محل تولد: تهران
سن: ۲۵
تحصیلات: دانشجو
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۲-۶-۱۳۶۰
مرتضی مجتبوی در سال ۱۳۳۵ در شهر تهران چشم به جهان گشود. او پس از پشت سر گذاشتن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، قدم به دانشگاه علم و صنعت تهران گذاشت تا تحصيلات عالی خود را دنبال کند. دوران دانشجویی او همزمان با روزهای پرخروش انقلاب ضدسلطنتی بود؛ روزهایی که مرتضی با تمام توان و بهطور فعال در تظاهرات و اعتراضات مردمی علیه دیکتاتوری شاه شرکت میکرد.
ورود به عرصه فعالیتهای تشکیلاتی
مرتضی که در فضای دانشگاه با نام و آرمانهای مجاهدین آشنا شده بود، پس از پیروزی انقلاب مسیر مبارزاتی خود را در انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه علم و صنعت ادامه داد. او به عنوان هواداری پرشور، مسئولیتهای محوله در کادر انجمن را با جدیتی تمام پیش میبرد و همواره به همرزمانش یادآور میشد: «لحظه تصمیم و انتخاب و پیوستن به صفوف مجاهدین، لحظه تعیینکنندهای در زندگیم بود».
با وقوع کودتای ضدفرهنگی و تعطیلی دانشگاهها در بهار ۱۳۵۹، مرتضی پس از یک سال تلاش بیوقفه در دانشگاه، به بخش محلات سازمان در تهران منتقل و سازماندهی شد. او در این دوران ابتدا مسئولیت تحریریه هفتهنامه «فریاد گودنشین» را بر عهده گرفت، سپس مدیریت کانون توحیدی «بشارت» به او سپرده شد و مدتی بعد نیز به عنوان مسئول انجمن جوانان مسلمان خزانه و در نهایت مسئول منطقه جنوب تهران به خدمت خود ادامه داد.
نقش کلیدی در سازماندهی اعتراضات
با افزایش سرکوب آزادیها و هجوم روزانه به مراکز و دکههای خیابانی مجاهدین، مرتضی نقشی کلیدی و اساسی در سازماندهی تظاهراتهای اعتراضی برای ایستادگی در برابر عوامل چماقدار و مسلح رژیم ایفا کرد. شجاعت و توان تشکیلاتی او بهویژه در روزهای منتهی به تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، در بسیج و سازماندهی اعتراضات جنوب شهر تهران نقشی تعیینکننده داشت. در میان همرزمانش، او به اعتقاد عمیق به آرمانها، پشتکار فراوان در انجام وظایف و جسارت بالا در اجرای مأموریتها شناخته میشد.
پس از وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، مرتضی نیز همانند دیگر یارانش به زندگی مخفی روی آورد تا پرچم مبارزه را برافراشته نگه دارد.
حماسه مقاومت در شکنجهگاه و شهادت
این مسیر پرفراز و نشیب سرانجام در مردادماه ۱۳۶۰ به نقطهای حساس رسید. مرتضی در حین تردد برای انجام یک مأموریت، به همراه دو تن از همرزمان مجاهدش، شهید فضلالله دهدشتی و شهید رضا شهشهانی، توسط پاسداران شناسایی و بازداشت شد و بلافاصله به شکنجهگاه منتقل گردید.
او در بند، تحت شدیدترین و بیرحمانهترین شکنجهها قرار گرفت، اما ارادهی پولادینش سد راه بازجوها شد. مرتضی با وجود شکنجههای مستمر و طاقتفرسا، لب از لب نگشود و حتی نام واقعی خود را نیز فاش نکرد؛ پایداری عجیبی که باعث شد دژخیمان رژیم تا زمان شهادتش او را به اشتباه «یوسف» بنامند.
سرانجام هنگامی که جلادان در برابر اراده استوار این مجاهد پاکباز کاملاً ناکام ماندند، در روز ۲ شهریور ۱۳۶۰ او را در سن ۲۵ سالگی به جوخه تیرباران سپردند. مرتضی مجتبوی در اوج جوانی، زندگی خود را فدای آزادی کرد و نامش به عنوان مظهر استقامت در تاریخ ماندگار شد.

0 comments:
ارسال یک نظر