داغترین نقاط جهنم برای کسانی حفظ شده است که در بحرانیترین شرایط که اخلاق ایجاب میکند که شورش کنند، به سکوت برگزار میکنند.
نماینده تیم بورچت از تنسی گفت:
۱۴۰۰ تیر ۲۷, یکشنبه
رئیسی جلاد در برابر جبههای جهانی که او را به دادگاه و محاکمه فرا میخواند
۱۴۰۰ تیر ۲۲, سهشنبه
اینجا خاوران است؛ طواف بر کعبه آزادی
به خاوران که میروی، تنها طواف بر کعبهٴ آزادی میبینی. نسلهای دیرین و نوین آزادی
به خاوران که میروی، همهٔ نامها را در یک تابلو متجلی میبینی: وفای به پیمان و فدای بیکران در پیشگاه مردم و تاریخ ایران
تا این مهتاب ارغوانی است
خونتان زلال است
و میجوشد همچنان سرخِ سرخ
در رگهای آسمان
آنان بلاهتی را یدک میکشیدند که پیش از آنان و بسان آنان، «بیشمارها» با «تارعنکبوت نوشته بودند روی باد» :
«زنده باد دولت جاوید»!
آنان نمیدانستند یا شاید نمیخواستند بدانند که «خون است و ماندگار»
امروز این «خون ماندگار» گریبان آنان را گرفته است. شگفتا که این خون که قرار بود در ظلمات خاموش خاک به فراموشی سپرده شود، رساترین فریاد عصر ماست. اینک روزگار، خبیثترین مجری حکم خمینی را بر سریر حکومتی نفرتآمیز نشانده است تا وجدان جهان معاصر بداند چه کسی آن ۳۰هزار را به طنابهای رقصان دار سپرد.
آری، امروز این خون ماندگار از خاک بالیده، شکوفه کرده و به بر نشسته است. آری آری خاوران تکه خاکی در جنوب شرق تهران که قرار بود برای همیشه از یاد برود، بخشی از رازهای سینهٔ خود را برملا کرده است. «اسرار بهخون آغشتهٔ کشتار۶۷» اکنون در بیانیههای عفو بینالملل، «جنایت ادامهدار علیه بشریت» نام گرفته است.
این اسرار آنگاه از خاک بیرون افتاد که مقاومت ایران به پیشتازی مریم رجوی عزم جزم کرد که دادخواهی شهیدان قتلعام ۶۷ را به یک جنبش فراگیر تبدیل کند. امروز با این تلاش پیگیر، جنبش دادخواهی با جنبش آزادیخواهانهٔ مردم ایران پیوند خورده و یک مضمون واحد پیدا کرده است.
آنها نمردهاند. آنها از یادها نرفتهاند. نامهایشان در کتیبهٔ جادوانگی جا گرفته است. همچنان گرم، زنده و سرخ و شاداباند و سبزترین ترانهٔ خود را در نسیم جار میزنند.
خاوران که قرار بود در جنوب شرق تهران در محلی متروک بهنام «لعنتآباد» از یادها برود امروز در قلب تپندهٔ ایران (اشرف۳) به موزهٔ شرافت و زیبایی تبدیل گشته است. خاوران با دریایی از شقایق، بر بال تکنولوژی مدرن، به خانهها و قلبهای مردم ایران سفر کرده است و میکند. اکنون کهکشانی از چشمهای اشکآلود با غرور به سرگذشت آنان مینگرد
در کهکشانهای سفر
جای شما خالی نیست
ای جملههای همیشه آبی دریا!
آنان فقط به جرم دفاع از شرف یک نام حلقآویز شدند: مجاهد خلق.
آنان آیههای روشن یک رسم شدند: پرداخت تمامقد برای آرمان؛ بیهیچ نگاهی به فراپشت و بی هیچ «کاش و حسرت و آه»
بر تراز نامهای آنان امضا میکنیم سوگندهای آتشین خود را؛ و تا انتهای آرزوهای بلندشان به راه میشتابیم.
۱۴۰۰ تیر ۲۱, دوشنبه
انتشار کتاب دادگاه یک دژخیم و مأموریت یک مزدور نفوذی
انتشار کتاب دادگاه یک دژخیم و مأموریت یک مزدور نفوذی توسط کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران
کتاب حاضر، مجموعه تحقیقی است که توسط همکاران کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران و گروهی از زندانیان آزاد شده گردآوری و تدوین شده است، این مجموعه درباره یکی از مزدوران نفوذی در حکومت آخوندی در زیر دست جلاد اوین لاجوردی به نام ایرج مصداقی است. در آستانهٔ دادگاه دژخیم حمید نوری قسمتهایی از این مجموعه توسط زندانی سیاسی رضا شمیرانی (۱۳۶۰-۱۳۷۱) که خود در تدوین آن شرکت داشته برای مقامات سوئدی ارسال شده است.
مقدمه
رژیم ضدبشری آخوندی در چند دهه گذشته در رویارویی با مردم و مقاومت ایران از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و هر ابزاری را که میتوانسته برای ضربه زدن به شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران بهمثابه تنها تهدید موجودیتش به خدمت گرفته است. از صدور فتواهای جنایتکارانه تا وحشیانهترین شکنجهها و اعدامهای دستهجمعی و قتلعام زندانیان سیاسی و عملیات تروریستی و جاسوسی و کارزار بلاوقفه شیطانسازی. یکی از طرحهایی که همواره در دستور کار رژیم بوده تلاش برای نفوذ به درون صفوف مجاهدین و مقاومت بوده است. نفوذ در سازمانهای انقلابی امر سابقهداری است و در زمان شاه نیز ما آنرا تجربه کردهایم اما این امر که با بود و نبود رژیم گره خورده در حاکمیت فاشیزم دینی ابعاد بسیار پیچیدهتر و گستردهتری به خود گرفته است.
وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران در سالهای گذشته تلاش زیادی برای نفوذ در ارتش آزادیبخش و صفوف مجاهدین داشتند و مزدوران زیادی را در همین راستا روانه عراق کردند. سرویسهای اطلاعاتی رژیم که میدانستند عوامل نفوذیشان قادر به بالا آمدن در سلسه مراتب مجاهدین نیستند، به آنها رهنمود میدادند که در اولین فرصت در هر مأموریتی که امکانش هست، همراهانتان را به رگبار ببندید و خودتان را به داخل ایران برسانید. شماری از مجاهدان و رزمندگان ارتش آزادیبخش از این طریق بهشهادت رسیدند. کتاب «کارتهای سوختهٔ وزارت اطلاعات آخوندی-گزارش مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادیبخش درباره کشف و خنثی کردن طرحهای نفوذ وزارت اطلاعات» که در مرداد ۱۳۸۱ همراه با اسامی و اسناد و دستخطها در ۳۰۰ صفحه منتشر شده است، نمونهٔ بسیار گویا و مستندی در این خصوص است.
از این پیشتر نیز در اسفند ۱۳۷۶ مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادیبخش کتاب «شکست یک توطئه-درباره کشف و خنثی کردن طرحهای نفوذ وزارت اطلاعات رژیم» را منتشر کرده بود که نقشه و کروکی خانههای امن مزدوران نفوذی را هم در تهران برملا میکرد.
یک رهنمود دیگر دستگاههای اطلاعاتی رژیم به نفوذیهایش این بود که اگر نتوانستید مجاهدین را بهقتل برسانید، بعد از مدتی از صفوف مجاهدین خارج شده و تحت عنوان ”ناراضی“ و یا ”عضو سابق مجاهدین“ به“افشاگری“ علیه مجاهدین بپردازید (نمونهٔ مزدور جمشید تفرشی در کتاب طرحها و توطئهها علیه مجاهدین-تاریخ انتشار زمستان ۱۳۷۹).
هم ساواک و هم اطلاعات آخوندی بسیاری از کاندیداهای خود را برای نفوذ در درون گروههای مخالف را از میان زندانیانی انتخاب میکردند که درهم شکسته بودند و با بازجویان و شکنجهگران همکاری میکردند. همچنین ساواک و اطلاعات آخوندها بسیاری اوقات مأموران ناشناخته خود را با صحنهسازی تحت عنوان مخالف زندانی میکردند و پس از پایان محکومیت نمایشی و آزادی، آنها را به صفوف مخالفان نفوذ میدادند.
برخی از نمونههای نفوذ چه در زمان شاه و چه در زمان آخوندها نمونههای پیچیده و طولانیمدت بوده که عامل نفوذی خدمات شایان توجهی به دشمن کرده است. مسعود بطحایی یکی از این نمونهها در زمان شاه است که ظاهراً یک زندانی خوش نام و مقاوم و مورد اعتماد همه زندانیان بود اما بعد از سقوط شاه و برملا شدن اسناد ساواک مشخص شد که او از ابتدای دستگیری به خدمت ساواک درآمده بود و به جاسوسی علیه زندانیان و کشف رابطه زندانیان با سازمانهای انقلابی در بیرون زندان مشغول بوده است. نمونه دیگر بهروز ذوفن است که داستانی جداگانه دارد.
مجموعه تحقیقی حاضر که توسط همکاران این کمیسیون و گروهی از زندانیان آزاد شده گردآوری و تدوین شده است، درباره یکی از مزدوران نفوذی در حکومت آخوندی در زیر دست جلاد اوین لاجوردی به نام ایرج مصداقی است. در آستانهٔ دادگاه دژخیم حمید نوری قسمتهایی از این مجموعه توسط زندانی سیاسی رضا شمیرانی (۱۳۶۰-۱۳۷۱) که خود در تدوین آن شرکت داشته برای مقامات سوئدی ارسال شده است.
همچنانکه در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت به تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۸ درباره ماجرای دژخیم بازداشت شده در سوئد بهدقت و با جزئیات و با نوار صدای رؤسای این دژخیم در تهران (آخوند مقیسهای و آخوند رازینی) فاش شده است وزارت اطلاعات مزدور ایرج مصداقی را به کار گرفت تا با سفیدسازی او به مصادره جنبش دادخواهی زندانیان قتلعام شده علیه جایگزین دمکراتیک (شورای ملی مقاومت ایران) بپردازد.
مجموعه تحقیقی حاضر هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که ایرج مصداقی اگر قبل از زندانش در ۱۳۶۰ در خدمت رژیم نبوده دست کم از اولین هفتههای زندان، با بازجویان و شکنجهگران همکاری فعال داشته و بهعنوان نوچهٔ لاجوردی قصاب اوین، خدمتگزاری میکرده است.
فصل اول این تحقیق اساساً برگرفته از خاطرات زندان اوست که از لابلای آن میتوان فهمید که او نه یک زندانی معمولی بلکه زندانی با ارتباط ویژه با شکنجهگران و بازجویان است، هر چند که با تردستی تلاش کرده است این وضعیت ویژه را عادی جلوه دهد و به شکلهای مختلف به توجیه آن بپردازد.
این فصل بهخوبی نشان میدهد که او نه تنها همواره از یک حاشیه امن در زندان برخوردار بوده بلکه ارتباطات دوستانهای با شقیترین دژخیمان داشته است. مهمتر اینکه او به دفعات تحت عنوان انتقال، به انفرادی بهخاطر تشکیلات بند یا بازجویی یا بهانههای دیگر از جمع زندانیان جدا شده است. روالی که به هیچوجه در مورد زندانیان مشابه او اعمال نمیشده است. امروز مشخص میشود که هدف از این غیبتها انجام مأموریتهای جنایتکارانه بوده که یکی از آنها تدوین کتاب «کارنامه سیاه» در خدمت لاجوردی است. این موضوع در فصل دیگری از همین مجموعه در شهادت هنرمند ارزنده میهنمان فریدون ژورک تشریح شده است. شهادت ژورک که خود در فاصله سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ زندان بوده است، درباره ارتباطات مصداقی با دار و دسته لاجوردی و دژخیمانی مانند فاضل و داوودآبادی از مزدوری طولانیمدت مصداقی رمزگشایی میکند.
هر چند دشمنی هیستریک مصداقی اساساً متوجه مقاومت و رهبری آن است اما اغلب جریانها و بسیاری افراد مخالف رژیم را هم به باد فحاشی و ناسزاگویی گرفته که در فصل دوم این مجموعه میزان کمی از آنها درج شده است.
در این مجموعه تحقیقی به محتوای اراجیف مصداقی نپرداخته ایم. این اراجیف شایان یک بررسی جداگانه است. البته یک نگاه به محتوای دعاوی او بهخوبی نشان میدهد که بدربردن رژیم از جنایتها (از قبیل کشتن و پوست کندن صورت مسعود دلیلی) یا لااقل تخفیف دادن جنایتهای رژیم مانند آمار شهیدان و دفاع تمام قد از اینکه روحانی و ظریف و وزارت اطلاعات در توطئه انفجار در گردهمایی مقاومت در ویلپنت پاریس نقش نداشته و حتی از آن اطلاع نداشتهاند و همچنین تبرئه مصرانه رژیم از قتل غلامرضا منصوری در رومانی در شمار مأموریتهای این مزدور است. کما اینکه خصومت با عفو بینالملل بهخصوص بعد از گزارش این سازمان بهمناسبت سیامین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی هیچ توجیهی جز اجرای دستورات وزارت اطلاعات ندارد.
کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران
فروردین ۱۴۰۰
۱۳۹۹ آبان ۱۶, جمعه
بیانیه زندانیان سیاسی شاهد قتلعام ۶۷
حمله به عفو بینالملل حمله به جنبش دادخواهی و در خدمت مسئولان قتلعام است
۲- عبدالرسول ابراهیمیان دهکردی (زندانهای ارومیه- خوی- تبریز- اصفهان ۱۳۷۸- ۱۳۶۱)
۳- مسعود ابویی راد (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت - بابل- ساری ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۴- مصطفی احمدی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۵- مجتبی اخگر (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۱)
۶- حسن اشرفیان (زندانهای قزلحصار- گوهردشت - اوین ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)
۷- یزدان افشار پور (زندانهای کمیته مرکزی - کمیته مشترک- اوین- قزلحصار۱۳۶۹- ۱۳۶۰)
۸- امیر برج خانی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۲)
۹- سعید بنازاده امیرخیزی (زندان اوین ۱۳۷۰- ۱۳۶۵)
۱۰- علیاکبر بندعلی (زندانهای جمشیدیه- قزلحصار- اوین- گوهردشت ۱۳۷۳- ۱۳۶۰)
۱۱- اسدالله بهرامی (زندانهای اوین ۱۳۶۹- ۱۳۶۲)
۱۲- پروین پوراقبال (زندان اوین۱۳۷۰- ۱۳۶۵)
۱۳- رسول تبریزی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۱۴- عباسعلی ترابی (زندانهای سپاه زاهدان- زندان قزلحصار- اوین ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۱۵- اسماعیل تقیپور (زندانهای عشرت آباد- اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)
۱۶- محمدرحیم تقیپور (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۱۷- محمدامین توحیدی (زندانهای دستگرد اصفهان- زاهدان- اوین۱۳۶۷- ۱۳۶۳)
۱۸- آزادعلی حاجیلویی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۳)
۱۹- ملیحه حسن شیشهبر (زندان اوین۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۲۰- منیژه حکیمزاده (زندانهای تبریز- اوین- اردبیل۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۲۱- محمد خدابندهلویی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۳- ۱۳۶۱)
۲۲- حمید خلاقدوست (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)
۲۳- علی (بیژن) ذوالفقاری (زندانهای گوهردشت - اوین۱۳۷۲- ۱۳۶۰)
۲۴- محمد راپوتام (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)
۲۵- زهره رستگار مطلق (زندانهای اوین- قزلحصار- وکیلآباد مشهد۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۲۶- فرامرز رمضاننیا (زندانهای بابل- ساری- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۴)
۲۷- محمود رویایی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۲۸- محسن زادشیر (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۲- ۱۳۶۱)
۲۹- محمد زند (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۳۰- محمد سرخیلی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۲)
۳۱- صفیه سعیدا (زندانهای اوین- قزلحصار۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۳۲- سیدمحمد سیدی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۱)
۳۳- علی محمد سینکی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۳۴- پروین حیدری (زندانهای زنجان- عادلآباد شیراز۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۳۵- سارا شاهمحمدی (زندانهای قزلحصار- اوین- گوهردشت ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)
۳۶- اکبر شفقت (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۷۳- ۱۳۶۰)
۳۷- غلامرضا شمیرانی (زندانهای سپاه و کمیته مشترک- اوین- قزلحصار۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۳۸- مجید صاحبجمع (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت - کمیته مشترک ۱۳۷۷- ۱۳۶۱)
۳۹- علیرضا صدیقی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت - ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۴۰- علی صفری (زندانهای جمشیدیه و اوین- دستگرد اصفهان ۱۳۷۲- ۱۳۶۲)
۴۱- اکبر صمدی (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۴۲- حجت ضابطی (زندانهای وکیلآباد مشهد ۱۳۷۱- ۱۳۶۴)
۴۳- حمید طاهری خسروشاهی (زندان تبریز ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۴۴- راضیه طلوع شریفی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۴۵- حسن ظریف ناظریان (زندانهای جمشیدیه- قزلحصار- اوین ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)
۴۶- مهدی عبدالرحیمی (زندانهای تبریز- اردبیل ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۴۷- جواد عبداللهینیک (زندانهای تبریز- مشهد- زاهدان۱۳۷۲- ۱۳۶۰)
۴۸- فرزانه عدالتیان (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۳)
۴۹- مهری عمرانی (زندانهای اوین- وکیلآباد مشهد ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)
۵۰- حسین فارسی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)
۵۱- رمضان فتحی (زندانهای اوین- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)
۵۲- سعدالله فلاحتی (زندانهای اوین- قزلحصار ۱۳۷۲- ۱۳۶۰)
۵۳- رضا فلاحی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۵۴- زهرا فیروزان (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)
۵۵- نسرین فیض (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۹- ۱۳۶۰)
۵۶- غلامرضا قادری (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۵۷- مهرداد کاووسی (زندانهای اوین- قزلحصار۱۳۷۱- ۱۳۶۱)
۵۸- محمد کریمی راهجردی (زندان اوین۱۳۷۱- ۱۳۶۴)
۵۹- منصور کنگره (زندانهای اهواز- اوین۱۳۸۲- ۱۳۶۷)
۶۰- سیدفاضل کوزانی (زندانهای جمشیدیه- قزلحصار- گوهردشت - اوین۱۳۷۰- ۱۳۶۳)
۶۱- سیداکبر کاظمی (زندانهای سپاه لاهیجان- اوین- قزلحصار۱۳۶۷- ۱۳۶۲)
۶۲- پروین کوهی (زندانهای اوین- گوهردشت - دستگرد اصفهان ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)
۶۳- غلامحسین گودرزی (زندانهای بروجرد- خرمآباد ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۶۴- فریده گودرزی (زندان همدان۱۳۶۷- ۱۳۶۲)
۶۵- بتول ماجانی (زندانهای اوین- گوهردشت - کمیته مشترک۱۳۷۱- ۱۳۶۱)
۶۶- ابوالفضل محزون (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت - قزوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۶۷- نصرالله مرندی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰ - ۱۳۶۰)
۶۸- محمود مسگری (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۰)
۶۹- اصغر معینی کربکندی (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۷۱- ۱۳۶۶)
۷۰- سیفالله منیعه (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۶۸- ۱۳۶۱)
۷۱- سیدرمضان موسوی (زندانهای اوین- قزلحصار- ساری ۱۳۶۸- ۱۳۶۱)
۷۲- اصغر مهدیزاده (زندانهای صومعه سرا- رشت- اوین- گوهردشت ۱۳۷۴- ۱۳۶۱)
۷۳- مصطفی نادری (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)
۷۴- سیدعبدالله ناصری (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)
۷۵- اسدالله نبوی چاشمی (زندانهای سمنان- اوین ۱۳۷۷- ۱۳۶۴ و ۱۳۸۵- ۱۳۸۴)
۷۶- دکتر مسعود نعمتی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۲)
۷۷- کیومرث نوری (زندانهای اوین- گوهردشت - قزلحصار ۱۳۷۱- ۱۳۶۰)
۷۸- حسین نیاکان (زندانهای دژبانی مرکز- اوین- قزلحصار- سمنان ۱۳۷۱- ۱۳۶۲ و ۱۳۸۹- ۱۳۸۸)
۷۹- شیلا نینوایی (زندانهای اوین- قزلحصار- چابهار- کمیته مشترک ۱۳۶۸- ۱۳۶۰)
۸۰- سهیلا والینژاد (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت ۱۳۷۰- ۱۳۶۰)
۸۱- کبری یزدیان آزاد (زندان اوین ۱۳۶۷- ۱۳۶۱)
۸۲- حیدر یوسفلی (زندانهای اوین- قزلحصار- گوهردشت - کمیته مشترک ۱۳۷۳- ۱۳۶۵)
۱۳۹۹ آبان ۱۰, شنبه
دادخواهی جمعی از خانوادههای شهیدان قیام آبان۹۸
ما دادخواهیم!
یکسال از آبان ٩٨ و مرگ عزیزانمان گذشت، یک لحظه درد فقدانشان ما را رها نکرده است. بسیاری از عزیزان ما در کف خیابان به قتل رسیدند. در زندانها به قتل رسیدند و در نیزارهای ماهشهر وحشیانه کشته شدند. آنها کشته شدند و امروز ما معترضتر و بهجان آمدهتر، دادخواهیم. قتل این عزیزان فراموش نشدنی است. نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. عزیزان جانباخته ما فریاد اعتراض همه ما مردم بودند که از فقر و گرسنگی و بیتامینی و بیحرمتی به امان آمدهایم و در سالگرد از دست دادنشان یادشان را گرامی میداریم.
آبان ٩٨ ما مردم به خیابان آمدیم برای اینکه دیگر ادامه این وضعیت برایمان ممکن نبود و ممکن نیست. به خیابان آمدیم بخاطر اعتراض به گرانی، به فقر، به گرسنگی، به بیکاری و به بیمسکنی و به خاطر له شدن هر روزه حرمت انسانیت. به روی ما آتش کشیدید. بسیاری از عزیزان ما را کشتید. خواست فوری ما معرفی و پیگرد آمرین و عاملان این جنایت است. بعلاوه در آبان گذشته هزاران نفر از جوانان و مردم معترض بازداشت و زندانی شدند. هنوز شمار بسیاری از آنان در زندانند. بعضا احکام سنگین و حتی اعدام گرفتهاند. ما خواستار آزادی فوری آنان و لغو احکام صادر شده برای این عزیزان هستیم.
ما کارگریم، ما معلمیم، ما بازنشستگانیم، ما جوانان بهجان آمده از بیآیندگی و بیکاری هستیم. ما زنیم، ما مردیم و ما معیشت و کرامت انسانی میخواهیم. چقدر دزدی؟ چقدر اختلاس؟ چقدر زندان؟ چقدر اعدام؟ چقدر فقر؟ چقدر گرسنگی؟ در اعتراض به همه اینها در آبان ٩٨ به خیابان آمدیم. فرزندان ما، عزیزان ما، در دفاع از معیشت و کرامت انسانی و در اعتراض به این وضعیت جانشان را از دست دادند. ما خانوادهها، ما امضاءکنندگان این نامه در سالگرد از دست دادن جانباختگانمان، با صدای بلند اعلام میکنیم که گلوله و زندان و اعدام نمیتواند صدای حقخواهی ما مردم را ببرد. ما دادخواهیم. در آخر از همه مردم میخواهیم که همراه ما در این دادخواهی باشند. حق ماست که جمع شویم و یاد عزیزانمان را گرامی بداریم.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
پربینندهترین مطالب
-
محل تولد: فيروز کوه شغل: مهندس کشاورزی سن: ۲۷ تحصیلات: - محل شهادت: تهران تاریخ شهادت: ۱۶-۱-۱۳۶۱ غلامعباس بهنیا، فرزند دلاور فیروزکوه، در ...
-
محل تولد: انديمشک شغل: - سن: ۲۰ تحصیلات: متوسطه محل شهادت: دزفول تاریخ شهادت: ۱۶-۱۱-۱۳۶۱ مجاهد شهید مصطفی رباط نمکی، جوانی ۲۰ ساله از دیار...
-
محل تولد: انديمشک شغل: - سن: ۱۷ تحصیلات: متوسطه محل شهادت: دزفول تاریخ شهادت: ۲۳-۱۲-۱۳۶۱ مجاهد شهید نسرین حیدری، دختر ۱۷سالهٔ اندیمشکی، یکی...
-
محل تولد: آبادان شغل: کارگر شرکت نفت سن: ۲۰ تحصیلات: - محل شهادت: اهواز تاریخ شهادت: ۱۳۶۱ محل زندان: سپاه اهواز با یاد و نام مجاهد شهید حس...
برچسبها
بایگانی مطالب
کل نماهای صفحه
-
ارتباط با ما
















