محل تولد: خرم آباد
شغل: دبیر
سن: ۲۴
تحصیلات: دانشجوی دانشسرای راهنمایی- فوق دیپلم
محل شهادت: همدان
تاریخ شهادت: ۲-۸-۱۳۶۰
فرشته نورایمانی که میان یاران و نزدیکانش به «فتانه» شهرت داشت، در سال ۱۳۳۶ در شهر خرمآباد دیده به جهان گشود. او که فرزند کوهپایههای زاگرس بود، پس از طی دوران تحصیل و اخذ فوقدیپلم از دانشسرای راهنمایی بروجرد، به زادگاهش بازگشت تا در کسوت دبیری، روشنیبخش مسیر دانشآموزان خرمآبادی باشد. اما با وزیدن نسیم قیام علیه سلطنت، فرشته جانِ بیقرار خود را در خیابانها و تظاهراتها یافت. او که با مطالعهی زندگینامهی پیشتازانِ مجاهد خلق، گمشدهی خود را یافته بود، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب و تأسیس جنبش ملی مجاهدین در خرمآباد، در شمار اولین زنانی بود که به این آرمان پیوست.
حضور او در تظاهراتهای اعتراضی در برابر دادگستری خرمآباد، آن هم در فضایی که چماقداران رژیم سایهی وحشت ایجاد کرده بودند، چنان جسورانه بود که نام او را به عنوان نماد ایستادگی بر سر زبانها انداخت. زمانی که مرتجعین کمر به تعطیلی جنبش بستند، فرشته با درایتی تشکیلاتی، انجمن هواداران را راهاندازی کرد و تمام داراییاش، حتی حقوق معلمی خود را وقفِ حفظ این تشکل و سازماندهی معلمان آزاده کرد. کینهی مزدوران از این زنِ مقاوم چنان بود که در رمضان ۱۳۵۹، او را به همراه ۱۵ تن از همرزمانش در یک جلسهی آموزشی دستگیر کردند. اما این پایان ماجرا نبود؛ اوباش حکومتی حتی نیمهشب به خانهی پدری او یورش برده و خانوادهاش را مورد ضرب و شتم قرار دادند، ولی فرشته با افشاگریهای بیپردہ، پاسخی کوبنده به تهدیدهای آنان داد.
به دلیل مخاطرات جانی، سازمان فرشته را به بروجرد منتقل کرد. او در آنجا چنان با شور و اشتیاق فعالیت کرد که تیراژ نشریه مجاهد را با تلاشی شبانهروزی از ۴۰۰ به ۱۹۰۰ نسخه رساند. در مرداد ۱۳۶۰، فصل جدیدی از زندگی او در همدان آغاز شد؛ این بار در نقش یک فرمانده عملیاتی. با حضور او، عملیاتهای میلیشیا در همدان جانی تازه گرفت و نظم و قاطعیت انقلابیاش، تحسین همرزمانش را برانگیخت.
سرانجام در ۲ آبان ۱۳۶۰، این مجاهد پاکباز بر سر یک قرار در همدان توسط پاسداران شناسایی و دستگیر شد. جانیان گمان میکردند صیدی بیدفاع را به دام انداختهاند، اما فرشته که با هوشیاری اسلحهی خود را از دید آنان پنهان کرده بود، در قلب مقر سپاه پاسداران همدان، شجاعانه مزدوران را هدف قرار داد. او در جریان این درگیری نابرابر و آتش متقابل، قهرمانانه به شهادت رسید تا جانش را فدا کند برای آرمانی که به آن عشق میورزید.
او پیش از آخرین خروجش از خانه، وصیتی ماندگار از خود به جای گذاشت: «ما در برابر خونهایی که عاشقانه بهخاطر خدا و خلق ریخته میشود، باید احساس مسئولیت بکنیم و با تمام توان جوابگوی حرکت تعالی آنها باشیم و ثابت کنیم که شایسته بوده و هستیم و خواهیم بود.»
متاسفانه از این شهید قهرمان عکس، نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

0 comments:
ارسال یک نظر