حماسهها و مقاومتهای تاریخی هرگز با مرور زمان رنگ نمیبازند، بلکه در شریان نسلهای پیاپی جاری میشوند. یکی از برجستهترین این حماسهها در تاریخ مبارزات میهن ما، ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ است؛
روزی که صلابت، جنگآوری و عزم آهنین مجاهدین خلق در برابر سرکوب و انحصارطلبی به اثبات رسید. در آن صبح خونین، با تکمیل حلقه محاصره پاسداران بر گرداگرد پایگاههای مقاومت در تهران، نبردی نابرابر اما بیمانند از نظر ایمان و اراده شکل گرفت.درخشش فرمانده سیاوش سیفی و یارانش
در پیشاپیش آن مجاهدان پاکباز، فرمانده قهرمان سیاوش سیفی قرار داشت؛ مجاهدی که با رشادت تمام صحنه نبرد را هدایت کرد و پس از مقاومتی تا آخرین توان، همراه با دهها تن از یارانش به شهادت رسید. آنان که ننگ تسلیم را هرگز نپذیرفتند، ثابت کردند که راه مجاهد، فداکاری برای آزادی است. پیکرهای غرقه در خونشان گواهی بر این حقیقت بود که مشعل برافراشتهٔ آزادی هرگز خاموش نخواهد شد.
سنت ایستادگی؛ از دهه ۶۰ تا قتلعام ۶۷
این ایستادگی پرشکوه، بذری بود که در تاریکترین روزهای میهن کاشته شد. آتشی که در ۱۰ مرداد ۶۱ در پایگاههای تهران برپا شد، سالها بعد در سربهدار شدن هزاران مجاهد خلق در تابستان ۱۳۶۷ تجلی یافت. شهدای ۶۷ با پایداری در برابر دادگاههای مرگ، همان الگوی سیاوش سیفیها را در پیش گرفتند: «ایستادگی تا آخرین نفس». این جریان تاریخی خط سرخی را ترسیم کرد که در آن، ایمان بر نابرابری قوای نظامی دشمن پیروز شد.
پیوند نسلی و استمرار راه آزادی
امروز در ادامه همان خط سرخ، شاهد حضور نسلهای نوین هستیم. روح سرکش و آزادیخواه سیاوش سیفی و یارانش، در قامت جوانانی متجلی شده که در قالب کانونهای شورشی و رزمندگانی چون یگان وحید بنیعامریان، همان مسیر را در خیابانها و صحنههای نبرد امروز بازآفرینی میکنند.
اگر در سال ۱۳۶۱ حکومت حاکم با سلاحهای نیمهسنگین خیال نابودی کامل مقاومت را در سر میپروراند، گذر زمان بطلان این پندار را اثبات کرد. پیام «نبرد تا پیروزی» که از پایگاههای تهران به گوش میرسید، اکنون در ندای جوانانی طنینانداز است که سراسر ایران را به کانون پایداری بدل کردهاند. یاد سیاوش سیفی و یارانش نه صرفاً یک خاطره، بلکه ستاره راهنمای تمامی کسانی است که به ایرانی آزاد و دموکراتیک میاندیشند.

0 comments:
ارسال یک نظر