محل تولد: کربلا
شغل: کارمند اداره گمرک
سن: ۳۵
تحصیلات: لیسانس
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱-۴-۱۳۶۱
با یاد مجاهد شهید صادق اصفهانی نوری
صادق اصفهانی نوری، مجاهد خلقی از تبار آگاهی و ایستادگی بود؛ مردی که تولدش در کربلا رقم خورد، اما سرنوشتش با رهایی مردم ایران گره خورد. او در سال ۱۳۲۶، در شهر کربلا دیده به جهان گشود؛ تحصیلات دبستان و دبیرستان را همانجا پشت سر گذاشت و سپس در دانشگاه مستنصریه بغداد، با پشتکار و شایستگی، لیسانس ریاضیات گرفت. ذهنی منظم، ارادهای استوار و دلی که از همان سالها به عدالت میتپید.
در سال ۱۳۴۹ برای انجام خدمت نظام وظیفه به ایران آمد. پایان خدمت، آغاز مسئولیت تازهای بود؛ صادق بهعنوان کارشناس ارشد در اداره گمرک مشغول به کار شد. اما شغل، همه هویت او نبود. او از هواداران دکتر مصدق و دشمن سرسخت دیکتاتوری پهلوی بود؛ استبدادی که ریشههایش را میشناخت و در برابرش سکوت نکرد.
سال ۱۳۵۵ نقطه عطفی در زندگیاش بود؛ آشنایی با آرمان و نام سازمان مجاهدین خلق ایران. این آشنایی به انتخابی آگاهانه بدل شد و در سال ۱۳۵۶، صادق با سازمان ارتباط برقرار کرد و بیچشمداشت، همه توان، امکانات و جانش را در مسیر مقاومت گذاشت. در قیامها و تظاهرات علیه سلطنت شاه خائن حضوری فعال داشت و در تسخیر پایگاه نیروی هوایی شاه، در کنار همافران و مردم، نقشی مؤثر ایفا کرد.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، صادق در ارتباط با نهاد کارمندی سازمان فعالیت خود را ادامه داد و سپس به بخش محلات منتقل شد. پیوند صمیمیاش با مردم، کمک بیدریغ به همسایگان و رفقا، و صداقت رفتارش، او را به چهرهای محبوب در میان دوستان و بستگان بدل کرده بود. محبوبیتی که از دل مردم میآمد و به دلها مینشست.
همین ایستادگی و فعالیتها، بارها او را هدف یورش کمیتههای ضدمردمی خمینی قرار داد. چندین بار دستگیر شد و یکبار به خانههای امن منتقل گردید؛ اما با هوشیاری و جسارت، از دام جلادان گریخت. در میان همرزمان مجاهدش، به شجاعت، روحیه بالا و عشق عمیق به یاران شناخته میشد؛ مجاهدی که در سختترین شرایط، امید را زنده نگه میداشت.
پس از سرکوب خونین ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، صادق به زندگی و مبارزه مخفی روی آورد. تعقیبها شدت گرفت؛ پایگاهها یکی پس از دیگری لو میرفتند و پاسداران جنایتکار یورش میآوردند. صادق بارها جابهجا شد، اما هر بار مصممتر، پاکبازتر و استوارتر از پیش، راه مجاهدتش را ادامه داد.
سرانجام در تابستان ۱۳۶۱، هنگامی که پاسداران به پایگاهی که همرزمانش در آن مستقر بودند حمله کردند، صادق خارج از پایگاه بود. با موتور، برای پیوستن به یارانش نزدیک میشد که هدف هجوم و شلیک مستقیم پاسداران قرار گرفت و به شهادت رسید؛ در تهران، در ۳۵ سالگی، مجاهدی که زندگیاش را وقف آزادی کرده بود، جاودانه شد.
اما جنایت، به همینجا ختم نشد. پدر و مادر صادق، از همان تابستان ۱۳۶۱، بهدنبال فرزندشان به زندانها مراجعه کردند. هر بار با تحقیر، خشونت و بیپاسخی روبهرو شدند. دو سال گذشت؛ تا اینکه در سال ۱۳۶۳، مأموران زندان به پدر صادق گفتند برای تحویلگیری دختر خردسال او به زندان مراجعه کند. در اوین، شناسنامه صادق را به سوی پدر پرتاب کردند و گفتند: «پسرت را کشتیم؛ دیگر مراجعه نکن.»
اینگونه خانواده دریافت که فرزند مجاهدشان، مدتها پیش در نبرد با پاسداران به شهادت رسیده است. پدری که با این حقیقت تلخ روبهرو شد، دو هفته بعد، زیر فشار اندوه و زخمِ این جنایت، سکته کرد و جان باخت؛ پدری که داغ آزادی، قلبش را از تپش انداخت.
صادق اصفهانی نوری، مجاهد خلقی که از کربلا برخاست و در تهران جاودانه شد؛ نامی که با شجاعت، وفاداری و فداکاری گره خورده است. او رفت، اما راهش ماند؛ راهی که به آزادی مردم میرسد.

0 comments:
ارسال یک نظر