محل تولد: تهران
شغل: ورزشکار، سرمهندس
سن: ۲۷
تحصیلات: -
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۲۶-۳-۱۳۶۱
مجاهد شهید مجتبی مجاهدپور (امین)، ورزشکار قهرمان، مهندس برق و از مجاهدان دلیر خلق ایران، در سالهای جوانی مسیر زندگی خود را با آرمان آزادی مردم ایران پیوند زد و تا آخرین لحظه بر عهد خود ایستاد.
مجتبی مجاهدپور در بهمنماه ۱۳۳۴ در تهران به دنیا آمد. از همان دوران جوانی، استعداد و توانایی چشمگیری در ورزش داشت و به یکی از ورزشکاران برجسته در مسابقات داخلی تبدیل شد. او قهرمان پرتاب دیسک در مسابقات قهرمانی کشور بود و در رشتههای مختلف ورزشی نیز به موفقیتهای فراوان دست یافت. در دوران تحصیل دانشگاهی، کاپیتان تیم هندبال دانشگاه تهران بود و در مسابقات داخلی در چند رشته ورزشی، مجموعاً ۵ مدال طلا و نقره به دست آورد.
اما زندگی مجتبی تنها در میدان ورزش خلاصه نمیشد. او در کنار تواناییهای ورزشی، جوانی پرتلاش و مسئول بود و پس از پایان دبیرستان، تحصیلات خود را در رشته برق دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه داد و سرانجام بهعنوان مهندس برق فارغالتحصیل شد.
مجتبی در دوران تحصیل، همزمان در کارخانه سیمان نیز کار میکرد. ارتباط نزدیک او با کارگران و فعالیتهایش در حمایت از آنان باعث شده بود که در میان کارگران از محبوبیت و احترام زیادی برخوردار باشد. برای او دانش، ورزش و کار اجتماعی، سه مسیر جدا از هم نبودند؛ همه این عرصهها در خدمت همان روحیه مسئولیتپذیر و مبارزهجو قرار داشت.
مجتبی از اواخر دوران دبیرستان با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. در جریان انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷، حضوری فعال داشت و خانهاش به محل تجمع و فعالیت همرزمان مجاهدش تبدیل شده بود. او از همان سالها زندگی خود را با مبارزه برای آزادی مردم ایران گره زده بود.
پس از انقلاب، هنگامی که فضای سیاسی ایران بهسرعت به سمت سرکوب نیروهای مخالف حکومت خمینی پیش رفت، مجتبی همچنان بر آرمان خود پایدار ماند. او ورزشکار قهرمانی بود که میدان مبارزه را نیز همچون میدان ورزش، عرصه ایستادگی و مسئولیت میدانست.
ایستاده در ۳۰ خرداد
در شب ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و در آستانه شرکت در راهپیمایی تاریخی آن روز، مجتبی وصیتنامهای نوشت که نشاندهنده عمق اعتقاد او به آرمانهایش بود. او در وصیتنامه خود بر آمادگی برای فدا کردن جانش در راه آزادی مردم ایران تأکید کرد و نوشت:
«من معتقد به ایدئولوژی و آرمان توحیدی مجاهدین خلق ایران هستم و برای رهایی خلق قهرمان ایران و رسیدن به جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی خون خود را نثار میکنم و میروم که با نثار خونم راهگشای آیندگان باشم.»
مجتبی در راهپیمایی ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شرکت کرد؛ اما با ضربات چاقوی مهاجمان مسلح بهشدت مجروح شد و به بیمارستان انتقال یافت.
در همان شرایط دشوار، هنگامی که امکان بیان آزادانه اعتراض از او گرفته شده بود، با خون خود پیامی بر دیوار بیمارستان نوشت:
«درود بر رجوی، مرگ بر خمینی جلاد»
کارکنان بیمارستان که خطر دستگیری و آسیبرساندن به او را احساس میکردند، برای حفاظت از جانش او را به چند طبقه پایینتر منتقل و بستری کردند. مجتبی پس از چند روز توانست بیمارستان را ترک کند.
اما این پایان مبارزه او نبود.
از ۵ مهر تا سیاهچال اوین
مجتبی در جریان تظاهرات ۵ مهر ۱۳۶۰ نیز هدف حمله نیروهای حکومتی قرار گرفت و بهشدت مجروح شد و به حالت اغما فرو رفت. مردم او را به بیمارستان رساندند و پس از چند روز بستری، مجتبی توانست بار دیگر از چنگ نیروهای امنیتی بگریزد.
اما زندگی در اختفا و فرار، برای او ادامهدار نبود.
سرانجام در دیماه ۱۳۶۰، هنگام تردد در میدان ونک تهران، دستگیر شد و به زندان اوین انتقال یافت.
در اوین، مجتبی تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. او با وجود فشارهای سنگین بازجویی و شکنجه، از موضع خود عقب ننشست و حاضر نشد از آرمان و هویت مجاهدی خود دست بکشد.
در جریان محاکمه، در حالی که دستها و چشمانش بسته بود، از او خواسته شد با حکومت همکاری کند تا از مجازات اعدام نجات پیدا کند. اما مجتبی پاسخی داد که روحیه سرکش و تسلیمناپذیر او را به نمایش میگذاشت:
«من با جانورانی مثل شما که بویی از انسانیت نبردهاید همکاری نمیکنم.»
این پاسخ، برای مجتبی تنها یک جمله نبود؛ بیانگر انتخابی بود که سالها پیش کرده بود. او میتوانست از موقعیت خود بهعنوان مهندس برق و ورزشکار قهرمان استفاده کند و برای نجات جانش عقبنشینی کند، اما راه دیگری را انتخاب کرد؛ راه ایستادگی تا آخرین نفس.
قهرمان میدان ورزش، قهرمان میدان ایستادگی
سرانجام پس از صدور حکم اعدام، مجاهد شهید مجتبی مجاهدپور در ۲۶ خرداد ۱۳۶۱ به جوخه تیرباران سپرده شد.
او در ۲۷سالگی، در تهران، چشم از جهان فروبست؛ اما نامش در خاطره یاران و همرزمانش بهعنوان ورزشکار قهرمان، مهندس برق، کاپیتان تیم هندبال دانشگاه تهران و مجاهدی که در برابر فشار و شکنجه تسلیم نشد، باقی ماند.
مجتبی مجاهدپور زندگی کوتاهی داشت، اما در همین زندگی کوتاه، عرصههای گوناگونی را پشت سر گذاشت: دانشکده فنی دانشگاه تهران، میدانهای ورزشی، کارخانه و در نهایت زندان و میدان اعدام. در هر عرصه، نشانی از اراده و پایداری او باقی ماند.
او قهرمانی بود که مدالهای طلا و نقره را در میدانهای ورزشی به دست آورده بود، اما بزرگترین آزمون زندگیاش زمانی فرا رسید که در برابر شکنجه، زندان و حکم اعدام قرار گرفت. آنجا نیز انتخاب خود را کرد و از آرمانش عقب ننشست.
مجاهد شهید مجتبی مجاهدپور (امین) در ۲۶ خرداد ۱۳۶۱ به کاروان شهدای مجاهد خلق پیوست؛ جوانی ۲۷ساله که از میدان ورزش تا میدان مبارزه، یک اصل را با خود حمل کرد: ایستادگی.
یاد و نام مجاهد شهید مجتبی مجاهدپور، قهرمان ورزش و مجاهد راه آزادی، گرامی باد.

0 comments:
ارسال یک نظر