در تاریخ مبارزات مردم ایران، گاه نامهایی از غیرمنتظرهترین مکانها برمیخیزند تا لرزه بر اندام ستم بیندازند. فرشید اسدی، که در فضای خفقانآور دستگاه قضایی به شغل آبدارچی مشغول بود، تنها یک شاهد ساده برای بیدادگریها نبود؛ او تجسم وجدان بیدار یک ملت در دل سیاهی بود. او که هر روز شاهد صدور احکام مرگ برای فرزندان این سرزمین توسط قضاتی همچون رازیانی، مقیسه و نیری بود، سرانجام سکوت را شکست و با اقدامی متهورانه، خود به اجرای عدالتی برخاست که سالها در آن راهروهای نمور ذبح شده بود.
فرشید اسدی با فداکاری بینظیر خود نشان داد که ارادهی انسان برای آزادی، هیچ مرز و طبقهای نمیشناسد. او که از نزدیکترین فاصله، چهرهی کریه استبداد را لمس کرده بود، جان خود را وثیقهی رهایی ساخت. او در نهایت در راه آرمانهای انسانی خود ایستادگی کرد و جانش را در راه آزادی فدا نمود. یاد او به عنوان نمادی از مقاومتِ پنهان که ناگهان چون آتشفشان فوران میکند، در حافظهی جمعی ایرانیان جاودان خواهد ماند؛ مردی که ثابت کرد هیچ ظالمی در هیچ حصاری ایمن نیست.

0 comments:
ارسال یک نظر