محل تولد: تهران
سن: ۲۰
تحصیلات: دیپلم
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۶-۶-۱۳۶۰
بهمن عاشوری در سال ۱۳۴۰ در تهران چشم به جهان گشود. او تحصیلات خود را تا پایان دوره دبیرستان ادامه داد و موفق به دریافت دیپلم شد؛ اما زندگی کوتاه و پربارش تنها در کلاس و مدرسه خلاصه نشد. بهمن از همان روزهای جوانی، خود را در متن مبارزه مردم ایران برای آزادی یافت و مسیر زندگیاش را با آرمان رهایی مردم ایران پیوند زد.
در جریان قیام ضدسلطنتی مردم ایران در سال ۱۳۵۷، بهمن حضوری فعال در تظاهراتها و صحنههای مبارزه داشت. او در روزهای پرالتهاب قیام، در تسخیر مراکز و پادگانهای نظامی رژیم شاه نیز شرکت کرد و از نزدیک، شور و خروش ملتی را تجربه کرد که برای سرنگونی دیکتاتوری به میدان آمده بود.
بهمن در خلال همین قیام با نام و آرمان سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. پس از انقلاب، با شور و اشتیاق به مجاهدین خلق پیوست و فعالیت خود را در بخش دانشآموزی سازمان و در جنبش معلمین آغاز کرد. او جوانی بود که آرمان آزادی را نه در حرف، بلکه در عمل جستجو میکرد و تمام توان و انرژی خود را در راه مسئولیتهایی که بر عهده میگرفت، به کار میبست.
بهمن ابتدا در شرق تهران فعالیت داشت؛ اما جدیت، پشتکار، مایهگذاری در پیشبرد مأموریتها و صلاحیتی که در جریان عمل از خود نشان داد، خیلی زود او را در شمار مسئولان فعال دانشآموزی تهران قرار داد. پس از مدتی، مسئولیت یکی از مناطق دانشآموزی تهران به او سپرده شد و او با همان روحیه پرتلاش و مسئولیتپذیر، وظایف انقلابی خود را ادامه داد.
پس از تظاهرات بزرگ و مسالمتآمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، که به فرمان خمینی به خاک و خون کشیده شد، بهمن نیز همچون دیگر مجاهدان خلق وارد مرحلهای تازه از مبارزه شد. با آغاز سرکوب گسترده و دستگیری و اعدام هواداران و مجاهدین، او به مبارزه مخفی روی آورد و در بخش نظامی سازمان مسئولیت چند واحد عملیاتی را بر عهده گرفت. بهمن در این مسئولیتها نیز با جدیت و جسارت، مأموریتهای خود را به پیش برد.
تابستان سال ۱۳۶۰، روزگار اوجگیری دستگیریها و اعدامها بود. رژیم با ایجاد فضای رعب و وحشت میکوشید صدای اعتراض و مقاومت را خاموش کند؛ اما میلیشیاهای قهرمان مجاهد خلق با برگزاری تظاهراتهای موضعی، در برابر سیاست ارعاب و سرکوب ایستادگی میکردند و پیام مقاومت را به خیابانهای تهران میرساندند.
سرانجام روز ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ فرا رسید؛ روزی که نام بهمن عاشوری با خون و مقاومت در تاریخ مبارزه برای آزادی ثبت شد. او به همراه یک واحد عملیاتی، مسئولیت حفاظت از یک تظاهرات موضعی سازمان در میدان محسنی تهران را بر عهده داشت. هنوز لحظاتی از پیاده شدن او از خودرو نگذشته بود که هدف رگبار گلولههای پاسداران قرار گرفت.
بهمن زیر بارانی از گلوله ایستاد و پیکرش آماج رگبار شد. مأموران رژیم که میخواستند او را زنده نگه دارند تا از وی اطلاعات بگیرند و تحت شکنجه قرار دهند، او را بلافاصله به بیمارستان مهر تهران منتقل کردند و به پزشکان فشار آوردند که هرچه سریعتر او را مداوا و زنده نگه دارند. اما شدت جراحات و تعداد گلولههایی که بر پیکر این جوان مجاهد خلق نشسته بود، بیش از آن بود که بتواند تاب آورد.
بهمن عاشوری، سرانجام در بیمارستان مهر تهران به شهادت رسید؛ جوانی بیستساله که زندگی کوتاه اما سراسر پیکار خود را در راه آزادی مردم ایران گذاشت. او از روزهای قیام ضدسلطنتی تا سالهای سرکوب و اختناق، راهی را برگزید که پایانش را آگاهانه میدانست؛ راه مقاومت و ایستادگی در برابر دیکتاتوری.
خون پاک مجاهد شهید بهمن عاشوری در راه آزادی و رهایی مردم ایران ریخته شد و نام او در شمار جوانانی ثبت گردید که در سختترین روزهای سرکوب، تسلیم نشدند و تا آخرین نفس بر پیمان خود با آزادی ایستادند.
یاد مجاهد شهید بهمن عاشوری، جاودانه باد؛
جوانی که در بیستسالگی، تمام زندگی خود را وقف آزادی کرد و تا آخرین نفس ایستاد.

0 comments:
ارسال یک نظر