محل تولد: تبریز
سن: ۳۵
تحصیلات: -
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: ۲۸-۵-۱۳۶۰
زندانی زمان شاه: سه سال از ۵۴ تا ۵۷
نحوه شهادت: تیرباران
مجاهد شهید احمد گوراوانی در سال ۱۳۲۵ در شهر تبریز چشم به جهان گشود. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، وارد بازار کار شد و با راهاندازی مغازهای کوچک در بازار تبریز، روزی خود را تأمین میکرد.
احمد در دهه ۱۳۴۰ با مفاهیم سیاسی و جریان مبارزه آشنا شد. پس از علنی شدن سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۵۰، آرمانهای آزادیخواهانه خود را در این مسیر یافت و به صف هواداران سازمان پیوست. او در سال ۱۳۵۱ از طریق ارتباط با جمعی از هواداران، فعالیتهای تبلیغاتی خود را علیه دیکتاتوری پهلوی آغاز کرد. مغازه او در بازار تبریز به محلی برای رفتوآمد و تجمع جوانان انقلابی تبدیل شده بود؛ جایی که به کمک همرزمانش، اطلاعیهها و دفاعیات مجاهدین تکثیر و توزیع میشد. روحیات مردمی و صداقت احمد موجب شده بود تا از محبوبیت ویژهای در میان بازاریان تبریز برخوردار شود.
بهدنبال همین فعالیتهای افشاگرانه، ساواک شاه در سال ۱۳۵۴ او را بازداشت کرد. احمد به دلیل پشتیبانیهای مالی و تدارکاتی از سازمان، زیر شدیدترین شکنجههای ساواک قرار گرفت، اما با مقاومت و پایداری از این آزمون عبور کرد و در دادگاه نظامی به حبس ابد محکوم شد. محیط زندان برای او به آموزشگاهی برای تعمیق آگاهی سیاسی و آشنایی بیشتر با آموزههای سازمان تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۵۷ و در اوج قیام مردم ایران، همراه با سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد و به صفوف مبارزات مردمی پیوست. آزادی او با استقبال پرشور مردم و بازاریان تبریز همراه بود.
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، فعالیتهای احمد با سازمان ادامه یافت. او به عنوان یکی از کادرهای شناختهشده و مورد اعتماد در بخش اصناف تبریز، تمام توان و امکانات خود را به کار گرفت. برگزاری نشستهای روشنگرانه و سخنرانی برای جوانان در تبریز و شهرهای اطراف مانند اسکو، از جمله اقدامات او در فاز سیاسی بود.
با پایان یافتن فاز سیاسی و آغاز مرحله جدید مبارزات، احمد به زندگی مخفی روی آورد. در تاریخ ۹ تیر ۱۳۶۰، هنگامی که از یک مأموریت سازمانی به تبریز بازمیگشت، توسط یک عنصر وابسته به رژیم در اتوبوس شناسایی شد. با اطلاعرسانی وی به نیروهای پاسدار، اتوبوس در ترمینال تبریز متوقف شد و احمد دستگیر و به شکنجهگاه منتقل گردید.
بازجویان رژیم به دلیل موقعیت اجتماعی و شناختهشده بودن احمد در تبریز، تلاش داشتند با یک ماه شکنجههای وحشیانه و نگهداری در سلول انفرادی، او را به مصاحبه تلویزیونی و ندامت وادار کنند؛ اما او با پایداری تا پای جان، زیر شکنجهها تسلیم نشد.
روایتی از همبندی شهید
یکی از همبندیهای مجاهد شهید احمد گوراوانی، شرایط حضور او در زندان را اینگونه روایت کرده است:
«بعد از دهم تیر ۱۳۶۰، یکی از بچهها گفت که احمد را در دادگاه دیده است. احمد برای همه بچهها چهرهای شناختهشده بود و همه منتظر بودند فرصتی پیش بیاید تا او را هنگام رفتن به دستشویی ببینند، چرا که تمام درهای بند انفرادی را میبستند. تا اینکه یک روز، در حالی که پاسداری نزدیک او حرکت میکرد، موفق شدیم او را ببینیم. بچهها تاب نیاوردند و به احمد سلام کردند؛ در حالی که همه میدانستند بهای سلام دادن در آن روزها چه بود. احمد نیز با گرمی جواب سلام بچهها را داد و همین دیدار کوتاه، روحیه همه را به شدت بالا برد.
دو روز بعد، احمد با وجود کنترلهای شدید، توانست روی یک کاغذ پوستی یادداشتی را جاسازی کرده و برای ما بفرستد. در آن یادداشت، تحلیل سازمان درباره ۳۰ خرداد، خلاصهای از تاریخچه ۲۸ مرداد، کودتا و ۱۵ خرداد ۴۲ نوشته شده بود و مسئولیت تاریخی پیشرو را یادآوری میکرد. مهمترین جملهای که از آن نوشته در یادم مانده این بود که ۳۰ خرداد برای سازمان یک لیلةالقدر و نقطه عطفی در مبارزات تاریخ ایران است.
رژیم احمد را همواره در بند مجرد (انفرادی) نگه داشت و هرگز او را به بند عمومی نیاورد، زیرا میدانست حضور او چه تأثیر عمیقی بر روحیه سایر زندانیان میگذارد.»
شهادت
سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۶۰—تنها کمتر از دو ماه پس از دستگیری—احمد گوراوانی به حکم دادگاه انقلاب تبریز به جوخه تیرباران سپرده شد و جان خود را فدای آزادی کرد.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد

0 comments:
ارسال یک نظر