محل تولد: همدان
سن: ۲۸
تحصیلات: دانشجوی پزشکی
محل شهادت: مشهد
تاریخ شهادت: ۴-۷-۱۳۶۰
مجاهد شهید محسن صفدریان (صفدر) در سال ۱۳۳۲، در یکی از محلات فقیرنشین شهر همدان به دنیا آمد. دوران دبستان و دبیرستان را در همدان گذراند. پدرش دکان بقالی کوچکی داشت و درآمد اندک آن بهسختی کفاف زندگی خانواده را میداد.
محسن از کودکی با واقعیت تلخ فقر و محرومیت و اختلاف طبقاتی روبهرو بود. آنچه بیش از همه ذهن او را به خود مشغول میکرد، ریشههای این نابسامانیها و علت وجود چنین فاصلهای میان محرومان و صاحبان قدرت و ثروت بود. او نمیتوانست در برابر رنج مردم بیتفاوت بماند و همواره در جستجوی راهی برای تغییر این شرایط بود.
محسن در کنکور سراسری سال ۱۳۵۱ شرکت کرد و در رشته بهزیستی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. حضور در دانشگاه، او را با فعالیتهای اعتراضی و مبارزاتی دانشجویان علیه دیکتاتوری شاه آشنا کرد. در اعتصابات دانشجویی سال ۱۳۵۲، محسن حضوری فعال داشت و خیلی زود روحیه مبارزاتی خود را در میدان عمل نشان داد.
او در همان سال برای دومین بار در کنکور سراسری شرکت کرد و این بار در رشته پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شد.
محسن از همان نخستین سال تحصیل در دانشگاه مشهد، در مبارزات دانشجویی شرکت کرد. در جریان یکی از اعتصابات عمومی دانشگاه که به تخریب سلفسرویس دانشکده پزشکی انجامید، او نیز فعالانه حضور داشت. مدیریت دستنشانده دانشگاه برای درهم شکستن اعتصاب، حدود ۴۰ دانشجو را از دانشکدههای مختلف دستگیر و اخراج کرد که محسن نیز در میان آنان بود. او علاوه بر محرومیت از یک سال تحصیل، از خوابگاه نیز اخراج شد.
اما این فشارها نهتنها اراده او را درهم نشکست، بلکه عزمش را برای ادامه مبارزه بیشتر کرد.
یک سال بعد، در روز ۱۶ آذر، روز دانشجو، محسن همراه با یک دانشجوی داوطلب دیگر برای جلوگیری از برگزاری کلاس در این روز وارد یکی از کلاسها شد. آنها چراغها را خاموش کردند و با ورود دیگر دانشجویان اعتصابی به کلاس، مانع ادامه درس شدند. بهدنبال این اقدام، محسن برای دومین بار به مدت یک سال از ادامه تحصیل محروم شد.
او در سال ۱۳۵۵ با دانشجویان هوادار سازمان آشنا شد و از آن پس فعالیتهای مبارزاتیاش با برنامهریزی مشخص و نظم تشکیلاتی بیشتری ادامه یافت.
بخش عمده فعالیتهای او در این دوران شامل پخش اعلامیه، سازماندهی تظاهراتهای کوچک ۳۰ تا ۴۰ نفره و تهاجم به مراکز فساد رژیم شاه بود. این فعالیتها در جریان قیام مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه در سال ۱۳۵۷ به اوج رسید و محسن با تمام توان در این خیزش مردمی شرکت کرد.
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی و تشکیل انجمن دانشجویان مسلمان ـ هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، محسن مسئولیت تبلیغات در انجمن دانشکده پزشکی مشهد را برعهده گرفت.
مدتی بعد، بهدلیل شایستگی و توانمندیای که در انجام مسئولیتهایش از خود نشان داد، بهعنوان مسئول هماهنگی برنامههای تبلیغاتی انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه مشهد انتخاب شد.
محسن پس از تعطیلی دانشگاهها در جریان کودتای فرهنگی خمینی، تا اواخر سال ۱۳۵۹ این مسئولیت را ادامه داد.
پس از آن، مسئولیت میلیشیای دانشآموزی و امنیت این بخش را برعهده گرفت. حدود دو تا سه ماه بعد، به بخش سیاسی نهاد دانشآموزی مشهد منتقل شد و مسئولیت این بخش را به عهده گرفت.
پس از تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، که محسن نیز در آن حضور داشت، مسئولیت نظامی نهاد دانشآموزی را برعهده گرفت.
در این دوران، تحت فرماندهی او عملیاتهای متعددی با موفقیت انجام شد. از جمله، چند تظاهرات کوچک مسلحانه در خیابانهای مشهد به هدایت او صورت گرفت. جسارت، انضباط و دقت محسن در فرماندهی و اجرای این عملیاتها، نقشی مهم در موفقیت آنها داشت.
محسن جوانی بود که در میدان مبارزه، از خطر نمیهراسید. هر مسئولیتی را که برعهده میگرفت، با جدیت، نظم و روحیه فداکارانه به انجام میرساند و تا آخرین توان برای پیشبرد مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران تلاش میکرد.
سرانجام این مجاهد پاکباز در شهریور سال ۱۳۶۰، هنگام یک تردد، مورد تعقیب دو خودروی گشتی سپاه خمینی قرار گرفت. در نبردی رودررو و نابرابر، پس از اصابت گلوله و زخمی شدن، دستگیر و روانه شکنجهگاه شد.
اما شکنجه نیز نتوانست او را به تسلیم وادار کند.
محسن در برابر تمامی شکنجهها قهرمانانه مقاومت کرد و تا آخرین لحظه بر سر موضع مجاهدی خود ایستاد. دژخیمان خمینی نتوانستند اراده او را درهم بشکنند و او سرانجام همراه با ۱۱ مجاهد دیگر، در سحرگاه ۴ مهر ۱۳۶۰ در زندان مشهد تیرباران شد.
محسن صفدریان و یارانش در آخرین لحظات زندگی نیز سر فرود نیاوردند. آنان در حالی که به سوی جوخه تیرباران برده میشدند، فریاد میزدند:
«مرگ بر خمینی جلاد»
و
«درود بر مجاهدین»
این آخرین فریاد محسن، فریاد انسانی بود که از کودکی درد محرومان را دیده بود، در دانشگاه علیه دیکتاتوری ایستاده بود، در قیام مردم شرکت کرده بود و سرانجام جان خود را در راه آزادی مردم ایران فدا کرد.
مجاهد شهید محسن صفدریان (صفدر)، دانشجوی پزشکی و فرزند محرومان همدان، تا آخرین لحظه ایستاد؛ شکنجه را شکست داد و با فریاد آزادی به استقبال شهادت رفت.

0 comments:
ارسال یک نظر