مجاهد خلق عباسعلی رمضانی، زندانی سیاسی سرفراز دهه ۶۰، پس از بیش از چهار دهه مقاومت بیوقفه، سرانجام در جریان قیام مردم در مشهد، در بلوار وکیلآباد، با شلیک مستقیم پاسداران خامنهای به شهادت رسید؛ شهادتی که نقطه پایان نبود، بلکه مُهر تأیید بر یک عمر ایستادگی برای آزادی ایران بود.
عباسعلی رمضانی ۷۴ ساله، از همان نخستین سالهای استقرار دیکتاتوری آخوندی، راه خود را انتخاب کرده بود. در جریان کودتای سیاه و ضدفرهنگی خمینی در سال ۱۳۵۹، در صفوف دانشجویان هوادار مجاهدین خلق ایستاد و از همان زمان، زندگیاش با زندان، شکنجه، تعقیب و مقاومت گره خورد.
او در سالهای ۱۳۶۸، ۱۳۷۶، دهه ۱۳۹۰ و همچنین در قیام ۱۴۰۱، بارها به جرم ارتباط و عضویت در مجاهدین خلق دستگیر و زندانی شد، اما هیچگاه از پیمانی که با خلق و میهنش بسته بود، عقب ننشست.
در تابستان ۱۳۹۰، عباسعلی بههمراه دهها تن از یارانش، بهمناسبت سالگرد فروغ جاویدان در تدارک برگزاری مراسمی در آرامگاه فردوسی در طوس بود؛ اقدامی که با یورش مزدوران رژیم به دستگیری او انجامید.
او ۲۲۲ روز در سلول انفرادی زندان وکیلآباد مشهد، زیر فشار و شکنجه قرار گرفت، اما دژخیمان نتوانستند صدای مقاومت را در او خاموش کنند.
پس از آن نیز، فعالیتهای او هرگز متوقف نشد؛ از بزرگداشت سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران تا حمایت فعال از قیام تشنگان خوزستان در تابستان ۱۴۰۰.
در اسفند ۱۴۰۱، شعبه ۴ بیدادگاه قضاییه جلادان در خراسان رضوی، او را به ۳ سال و ۷ ماه حبس قطعی محکوم کرد. در حکم بیدادگاه، بهریاست احمدرضا امینیزهان، مجموعهای از فعالیتهای انقلابی عباسعلی، از ارتباط سازمانی، مستندسازی اقدامات اعتراضی، نصب بنرهای مجاهدین و حمایت مالی از کانونهای شورشی، بهعنوان «اتهام» ذکر شده بود؛ اتهاماتی که در حقیقت، نشان شرافت و پایداری او بود.
در مرداد ۱۴۰۳، بهدلیل بیماری قلبی، عباسعلی رمضانی با پابند و بهطور مشروط از زندان آزاد شد؛ اما حتی جسم رنجورش نیز مانع ادامه مجاهدت نشد. کمک به خانوادههای نیازمند و حمایت عملی از مقاومت، بخشی از مسئولیتهایی بود که تا آخرین روز بر دوش گرفت.
در کلیپی بهجامانده از این مجاهد شهید، او در خیابانی در مشهد، با صدایی رسا عهد میبندد:
«برای قیام و سرنگونی، حاضر، حاضر، حاضر»
و در کلیپ دیگری از مرداد ۱۴۰۰، همصدا با قیام تشنگان خوزستان، فریاد میزند:
«مرگ بر ستمگر، نه شاه میخوایم نه رهبر»
عباسعلی رمضانی، با شهادتش ثابت کرد که سن، زندان و گلوله، حریف اراده مجاهد خلق نمیشود.
راه او ادامه دارد؛ در خیابان، در قیام، و در فریاد آزادی.

0 comments:
ارسال یک نظر