محل تولد: تهران
شغل: کارمند بیمه اجتماعی
سن: ۳۱
تحصیلات: دانشجوی مدرسه عالی بیمه تهران
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۰-۴-۱۳۶۲
عبدالله محمدعلی، فرزند تهران و دانشجوی مدرسه عالی بیمه، از آن دسته انسانهایی بود که زندگی رفاهی و شغلی خود را فدای آرمانهای بزرگتر کرد. او که پیش از انقلاب در صف مقدم مبارزه با دیکتاتوری شاه حضور داشت، پس از پیروزی قیام ۵۷، ابتدا به عنوان کارمندی ارشد در بنیاد مستضعفان مشغول به کار شد؛ اما به محض آنکه متوجه ماهیت غارتگرانه و فساد مدیران آن زمان شد، با شجاعت از آن محیط بیرون آمد. عبدالله آرزوهای خود برای برقراری عدالت و آزادی را در مواضع سازمان مجاهدین خلق یافت و از سال ۱۳۵۸، تمام توان خود را در بخش جنبش معلمین وقف آگاهسازی نسل جوان و افشای چهرهی ارتجاع کرد.
با شروع دوران مبارزه مخفی پس از خرداد ۱۳۶۰، عبدالله با تشکیل هستههای مقاومت، مسئولیت خطیر پشتیبانی و تدارکات واحدهای عملیاتی را بر عهده گرفت. او در این مسیر پرخطر، از هیچ فداکاری و مایهگذاری دریغ نکرد، تا اینکه در سال ۱۳۶۱، در جریان طرح شناسایی خانه به خانه (مالک و مستأجر)، توسط نیروهای سرکوبگر دستگیر و به شکنجهگاه اوین منتقل شد. آنچه در سلولهای انفرادی بر عبدالله گذشت، فراتر از توان تحمل یک انسان معمولی بود. بازجویان برای درهم شکستن ارادهاش، او را تحت وحشیانهترین فشارها قرار دادند.
روایت همبندان او از پاهای عبدالله تکاندهنده است؛ پاهایی که تا زانو پوستگذاری شده و بر اثر شدت ضربات کابل، انگشتانش را از دست داده بود. او ساعتها تحت شکنجهای موسوم به «آهنگری» قرار داشت که در آن دو شکنجهگر به نوبت و بیوقفه بر پیکر او کابل میزدند، اما عبدالله با تنی پارهپاره، حتی یک آه هم بر دل جلادان نگذاشت. در یکی از لحظات بحرانی، وقتی دژخیمان تصور کردند او تسلیم شده، دهانش را باز کردند تا اطلاعات بگیرند، اما او با تمام قوا فریاد زد: «هرچه میخواهید تکهپارهام کنید، اما چیزی به شما نخواهم گفت.» سرانجام این مجاهد پاکباز که با مقاومتش جلادان را مستأصل کرده بود، در ۱۰ تیرماه ۱۳۶۲ به همراه یارانش به جوخهی اعدام سپرده شد و در ۳۱ سالگی، برای آزادی جان سپرد. یاد او و برادرش جواد که او نیز در همین راه شهید شد، همواره الهامبخش مسیر رهایی خواهد بود.

0 comments:
ارسال یک نظر