محل تولد: آمل
شغل: کارگر لوله کش
سن: ۱۸
تحصیلات: ابتدایی
محل شهادت: آمل
تاریخ شهادت: ۱۳۶۰
محل زندان: زندان شهربانی آمل
مجاهد شهید علی شفیعزاده در سال ۱۳۴۲ در شهر آمل دیده به جهان گشود؛ نوجوانی برخاسته از دل رنج و محرومیت. تحصیلاتش را تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد، اما فشار معیشت و فقر خانوادگی او را زودتر از همسالانش وارد میدان کار و تلاش کرد. علی بهعنوان کارگر لولهکش، نان را با عرق پیشانی به خانه میبرد و از همان سالهای کودکی، با سختی و نابرابری آشنا شد.
او در جریان قیام مردم علیه سلطنت فاسد پهلوی، که آن را ریشه بیعدالتیها و تبعیضهای اجتماعی میدانست، حضوری فعال داشت. علی با تمام وجود در راهپیماییها و تظاهرات سال ۱۳۵۷ شرکت میکرد و همانجا بود که با نام، آرمان و خط مردمی سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و بهعنوان هوادار سازمان، مسیر آگاهانه خود را انتخاب کرد.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، علی با توجه به شغلش در مغازه لولهکشی، به پشتیبانی تدارکاتی و لجستیکی از فعالیتهای هواداران سازمان پرداخت. امکانات اندک اما دل بزرگش را در اختیار مقاومت گذاشت و بیهیچ چشمداشتی، هرچه داشت برای پیشبرد راه آزادی هزینه کرد. او مجاهدی سادهزیست، صادق و استوار بود که مبارزه را از دل زندگی روزمره آغاز کرده بود.
پس از موج گسترده اعدام هواداران سازمان و بهویژه از فردای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، علی بهشدت متأثر و خشمگین از جنایات رژیم خمینی شد. این خشم، او را به سکوت نکشاند؛ بلکه به اقدام کشاند. علی فعالانه به پشتیبانی از واحدهای عملیاتی مجاهد خلق علیه جنایتکاران رژیم برخاست و بیپروا، امکانات و توان خود را در اختیار همرزمان مجاهدش قرار داد.
در پی همین فعالیتها، در تابستان ۱۳۶۰ توسط مزدوران سپاه دستگیر و به زندان شهربانی آمل منتقل شد. در زندان، زیر شکنجههای وحشیانه قرار گرفت، اما در برابر فشار بازجویان و شکنجهگران سر خم نکرد. علی بر موضع مجاهدی خود ایستاد و ذرهای از باور و تعهدش عقب ننشست. ایستادگی او، حکم مرگش را امضا کرد.
دو ماه بعد، دژخیمان خمینی، این نوجوان ۱۸ ساله را در زندان آمل به جوخه اعدام سپردند. علی شفیعزاده سرفرازانه به خیل عظیم شهدای مجاهد خلق پیوست و در آخرین برگ از حیات کوتاه اما پرافتخارش، به عهد و پیمان خود با خدا و خلق وفا کرد؛ جانش را آگاهانه در راه آزادی و عدالت برای مردم ایران فدا نمود.
برادر بزرگتر او، مجاهد شهید خسرو شفیعزاده نیز در همان تابستان ۱۳۶۰ در آمل، توسط مزدوران خمینی به جوخه اعدام سپرده شد. دو برادر، دو مسیر، یک ایمان؛ گواه روشن ایستادگی خانوادهای که نامشان با مقاومت و شهادت در تاریخ آزادی ایران گره خورده است.

0 comments:
ارسال یک نظر