محل تولد: اهواز
سن: ۱۷
تحصیلات: دانش آموز
محل شهادت: همدان
تاریخ شهادت: ۹-۷-۱۳۶۰
پروین گیلانی، در سال ۱۳۴۳ در خانوادهای متوسط در اهواز به دنیا آمد. تنها ۱۷ سال داشت؛ دانشآموزی جوان که از همان کودکی بهدلیل اخلاق، رفتار و صداقت مثالزدنیاش در میان خانواده و آشنایان، چهرهای نمونه و دوستداشتنی بود. شور و صداقت عمیقی که در وجودش داشت، با وجود سن کم، او را خیلی زود به مسیر مبارزه کشاند.
پروین فعالیت سیاسی خود را در دوران مبارزات مردم علیه نظام دیکتاتوری شاه آغاز کرد. در حالی که تنها ۱۴ سال از عمرش گذشته بود، با حضور فعال در راهپیماییها و تظاهرات، در کنار مردم قرار گرفت و در مبارزات ضدسلطنتی شرکت کرد.
پس از قیام ۲۲ بهمن، پروین که تحقق آرمانهای والای خود را در سازمان مجاهدین خلق میدید، به صف میلیشیای مجاهد خلق پیوست و فعالیتهایش را در این مسیر ادامه داد.
این زن مجاهد خلق بارها از سوی نیروهای ارتجاع مورد ضربوشتم و تهدید قرار گرفت، اما هر بار با ارادهای محکمتر به مبارزه بازگشت. تهدید و فشار نتوانست او را از راهی که انتخاب کرده بود بازدارد.
در مهرماه ۱۳۵۹، پس از آغاز جنگ ایران و عراق، پروین به همراه شماری از خواهران و برادران مجاهد خلق خود در ارتباط با جبههها و چادرهای امداد مجاهدین، مشغول خدمت به مردم بود که دستگیر شد. او به مدت ۱۵ روز در زندانهای آن دوران تحت شکنجه قرار گرفت، اما این فشارها نیز نتوانست عزم او را درهم بشکند.
پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، پروین نیز همانند دیگر مجاهدین و میلیشیای مجاهد خلق به مبارزه ادامه داد و در تیمهای مجاهد خلق فعالیت کرد.
در ۵ مهرماه ۱۳۶۰، پروین به همراه دو تن دیگر از خواهران مجاهدش در میدان همدان دستگیر و بلافاصله به زندان منتقل شد. دوران بازداشت با شکنجه و فشار برای گرفتن اطلاعات همراه بود؛ اما پروین حاضر نشد هیچ اطلاعاتی در اختیار شکنجهگران قرار دهد.
او در بیدادگاه نیز تسلیم نشد. پروین نهتنها از مواضع و آرمانهای خود دفاع کرد، بلکه همان دادگاهی را که برای محکوم کردن او برپا شده بود، به صحنه افشا و محاکمه رژیم تبدیل کرد.
«بگو جرم من چیست؟»
در بخشی از دفاعیات قهرمانانه پروین گیلانی، هنگامی که رئیس دادگاه اتهام او را مطرح کرد، پروین با صراحت پرسید:
«بگو جرم من چیست؟»
در ادامه، هنگامی که تلاش شد با تهدید و فشار او را مرعوب کنند، پروین با شهامتی کمنظیر ایستاد و اعلام کرد که از آنان نمیترسد.
رئیس دادگاه سپس تلاش کرد با وعده توبه و بخشش، مقاومت او را درهم بشکند؛ اما پروین این تلاش را نیز رد کرد و خطاب به آنان گفت که گرچه در بیدادگاه آنان محاکمه میشود، اما آنان در دادگاه خلق محاکمه خواهند شد.
او حتی در واپسین لحظات دفاع خود، با خواندن آیاتی از قرآن، بیدادگاه و تمامیت رژیم حاکم را به چالش کشید و اجازه نداد فضای رعب و شکنجه، صدای اعتراضش را خاموش کند.
سرانجام در سحرگاه پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۳۶۰، پروین گیلانی به همراه شماری از خواهران و برادران مجاهدش به جوخه اعدام سپرده شد و در ۱۷سالگی به کاروان شهدای مجاهد خلق پیوست.
اما داستان پروین با تیرباران او پایان نیافت.
پس از شهادتش، پاسداران و نیروهای حکومتی تلاش کردند از برگزاری مراسم شب هفت او جلوگیری کنند؛ اما مردم حاضر در مراسم در برابر این فشارها ایستادند و نیروهای حکومتی را وادار به عقبنشینی کردند. مراسم بزرگداشت پروین گیلانی با حضور انبوه مردم و به دور از حضور نیروهای حکومتی برگزار شد.
وصیت پروین؛ انتخاب یک راه
پروین گیلانی در وصیتنامهاش، انتخاب خود را چنین بیان کرده بود:
«من پروین گیلانی فرزند عبدالله با اعتقاد و ایمانی راسخ قدم به راهی گذاشتم که میشه در پی آن بودم، راهی که راهگشای تمامی خلقهای تحت ستم از زیر یوغ استثمار و استعمار و استبداد باشد و آن راه مجاهدین خلق است.»
او در ادامه، مبارزه با استبداد را وظیفه انسانی خود دانست و نوشت که تمام هستیاش، یعنی تنها جانش را، در این راه میگذارد و امیدوار است خداوند این هدیه را بپذیرد.
پروین وصیتنامهاش را با این جمله به پایان رساند:
«مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.»
و نام خود را در پای آن ثبت کرد:
پروین گیلانی ـ ۱۲/۵/۶۰
پروین تنها ۱۷ سال داشت؛ اما در همان سالهای کوتاه زندگی، راهی را انتخاب کرد که تا آخرین لحظه بر آن ایستاد. نام او در شمار زنانی ثبت شد که در سالهای نخست دهه ۶۰، در برابر سرکوب ایستادند و جان خود را در راه آرمانشان از دست دادند.

0 comments:
ارسال یک نظر