پرویز یزدانی سال۱۳۳۶ در بجنورد متولد شد. رژیم خمینی او را در سن ۲۴سالگی در تیرماه ۱۳۶۰ در بجنورد به شهادت رساند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
نمایش پستها با برچسب خراسان. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب خراسان. نمایش همه پستها
۱۴۰۰ دی ۱۵, چهارشنبه
۱۴۰۰ مهر ۲۳, جمعه
مجاهدین شهید خانواده جابانی
مجاهدین شهید سعید، کوروش و حمید جابانی قهرمانان مجاهد از یک خانواده اهل قوچان بودند که دو تن از آنها در دی ماه۱۳۶۰ و برادر دیگر در سال۱۳۶۱ به دست دژخیمان جنایتکار خمینی به شهادت رسیدند.
مجاهد شهید حمید جابانی دانشآموز ۱۵ساله در دیماه ۱۳۶۰ در مشهد به شهادت رسید.
کوروش جابانی دانشجوی مهندسی ۲۱ساله در دی ماه ۱۳۶۰ در مشهد اعدام شد.
سعید جابانی معلم ۲۵ساله در سال۱۳۶۱ در مشهد به شهادت رسید.
آن قهرمانان!
خونهای پاکی که هرگز خاموش و فراموش نخواهد شد و همچنان در نفسهای ما زندهاند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ مهر ۱۹, دوشنبه
مجاهد شهید زرین تاج پرتوی
محل تولد: مشهد
سن: ۲۷
شغل: دستیار جراح
تحصیلات: سال دوم دستیار جراح ، پزشک متخصص
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: آذر۱۳۶۰
زرینتاج پرتوی در سال ۱۳۳۳در یک خانواده بالنسبه مرفه در مشهد متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر مشهد گذارند در سال۱۳۵۱ در حالیکه رتبه ممتاز کنکور را داشت، وارد دانشکده پزشکی مشهد شد؛ سپس بعد از قیام با انجمن مسلمانان، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد در سال ۵۷ و ۵۶ که شهر طبس را زلزلهای ویران کرد از طرف این مجتمع بهعنوان امدادگر به کمک مجروحان زلزله شتافت و هرآنچه که از دستش برمی آمد در راه کمک به مجروحان کوتاهی نکرد.
بعد ازپیروزی قیام ضدسلطنتی و تشکیل ستادهای علنی سازمان، گمشده خود را بازیافت و از اولین خواهرانی بود که در بخش امداد سازمان در مشهد مشغول به کار شد، زرین با وجود نقصعضو پایش که میلنگید بهطور حرفهیی و شبانهروزی در امداد کار میکرد، او پیوسته به محرومیتهای خلقش فکر میکرد. زرین در بخش امداد درمانگاه ”ابکوه“مشهد که در بین زاغه نشینان از طرف سازمان تشکیل شده بود با صبر و حوصله زیاد، مجروحان و افراد بیبضاعت را مداوا میکرد و آنها را با عشق زیادی دوست میداشت به همین جهت بین زاغه نشینان محبوبیت خاصی داشت بهطوری که آنها هر وقت هواداران سازمان را میدیدند از آنها سراغ زرین را میگرفتند.
روزی مادرش با دیدن میزان فعالیتها، سختکوشیها و دربدریهای طولانی که از دخترش میدید پرسید: علت این کارها و در بدریهای تو چیست؟ زرین که کودک فقیر همسایه را در آغوش کشیده بود به مادر نگاه کرد و گفت بهخاطر اینها، بهخاطر ساختن ایرانی آزاد و رها، در آیندهای درخشان برای این افرادی که از زندگی جز رنج و محرومیت و بدبختی چیزی ندیدهاند. بهخاطر مبارزه با رژیم ضدبشری که بیش از هرکس به اینها ظلم کرد...
در جریان جنگ ضدمیهنی ایران و عراق، دکتر زرین از طرف سازمان به اهواز اعزام شد و در آنجا در امداد مجاهدین که برای درمان و مداوای مجروحان جنگی بهوجود آمده بود به مداوای جنگزدهها پرداخت. در فاصله کوتاهی محبوبیت و شهرت زیادی در بین جنگ زدگان کسب کرد. همین امر موجب هراس مرتجعین آخوندی شد و طی یورش به چادر امداد مجاهدین توسط عوامل سپاه و فالانژهای اوباش، او به همراه تنی چند از همکارانش دستگیر شدند. و به مدت ۴ ماه در زندانی که در نزدیکی توپها و جنگندههای عراقی بود بهسر برد تا اینکه با افشاگریهای سازمان مجاهدین خلق ایران او را آزاد کردند. او پس از آزادی از زندان به مشهد رفت و تا زمان شهادتش به فعالیتهایش ادامه داد.
از ویژگیهای انقلابی مجاهد شهید زرین پرتوی که به شیدا هم شناخته میشد تواضع، مهربانی و دلسوزی او نسبت به مجروحان بود او بهدلیل صفات انسانیش در بین پرسنل بیمارستان و بیماران مورد توجه و علاقه همه بود. در مراحل مختلف که مجاهدان مجروح یا مصدوم را نزد او میآوردند، او با سختکوشی تمام تلاشش را میکرد که جان آنها را نجات دهد.
اما آخرین برگ مزین شده به نامش که جانش را در همین مأموریت از دست داد مربوط به مداوای جراحت یک زوج مجاهد (عباس رستگار و مریم جیوار) بود؛ آنها که بهشدت مجروح بودند توانسته بودند از چنگ دژخیمان بگریزند؛ پاسداران به این پایگاه حمله کرده و عباس و همسرش در دم بهشهادت میرسند. دکتر زرین نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به دست پاسداران دژخیم میافتد، آنها جسد نیمه جان او را به خیال اینکه بهشهادت رسیده به سردخانه بیمارستان منتقل میکنند. این مجاهد قهرمان از خونریزی شدید ناشی از زخمهای گلوله پاسداران بهشهادت میرسد. چرا که خودش خواسته بود برای آزادی ایران و کودکان محروم مبارزه کند.
برادر وی ابراهیم پرتوی نام داشت که درگیری خیابانی، قبل از او شهید شده است.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ مهر ۱۵, پنجشنبه
مجاهد شهید احمد گلکار
احمد گلکار میلیشیای ۱۸ساله و دانشآموز که در قوچان متولد شد. دژخیمان خمینی او را در دیماه ۱۳۶۰ در مشهد اعدام کرد.
متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ شهریور ۲۸, یکشنبه
مجاهد شهید مریم جیوار
مریم جیوار سال۱۳۴۱ در قوچان متولد شد. او تحصیلات خود را تا دوره متوسطه ادامه داد. مریم در سال۱۳۶۰ در حالیکه ۱۹سال بیشتر نداشت توسط دژخیمان خمینی در مشهد به شهادت رسید.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ مرداد ۱۵, جمعه
مجاهد شهید سیدمحمد غیاث سعیدی
دهم مرداد ماه ۱۳۶۱، رهگذران خیابان ۲۱متری جی، پیکر غرقه بهخون جوانی را دارند نظاره میکنند که ساعتها با پاسداران درگیر بوده، ولی کسی خبر ندارد که این جوان دلاور سال۱۳۳۹ در یکی از روستاهای اطراف بیرجند به دنیاآمده نمیدانستند که کودکی خودش را بین روستائیان محروم و ستمزده گذرانده و در نوجوانی با خانواده به تهران آمده و از نزدیک با مسائل اجتماعی و سیاسی آشنا شده و در جریان قرار گرفته. در زمان قیام ضدسلطنتی و با شروع بهار زودگذر آزادی، با شناخت ماهیت واقعی آخوندهای دزد به ضرورت مرزبندی با ارتجاع رسید و در همان زمان بههمراه سایر جوانان هم سن و سال خود اولین انجمنهای دانشآموزی را تشکیل داد بعد از گرفتن دیپلم بهطور تمام وقت با دانشآموزان هوادار مجاهدین، فعالیتهای افشاگرانه انجام میداد و جزو اولین گروه از میلیشیاهای مجاهد خلق بود.
محمد غیاث جوانی سرشار و پرشور، پر از انرژی و عاشق بود عاشق مردم و هدفش. در همین دوران بود که فرماندهی تیمهای میلیشیا را بهعهده داشت و به فروش نشریه مجاهد میپرداخت.
قسمتی از واگویه یکی از دوستان محمد غیاث:
« محمد کجایی رفیق؟ دلم برات یه ذره شده چه بیخبر رفتی!... محمد یادته هر جا که تو بودی پشت ما هم گرم بود اصلاً دل و جیگر میگرفتیم. یادته چطور پدر اون مدیر ساواکی رو در آوردی؟ اونقدر ازش متنفر بودم که حتی اسمش هم یادم نمونده. هیچوقت یادم نمیره محمد. یه روز با اون هیکل درشتش جلوی تو وایستاد و گفت: «آخه تو از جون من چی میخوای؟» بعد تو مثل شیر غریدی و گفتی که: «من از تو چیزی نمیخوام ما مدیر و معلم متعهد میخوایم نه ساواکی و نوکر رژیم».... باور کن محمد هنوز که هنوزه وقتی یاد اون جملهات میافتم ضربان قلبم تغییر میکنه اون مدیر ساواکی تو رو ول نکرد. تو هم ولش نکردی. از تحصن و اعتراض و اعتصاب شروع کردی و رفتی تا به آتیش کشیدن دفتر مدیر! صدای کوکتل مولوتوفی که نثارش کردی هنوزم تو گوشمه. ۱۶سالت بیشتر نبود، نه؟!»
محمد غیاث سعیدی لحظات خاطرهانگیز قیام بهمن۵۷ را اینطور توصیف میکند:« زیباترین لحظات مبارزهی مردم، شبی بود که اکثر زنان و کودکان و جوانان و سالخوردگان، با سلاح و بیسلاح راه را بر غرش تانکهای قشون ضد خلقی شاه بستند». در جای دیگری درباره فرصتطلبی و فریبکاری آخوندهای خمینی صفت میگوید:
« آخه بچهها و جوونهای مردم دارند میجنگند و خون میدن بعد یه آخوند عافیتنشین مثل هادی غفاری بلندگو رو گرفته دستش داره به همون مردم میگه: « برید ببینید اون بالا یه تانک زدیم به چه بزرگی!!! اینا یه مشت فرصت طلبند میخوان انقلابو از چنگ مردم در آرن»....
حالا چند سال از اون انقلاب بهمن۵۷ گذشته، اون روز که پاسدارها خونه برادرتو محاصره کردن رو یادت میاد؟ میخواستم دستگیرت کنن دو روز تمام کوچههای اطراف اون خونه رو مراقبت کردن. بعد که تو اومدی وسط کوچه باهاشون مواجه شدی. ۵تا پاسدار تا دندون مسلح بودن. تو سلاح نداشتی! دستت خالی بود ولی بردیش سمت کمرت. پاسدارها حساب کار اومد دستشون! آخه مجاهد خلقو میشناختن. بچههای محل برام تعریف کردن که تا دیدن تو دست به کمر شدی، پاسدارها دو تا پا داشتن دو تا پای دیگه هم قرض کردن و رفتن. شاید باورت نشه اما داستان قهرمانی اون روز تو مدتها سر زبونها بود.
... واما نبرد آخر و آخرین لحظات محمد غیاث
« محمد خوب یادم میاد که ظهر تابستون سال۶۱ بود از خیابان آزادی پیچیدی توی ۲۱متری جی و به سمت پایین پا تند کردی. نزدیک پایگاه که رسیدی متوجه فضای مشکوک کوچه شدی! بعد صدای رگبار مسلسل مزدوران بود که باعث شد همه چی دستگیرت بشه. معطل نکردی از رو دیوار یه کوچه پریدی تو کوچه بغلی، اونجا چهار تا مزدور جلوت سبز شدن. با خونسردی از کنارشون رد شدی. یکیشون گفت: این طرفا یه منافقو ندیدی؟ تو بیتفاوت سر تکون دادی و رفتی. اما چند قدم بیشتر نرفته بودی که یه خائن شناساییت میکنه و میگه بگیریدش این خودش مجاهده. بعد هم هوشیاری تو بوده و آغاز نبردی نابرابر...
لحظاتی بعد صدای شلیکها قطع شد و چیزی که از تو روی زمین باقی موند، پیکرغرق به خون که تا آخرین لحظه جنگید و مقاومت کرد.
محمد غیاث جوانی سرشار و پرشور، پر از انرژی و عاشق بود عاشق مردم و هدفش. در همین دوران بود که فرماندهی تیمهای میلیشیا را بهعهده داشت و به فروش نشریه مجاهد میپرداخت.
قسمتی از واگویه یکی از دوستان محمد غیاث:
« محمد کجایی رفیق؟ دلم برات یه ذره شده چه بیخبر رفتی!... محمد یادته هر جا که تو بودی پشت ما هم گرم بود اصلاً دل و جیگر میگرفتیم. یادته چطور پدر اون مدیر ساواکی رو در آوردی؟ اونقدر ازش متنفر بودم که حتی اسمش هم یادم نمونده. هیچوقت یادم نمیره محمد. یه روز با اون هیکل درشتش جلوی تو وایستاد و گفت: «آخه تو از جون من چی میخوای؟» بعد تو مثل شیر غریدی و گفتی که: «من از تو چیزی نمیخوام ما مدیر و معلم متعهد میخوایم نه ساواکی و نوکر رژیم».... باور کن محمد هنوز که هنوزه وقتی یاد اون جملهات میافتم ضربان قلبم تغییر میکنه اون مدیر ساواکی تو رو ول نکرد. تو هم ولش نکردی. از تحصن و اعتراض و اعتصاب شروع کردی و رفتی تا به آتیش کشیدن دفتر مدیر! صدای کوکتل مولوتوفی که نثارش کردی هنوزم تو گوشمه. ۱۶سالت بیشتر نبود، نه؟!»
محمد غیاث سعیدی لحظات خاطرهانگیز قیام بهمن۵۷ را اینطور توصیف میکند:« زیباترین لحظات مبارزهی مردم، شبی بود که اکثر زنان و کودکان و جوانان و سالخوردگان، با سلاح و بیسلاح راه را بر غرش تانکهای قشون ضد خلقی شاه بستند». در جای دیگری درباره فرصتطلبی و فریبکاری آخوندهای خمینی صفت میگوید:
« آخه بچهها و جوونهای مردم دارند میجنگند و خون میدن بعد یه آخوند عافیتنشین مثل هادی غفاری بلندگو رو گرفته دستش داره به همون مردم میگه: « برید ببینید اون بالا یه تانک زدیم به چه بزرگی!!! اینا یه مشت فرصت طلبند میخوان انقلابو از چنگ مردم در آرن»....
حالا چند سال از اون انقلاب بهمن۵۷ گذشته، اون روز که پاسدارها خونه برادرتو محاصره کردن رو یادت میاد؟ میخواستم دستگیرت کنن دو روز تمام کوچههای اطراف اون خونه رو مراقبت کردن. بعد که تو اومدی وسط کوچه باهاشون مواجه شدی. ۵تا پاسدار تا دندون مسلح بودن. تو سلاح نداشتی! دستت خالی بود ولی بردیش سمت کمرت. پاسدارها حساب کار اومد دستشون! آخه مجاهد خلقو میشناختن. بچههای محل برام تعریف کردن که تا دیدن تو دست به کمر شدی، پاسدارها دو تا پا داشتن دو تا پای دیگه هم قرض کردن و رفتن. شاید باورت نشه اما داستان قهرمانی اون روز تو مدتها سر زبونها بود.
... واما نبرد آخر و آخرین لحظات محمد غیاث
« محمد خوب یادم میاد که ظهر تابستون سال۶۱ بود از خیابان آزادی پیچیدی توی ۲۱متری جی و به سمت پایین پا تند کردی. نزدیک پایگاه که رسیدی متوجه فضای مشکوک کوچه شدی! بعد صدای رگبار مسلسل مزدوران بود که باعث شد همه چی دستگیرت بشه. معطل نکردی از رو دیوار یه کوچه پریدی تو کوچه بغلی، اونجا چهار تا مزدور جلوت سبز شدن. با خونسردی از کنارشون رد شدی. یکیشون گفت: این طرفا یه منافقو ندیدی؟ تو بیتفاوت سر تکون دادی و رفتی. اما چند قدم بیشتر نرفته بودی که یه خائن شناساییت میکنه و میگه بگیریدش این خودش مجاهده. بعد هم هوشیاری تو بوده و آغاز نبردی نابرابر...
لحظاتی بعد صدای شلیکها قطع شد و چیزی که از تو روی زمین باقی موند، پیکرغرق به خون که تا آخرین لحظه جنگید و مقاومت کرد.
درود بر مجاهد قهرمان سیدمحمد غیاثسعیدی که با حماسه مقاومت خود به دیگر حماسهسازان دهم مرداد۶۱ پیوست.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ تیر ۲۳, چهارشنبه
مجاهد شهید فاطمه زائریان مقدم
فاطمه زائریان مقدم سال۱۳۳۲ در مشهد به دنیا آمد. روز ۲۳تیر۶۵ خودروی مجاهدین در جاده سلیمانیهـ کرکوک توسط مزدوران محلی رژیم در کردستان عراق مورد حمله قرار گرفته و این مزدوران از پشت سر به آنان تیراندازی کردند که منجر به شهادت چهار مجاهد خلق فاطمه زائریان، عزتالله آشام، سید احمد موسوی و مهدیخان محمدی گردید.
همچنین کودک خردسال فاطمه زائریان در هنگام شهادت، در آغوش مادرش زخمی شد. فاطمه ششمین شهید از خانوادهٔ زائریان بود که پیشاز او ۵تن از اعضای خانوادهاش در زیر شکنجهها و در میادین تیر بهدست پاسداران جنایتکار خمینی بهشهادت رسیده بودند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۵, شنبه
مجاهد شهید حمید ارشاد سرابی
حمید ارشاد سرابی ۲۱ساله، عکاس و فيلمبردار بود که حکومت خمینی او را در شهریور سال۱۳۶۰ در سبزوار اعدام کرد.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۴۰۰ فروردین ۲۸, شنبه
مجاهد شهید شاهین علوی تفرشی
شاهین علوی تفرشی سال۱۳۳۲ در شهر مشهد بهدنیا آمد. بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه شده و لیسانس گرفت. رژیم خمینی او را بعد از شکنجههای بسیار در روز ۱۲شهریور۱۳۶۱ در زندان اوین تیرباران کرد.
پیش از او خواهر مجاهدش نوشین علوی تفرشی در سال۱۳۶۰ به دست دژخیمان خمینی اعدام شده بود. همچنین برادرش فریدون یکماه پس از او به شهادت رسید، همچنین برادر دیگرش افشین در قتلعام۶۷ به آنان پیوست.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید.
۱۴۰۰ فروردین ۹, دوشنبه
مجاهد شهید مهدی زائریان مقدم
مهدی زائریان مقدم سال ۱۳۳۶ در مشهد به دنیا آمد. بعد از گذراندن دوران دبیرستان وارد دانشگاه شد. مهدی یکی از قهرمانان شهید در مرداد ماه۱۳۶۱ است که در برابر پاسداران جنگیده و جانش را فدای خلق محبوبش کرد.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۹ بهمن ۲۹, چهارشنبه
مجاهد شهید بهروز پاشایی
آخرین شب زندگی دو جوان، دو برادر، دو همرزم که من شاهد بودم. دو برادر که مثل شبهای دوران کودکی در کنار هم مشق مینوشتند اما امشب در کنار همدیگر آخرین کلماتشان را مینویسند. کلماتی که حالا تنها یادگاری ارزشمند آنها برای ما و نسلهای آینده است. هرچند که این کلمات را در پشت میلههای سرد و تاریک زندان نوشتهاند اما گرمای قلب آنها همچنان و تا امروز نوید تابش خورشید درخشان آزادی بر سرزمینمان را دارد.
بهروز و بهرام پاشایی دو برادر و دو همرزم بودند که هر کدام داستان جداگانهای دارند.
بهروز پاشایی متولد مشهد و دانشجوی سال آخر مهندسی مکانیک در دانشگاه مشهد بود. او جوانی آرام، باوقار و متین با چهرهای بهظاهر کم سن اما بسیار با طمأنینه و پر صلابت بود. بهروز بعد از شکنجههای بسیار در ۲۲دی ۱۳۶۰ بههمراه برادرش بهنام پاشایی اعدام شد.
وصیتنامه مجاهد شهید بهروز پاشایی
بسم الله الرحمن الرحیم
من بهروز پاشائی فرزند محمد متولد سال۱۳۳۷ دارنده شناسنامه شماره ۱۱۶۶ صادره مشهد، مطالب زیر را بهعنوان وصیتنامه خویش مینویسم.
پدر و مادر گرامی! از آنجایی که انسان موجودی است آگاه و در نتیجه مسئول، همان مسئولیتی که حضرت علی (ع) در قبال توده مردم و برای نجات و رهایی خلق ستمکش و تحت استثمار برای دانایان قائل است، من هم از همان هنگام که اسلام را شناختم و فقر و مسکنت مردم را درک کردم، در حد توانم در راه رهایی مردم کوشیدم. لیکن میدانید که این رهایی و پیروزی اگر چه قطعی است اما آسان به دست نمیآید و نیاز به فداکاریها و از
جان گذشتگیها و مبارزهای پیگیر و بیامان دارد. مبارزهای که به گواهی تاریخ باید در پرتو یک ایدئولوژی انقلابی و یک تشکیلات منسجم باشد.
پدر و مادر عزیز! از وقتی که با اهداف و آرمانهای مجاهدین آشنا شدم و به حقانیت و صداقت آنها پی بردم، همیشه سعی کردهام در راه آنها که همان راه خدا و راه رهایی خلق است، قدم بردارم سوابق خونبار آنها گواهی است بر صداقتشان.
من مطمئن هستم که امید به رهایی و پیروزی خلق، ناراحتی نبودن من و یا سایر شهدایی که در راه آرمانهای خدایی ـ خلقی خویش شهید شدهاند را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
اگر هنگام شهادت، پول و یا امکاناتی داشتم آنها را همچون گذشته در اختیار مجاهدین قرار بدهید تا در خدمت خلق قرار گیرد.
والسلام ـ مرگ بر ارتجاع
بهروز پاشائی ـ ۶آبان ۵۹
من بهروز پاشائی فرزند محمد متولد سال۱۳۳۷ دارنده شناسنامه شماره ۱۱۶۶ صادره مشهد، مطالب زیر را بهعنوان وصیتنامه خویش مینویسم.
پدر و مادر گرامی! از آنجایی که انسان موجودی است آگاه و در نتیجه مسئول، همان مسئولیتی که حضرت علی (ع) در قبال توده مردم و برای نجات و رهایی خلق ستمکش و تحت استثمار برای دانایان قائل است، من هم از همان هنگام که اسلام را شناختم و فقر و مسکنت مردم را درک کردم، در حد توانم در راه رهایی مردم کوشیدم. لیکن میدانید که این رهایی و پیروزی اگر چه قطعی است اما آسان به دست نمیآید و نیاز به فداکاریها و از
جان گذشتگیها و مبارزهای پیگیر و بیامان دارد. مبارزهای که به گواهی تاریخ باید در پرتو یک ایدئولوژی انقلابی و یک تشکیلات منسجم باشد.
پدر و مادر عزیز! از وقتی که با اهداف و آرمانهای مجاهدین آشنا شدم و به حقانیت و صداقت آنها پی بردم، همیشه سعی کردهام در راه آنها که همان راه خدا و راه رهایی خلق است، قدم بردارم سوابق خونبار آنها گواهی است بر صداقتشان.
من مطمئن هستم که امید به رهایی و پیروزی خلق، ناراحتی نبودن من و یا سایر شهدایی که در راه آرمانهای خدایی ـ خلقی خویش شهید شدهاند را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
اگر هنگام شهادت، پول و یا امکاناتی داشتم آنها را همچون گذشته در اختیار مجاهدین قرار بدهید تا در خدمت خلق قرار گیرد.
والسلام ـ مرگ بر ارتجاع
بهروز پاشائی ـ ۶آبان ۵۹
۱۳۹۹ بهمن ۲۵, شنبه
مجاهد شهید جلیل مرادپور
چهرههاتان همه در غایتی از زیبایی
یک به یک در افق خاطره تصویر شده
کهکشانی که شمایید تماشایی هست
پشت این شبزدگی باور فردایی هست
یک به یک در افق خاطره تصویر شده
کهکشانی که شمایید تماشایی هست
پشت این شبزدگی باور فردایی هست
جلیل مرادپور دانشآموز ۱۶ساله میلیشیایی پرشور از فرزندان دلاور دره گز بود که توسط رژیم جنایتکار خمینی در سال۱۳۶۰ در شهر زادگاهش دره گز اعدام شد.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۹ تیر ۱۲, پنجشنبه
مجاهد شهید مهری قرهداشی
محل تولد: -
سن: ـ
تحصیلات: -
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۳/۱۰
مهری قرهداشی از جمله ۱۷مجاهد دلاوری بود که روز ۱۰خرداد سال۱۳۶۱به دار آویخته شدند. یکی از آن مجاهدین والامقام، مادر شایسته بود که پس از سالها مبارزه و مجاهدت در راه آرمانهای مجاهدین و رهایی خلق و میهن، با خلق حماسهای درخشان از مقاومت در زیر شکنجه همراه با فرزندش در روز ۱۰ خرداد ۶۱ به دست جلادان خمینی به دارآویخته شدند و خون آنها گواه دیگری براوج شقاوت پیشگی رژیم پلید آخوندی از یکطرف و از طرف دیگر اوج مقاومت پایانناپذیر و شکستناپذیری مجاهد خلق بود.
درود بر کبوتران خونین بال بی نام و نشان اما پرآوازه که امروز زمزمه یاد و نامشان، قلب هر انسان آزادیخواهی را به جوش و خروش میآورد.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۷, شنبه
مجاهد شهید حمید توکلی
محل تولد: -
سن: ـ
تحصیلات: -
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
متاسفانه از اين شهيد قهرمان، اطلاعاتى نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: قهرمانان قتلعامشده، امروز جسمشان در میان ما نیست، مزارشان ناپیداست، فهرست نامهایشان پنهان است، سخن گفتن از قصه خونینشان ممنوع است و پرس و جو از سرنوشتشان جرم است. اما سرود سرخشان همچنان در ضمیرها و قلبها جاری است.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۸ آذر ۴, دوشنبه
مجاهد شهید مهدی رحمانیان موسوی
محل تولد: -
تحصیلات: دانشجو
سن: ۲۴
محل شهادت: نیشابور
تاریخ شهادت: ۱۳۶۰
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعات تکمیلی نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: در ایران، نقض حقوقبشر، تمام مردم ایران را هدف قرار داده است؛ از مدافعان حقوقبشر تا زنان و جوانان و معلمان... راستی چرا زندانیان سیاسی در ایران، زجرکش یا حلقآویز میشوند و جهان خاموش است؟
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۸ آبان ۲۸, سهشنبه
مجاهد شهید حمیدرضا کریمی
محل تولد: -
تحصیلات: ديپلم
سن: ۲۲
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعات تکمیلی نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: مردم ایران بیش از ۴۰سال است با رژیمی که رکورددار اعدام در جهان امروز است، مبارزه میکنند. از ۲۰۱۳ سالی که روحانی رئیسجمهور شد نزدیک به ۴۰۰۰نفر اعدام شدهاند. البته طی دوران آخوندها تاکنون ۱۲۰هزار اعدام سیاسی صورت گرفته، از جمله اعدام ۳۰هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۷ آذر ۲۶, دوشنبه
مجاهد شهید سیدمهدی شجاعیان
مشخصات مجاهد شهید سیدمهدی (انوش) شجاعیان
محل تولد: -
سن: -
تحصیلات: -
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۱۳۶۰
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعات تکمیلی نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
گذشتم من از دشت گلگون رگبار و باران
گذشتم من از خون جیحون مجنون یاران
قدم در قدم فرش گل بود و دل بود و چشمان
شقایق شقایق شقایق شقایق شقایق
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۵, سهشنبه
مجاهد شهید حسن محدث
محل تولد: -
تحصیلات: دانشجوی فیزیک
سن: ۲۶
محل شهادت: مشهد
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعاتى نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: از عموم هموطنان میخواهم در کارزار ملی جمعآوری اطلاعات شهیدان، پیدا کردن مزارهای پنهانشده، و افشای آخوندها و جلادان دستاندرکار این جنایت، فعالانه مشارکت کنند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۶ مرداد ۱۲, پنجشنبه
مجاهد شهید مسعود اعلایی
مشخصات مجاهد شهید مسعود اعلایی
محل تولد: -
شغل: ستوان شهربانی
سن: ۳۵
محل شهادت: مشهد
زمان شهادت: ۱۳۶۱
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعاتى نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: خامنهای و همدستان او مجرمند؛ زیرا بالاترین مسئولان مستقیم قتلعام سال ۶۷ هستند.
ـ آنها مجرماند زیرا اطلاعات و اسناد این کشتار را پنهان کردهاند.
ـ خامنهای و همدستاناش مجرماند؛ زیرا خانوادههای قتلعام شدگان را در ۲۸ سال گذشته سرکوب کردهاند.
ـ آنها مجرماند زیرا مجریان و مسئولان مستقیم کشتار را بیوقفه مورد حمایت قرار داده و در بالاترین مناصب سیاسی و قضایی قرار دادهاند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه
مجاهد شهید سعید سرایدار
مشخصات مجاهد شهید سعید سرایدار
محل تولد: -
شغل -
تحصيل: -
سن: -
محل شهادت: بجنورد
زمان شهادت: ۱۳۶۰
متاسفانه از اين شهيد قهرمان اطلاعاتى نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
مریم رجوی: در افسانههای ایران باستان، کاوه آهنگر به شجاعت و درفش برافراشتهاش شناخته میشود. وقتی همه جا را ظلم و ستم فرا گرفته بود، او خلقی را بهقیام و مقاومت برانگیخت.
آرش، جانش را در چله کمان گذاشت تا مرزهای ایران را استوار کرد و سیاوش از آتش گذشت و مظهر پاکی و بیگناهی شد.
حالا مقاومت ما کاوه و آرش و سیاوش را در خود زنده کرده است. آنقدر از آتش میگذرد، آن قدر جان بیتابش را بر چله کمان خواهدگذاشت، تا بندها در دماوند از هم بگسلد تا ایران رها شود. تا ایران گلستان آزادی و عدالت شود.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
پربینندهترین مطالب
-
محل تولد: فيروز کوه شغل: مهندس کشاورزی سن: ۲۷ تحصیلات: - محل شهادت: تهران تاریخ شهادت: ۱۶-۱-۱۳۶۱ غلامعباس بهنیا، فرزند دلاور فیروزکوه، در ...
-
محل تولد: انديمشک شغل: - سن: ۲۰ تحصیلات: متوسطه محل شهادت: دزفول تاریخ شهادت: ۱۶-۱۱-۱۳۶۱ مجاهد شهید مصطفی رباط نمکی، جوانی ۲۰ ساله از دیار...
-
محل تولد: انديمشک شغل: - سن: ۱۷ تحصیلات: متوسطه محل شهادت: دزفول تاریخ شهادت: ۲۳-۱۲-۱۳۶۱ مجاهد شهید نسرین حیدری، دختر ۱۷سالهٔ اندیمشکی، یکی...
-
محل تولد: آبادان شغل: کارگر شرکت نفت سن: ۲۰ تحصیلات: - محل شهادت: اهواز تاریخ شهادت: ۱۳۶۱ محل زندان: سپاه اهواز با یاد و نام مجاهد شهید حس...
برچسبها
آبادان
آذربایجان شرقی
آمل
اراک
اردبیل
ارومیه
استان فارس
اسلامآباد غرب
اصفهان
اعدام
اهواز
ایلام
بابل
بابلسر
بجنورد
بروجرد
بندرانزلی
بندرعباس
بندرگناوه
بهبهان
بهشهر
بوشهر
تبریز
تهران
تیرباران
جنبش دادخواهی
جوانان
جویبار
حلقآویز
خانواده
خاوران
خراسان
خوزستان
دامپزشکی
دانشجو
دانشآموز
دره گز
دهلران
دهه شصت
دکتر
دکترا
رشت
رودسر
زاهدان
زنان شهید
زنجان
زندان
زندان اوین
ساری
سال۶۰
سرخهحصار
سردشت
سمنان
سنندج
سیاهکل
شهدای مجاهد
شهدای نوجوان
شهر ری
شیراز
عیاران
فروغ جاویدان
فومن
قائمشهر
قتلعام۶۷
قزوین
قم
قمرود
قیام آبان۹۸
لار
لاهیجان
لنگرود
مادر
مازندران
ماهشهر
مرند
مرکزی
مریم رجوی
مزار شهیدان
مشهد
معلم
ملایر
مهاباد
مهر۶۰
مهندس
مهندسی
میاندواب
میانه
نامه
نجفآباد
نهاوند
نهران
همدان
وصیتنامه
وکیل
پدر
پرستار
پزشک
پزشکی
پیرانشهر
چلچراغ
کارمند
کارگر
کازرون
کرج
کردستان
کردکوی
کرمان
کرمانشاه
کشاورزی
گرمسار
گرگان
گلستان
گورجمعی
گیلان
یزد
۱۲ اردیبهشت
۱۹بهمن۶۰
۳۰خرداد۶۰
۵مهر۶۰
بایگانی مطالب
کل نماهای صفحه
-
ارتباط با ما


















