میثاق علیدوست، جوانی شریف، مجرد و کاسب خوشنام بندرکیاشهر گیلان بود که اداره یک مغازه ساندویچی را برعهده داشت. او که در میان مردم محلی به حسن خلق و مهربانی شناخته میشد، در جریان اعتراضات مردمی هدف خشم حکومت قرار گرفت. در روز ۱۸ دیماه، میثاق با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر به شدت مجروح شد و به دلیل خونریزی شدید، جان خود را در راه آزادی فدا کرد.
کارشکنی امنیتی در بهداری و جان باختن میثاق
پس از اصابت گلوله جنگی و جراحت شدید میثاق، همراهانش او را به بهداری محلی رساندند. اما نیروهای سپاهی و بسیجی با بستن ورودی بهداری، مانع از ورود و امدادرسانی به او شدند.
خشم و ایستادگی مردم: جوانان و هممحلیهای غیرتمند با دیدن این صحنه، دست به اعتراض و درگیری زدند و با ایجاد شورش و پافشاری، توانستند به زور یک آمبولانس برای انتقال او به بیمارستان بگیرند.
محرومیت از درمان: به دلیل کارشکنی مأموران و اتلاف وقت حیاتی، میثاق پیش از رسیدن به بیمارستان و حتی قبل از دریافت خون یا سرم، بر اثر شدت خونریزی جان سپرد.
پیکری که به دست غارتگران نیفتاد
خانواده و نزدیکان میثاق که از ربودن پیکر او توسط نهادهای امنیتی واهمه داشتند، تا صبح با چنگ و دندان از کالبد پاک او پاسداری کردند و اجازه ندادند مأموران حکومتی پیکر او را با خود ببرند. آنها با شجاعت تمام، او را در خاک وطن به امانت سپردند.
تداوم تهدیدها و بازداشت خانواده
فشار حکومت حتی پس از خاکسپاری میثاق نیز متوقف نشد:
تهدید به نبش قبر: مأموران امنیتی بارها خانواده او را به اداره نظارتی و بازپرسی احضار کردند. آنها صراحتاً تهدید کردند که در صورت برگزاری هرگونه مراسم یادبود یا تجمع، اقدام به نبش قبر و ربودن پیکر میثاق خواهند کرد.
بازداشت بستگان: حکومت در اقدامی سرکوبگرانه، یکی از بستگان نزدیک خانواده را که در مراحل دفن پیکر میثاق به آنها کمک کرده بود، به اتهام واهی «دفن بدون مجوز» بازداشت و روانه زندان کرد.
یاد و خاطره میثاق علیدوست، به عنوان نمادی از مظلومیت و شجاعت بندرکیاشهر، همواره در دلها زنده خواهد ماند.
