محل تولد: تهران
سن: ۱۸
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳-۷-۱۳۶۰
طلوع یک اراده در دل تهران
علی حاجاسماعیلی، در سال ۱۳۴۲ در تهران چشم به جهان گشود؛ نوجوانی که از همان سالهای نخست زندگی، نشانههای تعهد و روحیه مبارزاتی در وجودش نمایان بود. دوران ابتدایی را در تهران گذراند و سپس برای ادامه تحصیل راهی شاهرود شد؛ شهری که به صحنه نخستین فعالیتهای آگاهانه و انقلابی او تبدیل گردید.
بذر آگاهی در خاک محرومیت
از سال ۱۳۵۶، آشنایی علی با مجاهد شهید نجفعلی اشرفی، مسیر زندگیاش را دگرگون کرد. او با درک عمیق از رسالت یک مجاهد خلق، در محلههای محروم شاهرود، کتابخانهای به نام «شبدری» برپا نمود؛ سنگری فرهنگی که به کانون بیداری جوانان بدل شد. علی از همین مسیر، اندیشه آزادیخواهی را به دوستان و هممحلهایهایش منتقل میکرد و آنان را با آرمانهای والای سازمان آشنا میساخت.
در صفوف قیام علیه استبداد
در روزهای پرخروش سال ۱۳۵۷، علی در کنار مردم شاهرود، در تظاهرات علیه دیکتاتوری شاه فعالانه حضور داشت. او با پخش تصاویر بنیانگذاران و شهدای مجاهد خلق و معرفی رهبران دربند، نقشی مؤثر در شناساندن مسیر مبارزه ایفا کرد. پس از سرنگونی سلطنت، فعالیتهایش را در قالب انجمن دانشآموزان مسلمان ادامه داد و ارتباط خود را با جنبش ملی مجاهدین مستحکمتر ساخت.
محبوب دلهای محرومان
علی تنها یک مبارز سیاسی نبود؛ او یار صمیمی محرومان بود. کمکهای بیوقفهاش به خانوادههای نیازمند و رفتار گرم و انسانیاش، جایگاهی ویژه در میان مردم برایش رقم زد. همین ویژگیها باعث شد که اعتماد و علاقه عمیقی نسبت به او در میان اقشار محروم شکل گیرد.
گام در مسیر حرفهای مبارزه
در سال ۱۳۵۹، علی تحصیل خود را در شاهرود نیمهتمام گذاشت و به تهران بازگشت تا بهطور حرفهای در تشکیلات دانشآموزی سازمان به فعالیت بپردازد. او در تظاهرات سراسری ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، علیه سرکوب آزادیها، حضوری پررنگ داشت و پس از آن، وارد مرحله زندگی مخفی و مبارزه سازمانیافته شد.
حماسه ۵ مهر و نبرد تا آخرین نفس
در تظاهرات قهرمانانه ۵ مهر ۱۳۶۰ در تهران، علی در کنار واحدهای میلیشیای مجاهد خلق، با شعارهای کوبنده علیه استبداد ولایت فقیه به میدان آمد. در جریان درگیری مستقیم با پاسداران، پس از نبردی شجاعانه مجروح شد، اما حتی زخمهایش نیز نتوانست شعله مقاومتش را خاموش کند.
ایستادگی زیر شکنجه، پرواز در خون
پس از دستگیری، او را با همان پیکر زخمی به زندان اوین منتقل کردند. شکنجههای وحشیانه دژخیمان نهتنها ارادهاش را درهم نشکست، بلکه استواری و روحیه تهاجمیاش آنان را به وحشت انداخت. سرانجام، در ۱۳ مهر ۱۳۶۰، این مجاهد خلق دلیر را، در حالی که هنوز آثار زخم بر تن داشت، به جوخه اعدام سپردند و به شهادت رساندند.
مزار بینشان، یاد جاودان
دژخیمان حتی از تحویل پیکر پاکش به خانواده نیز خودداری کردند. پس از جستجوهای فراوان، خانوادهاش تنها توانستند نشانی محل دفن او و دیگر همرزمانش را بیابند؛ اما رژیم جنایتکار، آنان را از حضور بر مزار عزیزانشان نیز محروم ساخت و با آزار و اذیت، تلاش کرد یاد آنان را خاموش کند.
اما نام علی حاجاسماعیلی، بهعنوان یک مجاهد خلق فداکار، در حافظه تاریخ مقاومت ایران جاودانه شد؛ شعلهای که نه سرکوب، نه شکنجه و نه اعدام، هرگز نتوانست آن را خاموش کند.

0 comments:
ارسال یک نظر