محل تولد: شاهرود
سن: ۲۲
تحصیلات: -
محل شهادت: شاهرود
تاریخ شهادت: ۱۷-۹-۱۳۶۴
جرقههای آگاهی در نوجوانی
سعید مزجی در سال ۱۳۴۲ در شهر شاهرود چشم به جهان گشود. دوران نوجوانی او با خروش مردم علیه نظام سلطنتی گره خورد. سعید با اینکه تنها ۱۴ سال داشت، نهتنها در تظاهراتها حضوری فعال داشت، بلکه با پذیرش مسئولیت یک کتابخانه در شهر، خود را در دنیای آگاهی و سیاست غوطهور کرد. همین مطالعات عمیق، از او جوانی تیزبین و آگاه ساخت که فراتر از سنش میاندیشید.
در قامت فرمانده میلیشیا
پس از پیروزی انقلاب ۵۷، سعید گمشده خود را در آرمانهای سازمان مجاهدین خلق یافت و به انجمن دانشآموزان مسلمان شاهرود پیوست. او بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰، مسئولیتهای کلیدی متعددی را بر عهده گرفت و به عنوان فرمانده تیمهای میلیشیا، به نماد صفا، صداقت و ایمان در میان یارانش تبدیل شد. با آغاز مقاومت تمامعیار در خرداد ۱۳۶۰، سعید بیدرنگ به زندگی مخفی و مبارزه حرفهای روی آورد.
اسارت و حماسه مقاومت در زندان
مهرماه ۱۳۶۰، فصل سختی برای سعید بود؛ او دستگیر شد و به شکنجهگاه شاهرود انتقال یافت. اما تازیانهها نتوانستند اراده او را درهم بشکنند. او در زندان به الگوی مقاومت تبدیل شد و حتی پس از محکومیت به سه سال حبس، در زندانهای شاهرود و سمنان لحظهای از تلاش برای حفظ تشکیلات و روحیه همرزمانش باز نایستاد. سعید در سال ۱۳۶۳ آزاد شد، اما قلب او هنوز در تپش برای پیوستن دوباره به یارانش در نوار مرزی بود.
شهادت زیر شکنجه و دروغِ دژخیمان
در آبان ۱۳۶۴، در حالی که سعید قصد داشت خود را به قرارگاههای مرزی برساند، در ترمینال شناسایی و مجدداً دستگیر شد. این بار دژخیمان او را به مخوفترین شکنجهگاهها بردند. سعید مزجی، این کوه استوار، سرانجام در ۱۷ آذر ۱۳۶۴ (برخی منابع دیماه ذکر کردهاند) زیر وحشیانهترین شکنجهها جان سپرد. رژیم در هراس از خشم مردم، مدعی شد او خودکشی کرده است؛ اما پیکر درهمشکسته سعید و استخوانهای خرد شدهاش، دروغ آنها را فاش کرد.
سعید مزجی جان خود را در راه آزادی فدا کرد و در ۹ آذر ۱۳۶۴ (زمان تشییع)، شهر شاهرود شاهد وداع با قهرمانی بود که لبخندش با شکنجه محو نشد و آرمانش در رگهای نسلهای بعد جاری گشت.

0 comments:
ارسال یک نظر